گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

کتاب «مثنوی معنوی»: اثر جلال‌الدین محمد مولوی، شاعر قرن هفتم هجری، در شش دفتر

بروزرسانی شده در: 1:47 1405/03/10 مشاهده: 704     دسته بندی: کپسول آموزشی

کتاب «مثنوی معنوی»: گنجینهٔ پندهای شیرین مولوی

داستان‌های آموزنده از دل شعرهای کهن برای زندگی امروز ما
چکیده: کتاب مثنوی معنوی سرودهٔ جلال‌الدین محمد مولوی، شاعر بزرگ قرن هفتم هجری، یک کتاب شش دفتریِ پُرداستان و پند است. در این مقاله می‌خوانیم که چرا مولوی این کتاب را نوشت، شخصیت‌های اصلی داستان‌هایش چه کسانی هستند و چگونه می‌توانیم از شعرهای او در زندگی روزمرهٔ خود مثل دوستی و بخشش استفاده کنیم.

مثنوی چیست و مولوی چگونه آن را سرود؟

«مثنوی» اسم یک نوع شعر است که در آن هر دو مصراعِ پشت‌سرهم با هم قافیه می‌شوند. یعنی اگر بیت اول با «رفت» و «گرفت» تمام شود، بیت دوم قافیهٔ دیگری دارد. کتاب مثنوی معنوی۶ دفتر (یعنی ۶ جلد) دارد و مولوی بیشتر این شعرها را برای شاگردانش می‌گفت تا مفاهیم اخلاقی و عرفانی را ساده یاد بگیرند. شاگردان هم نوشتند و کتاب بزرگ شد. امروز از این کتاب به عنوان «قرآنِ فارسی» یاد می‌کنند، چون پر از حکمت و پند است.

درون هر دفتر، داستان‌های کوتاه و بلندی وجود دارد؛ مثلاً داستان «پیل در خانهٔ تاریک» که نشان می‌دهد آدم‌ها وقتی فقط بخشی از حقیقت را ببینند، دعوا می‌کنند. یا داستان «طوطی و بازرگان» که دربارهٔ قدر دانستن داشته‌هایمان است. جالب است که بیشتر شخصیت‌های داستان‌ها، حیوانات یا آدم‌های معمولی مثل نجار، شتربان، زن همسایه و کودکان هستند تا یادگیری برای دانش‌آموزانی مثل شما آسان باشد.

شمارهٔ دفترموضوع اصلییک داستان معروف
دفتر یکمتوجه به خدا و دوری از خودخواهیشکایت پیرزن از گریه‌های گاو نر
دفتر دومصبر و راستیمردی که برای شترش دعا می‌کرد
دفتر سومعشق و مهربانیطوطی و بازرگان (معروف‌ترین داستان)

چطور از مثنوی در زندگی خودمان استفاده کنیم؟

شاید فکر کنید کتابی که ۷۰۰ سال پیش نوشته شده برای ما بچه‌های امروزی جذاب نیست. اما داستان‌های مثنوی مانند یک آینه هستند؛ رفتارهای ما را نشان می‌دهند. مثلاً در داستان «پیل در تاریکی» که گروهی پیل را لمس کردند و هرکدام چیزی گفت (یکی خرطوم را مار نامید، یکی پا را ستون)، می‌فهمیم که اگر با دوستمان دعوا داریم، شاید فقط یک گوشهٔ ماجرا را دیده باشیم. یا داستان «گرگ و میش» که دربارهٔ دروغگویی است: یک چوپان برای شوخی فریاد زد «گرگ آمد!»، مردم دویدند ولی دروغ بود. وقتی واقعاً گرگ آمد، کسی باور نکرد. این دقیقاً همان چیزی است که در مدرسه دربارهٔ راستگویی به ما یاد می‌دهند.

نکتهٔ کلیدیمولوی معتقد است: هر داستان مثنوی یک راه ساده برای بهتر زندگی کردن است. وقتی در مدرسه کسی به شما ظلم می‌کند، داستان «نالهٔ نی» را به خاطر بیاورید که می‌گوید از جدایی رنج می‌برد؛ و راه حل آن «دوستی و گفتگو» است.

سه پرسش چالشی از مثنوی برای دانش‌آموزان

پرسش ۱: چرا مولوی در داستان‌هایش از حیوانات حرف می‌زند؟
پاسخ: چون وقتی یک روباه حرف می‌زند یا یک خر خودخواه است، ما بدون ناراحتی درس می‌گیریم. مثلاً اگر بگوید «دانش‌آموزی مثل کلاغ جیغ می‌کشد»، شاید کسی ناراحت شود. اما وقتی می‌گوید «کلاغ به دنبال دانه بود و بانگ زد»، همه می‌خندند و یاد می‌گیرند که نباید بی‌موقع سروصدا کنیم.
پرسش ۲: آیا خواندن مثنوی سخت است؟ ما که هنوز بزرگ نشده‌ایم.
پاسخ: نسخهٔ سادهٔ مثنوی برای بچه‌ها وجود دارد که به نثر روان نوشته شده. شما لازم نیست همهٔ ۲۶۰۰۰ بیت را بخوانید. کتاب درسی فارسی پایهٔ ششم هم یکی از داستان‌های مثنوی به نام «بازرگان و طوطی» را آورده است. پس اگر معلم آن را می‌خواند، دقیقاً همان حکمت مولوی است.
پرسش ۳: به نظر شما کدام داستان مثنوی به درد مشق شب و تنبلی می‌خورد؟
پاسخ: داستان «مردی که برای نان دعوا می‌کرد». آن مرد به جای کار کردن، به درگاه خدا می‌نالید و می‌گفت «چرا نان ندارم؟». تا اینکه فهمید باید تلاش کند. اگر شما برای مشق شب تنبلی کنید و فقط بگویید «نمی‌شود»، مثل همان مرد هستید. مولوی می‌گوید: تلاش کوچک، بهتر از آرزوی بزرگ بدون کار است.
مثنوی معنوی فقط یک کتاب شعر کهنه نیست؛ بلکه مانند یک دوست دانا کنار ماست. هر داستان آن یک راهکار عملی دارد: برای رفع کینه، برای تقویت راستی، برای دوستی با همکلاسی. اگر دانش‌آموز پایهٔ ششم یا هفتم هستید، کافی است یکی از قصه‌های کوتاه آن را از کتابفروشی یا اینترنت (با کمک پدر و مادر) پیدا کنید و بخوانید. آن وقت می‌بینید که مولوی حرف دل شما را هم فهمیده است. پس این گنجینهٔ گرانبهای ادبیات فارسی را از دست ندهید.