کتاب «جوامع الحکایات»: گنجینهای از داستانهای پندآموز
جوامع الحکایات چه نوع کتابی است و چه بخشهایی دارد؟
کتاب «جوامع الحکایات» را میتوان مثل یک قفسهٔ بزرگ پر از دفترچههای داستان کوتاه تصور کرد. محمد عوفی، نویسندهٔ این کتاب، سفرهای زیادی کرده و داستانهای بسیاری از پادشاهان، وزیران، دانشمندان و مردم عادی را شنیده و سپس آنها را در این کتاب گردآوری کرده است. این کتاب به چند بخش بزرگ تقسیم میشود که هر بخش دربارهٔ یک موضوع اخلاقی است؛ مانند:
| نام بخش | موضوع اصلی | مثال ساده |
|---|---|---|
| بخش عدل و داد | چگونه حاکمان باید با مردم مهربان باشند | داستان پادشاهی که به شکایت یک کودک گوش داد |
| بخش سخاوت و بخشش | اهمیت کمک به دیگران بدون چشمداشت | حکایت بازرگانی که تمام دارایی خود را به فقرا بخشید |
| بخش علم و دانش | ارزش یادگیری و احترام به معلم | ماجرای دانشآموزی که شبها تا دیروقت درس میخواند |
هر حکایت در این کتاب معمولاً کوتاه است، شبیه به یک انشای یک صفحهای، و در پایان آن یک نتیجهٔ اخلاقی یا تاریخی بیان میشود. خواندن این حکایتها مثل این میماند که پدربزرگ یا مادربزرگتان برای شما داستانی تعریف کنند و بعد بگویند: «پسرم، از این داستان چه میآموزی؟».
چرا این حکایتها برای زندگی ما مفید هستند؟ (مثالهای روزمره)
شاید فکر کنید کتابی که حدود ۸۰۰ سال پیش نوشته شده به کار امروز ما نمیآید. اما اینطور نیست! بیایید چند مثال از زندگی خودتان بزنیم:
- حکایت دربارهٔ راستگویی: در «جوامع الحکایات» داستانی است دربارهٔ کودکی که دروغ میگفت و همه از او دور شدند. این همان چیزی است که در مدرسه یا در خانه تجربه میکنیم. اگر به دوستتان بگویید «تکالیف را انجام دادم» در حالی که انجام ندادهاید، بعداً دیگر حرفتان را باور نمیکند. کتاب به ما یادآوری میکند که راستی مثل چسب محکمی است که دوستیها را نگه میدارد.
- حکایت دربارهٔ کمک به دیگران: فرض کنید همکلاسی شما مدادش را گم کرده. اگر مداد اضافه دارید و به او بدهید، او هم در روز دیگر به شما کمک خواهد کرد. در یک حکایت از این کتاب، بازرگانی به مسافری گرسنه غذا میدهد و سالها بعد همان مسافر جان بازرگان را از خطر نجات میدهد. پس کمک کردن مثل دانهای است که بعداً درخت میشود.
- حکایت دربارهٔ درس خواندن: شاید گاهی حوصلهٔ درس خواندن نداشته باشید. در کتاب داستانی است دربارهٔ کودکی که هر روز زودتر از دیگران بیدار میشد و درسهایش را مرور میکرد. او در امتحانات همیشه موفق بود. این یعنی تلاش کوچک روزانه، نتیجهٔ بزرگ میدهد.
سه پرسش چالشی دربارهٔ جوامع الحکایات
پرسش ۱: چرا محمد عوفی به جای گفتن مستقیم پند، از حکایت استفاده کرده است؟
پاسخ: چون وقتی داستانی میشنویم، آن را بهتر به خاطر میسپاریم. مثلاً اگر معلم بگوید «قدر دوستانتان را بدانید»، شاید زود فراموش کنید. اما اگر داستان دو بچهمیمون را تعریف کند که یکی به دیگری کمک کرد، تا سالها آن داستان در ذهنتان میماند.
پرسش ۲: آیا همهٔ حکایتهای این کتاب واقعی هستند؟
پاسخ: نه لزوماً. بعضی حکایتها بر اساس رویدادهای تاریخی نوشته شدهاند و بعضی دیگر افسانههای پندآموز هستند. فرق نمیکند واقعی باشند یا تخیلی، مهم این است که پیام مفیدی دارند. مثل ضربالمثلهایی که مادربزرگها میگویند: حتی اگر دقیقاً واقعی نباشند، حرف درستی دارند.
پرسش ۳: چگونه میتوانیم از این کتاب در زندگی روزمرهٔ مدرسه استفاده کنیم؟
پاسخ: وقتی بین دو نفر از همکلاسیهایتان دعوا شد، میتوانید یکی از حکایتهای این کتاب را برایشان تعریف کنید تا بدون داد و فریاد، دعوا را تمام کنند. یا وقتی میخواهید انشایی با موضوع اخلاقی بنویسید، میتوانید از الگوی این حکایتها استفاده کنید؛ یعنی اول داستانی کوتاه بنویسید و بعد پیامش را بگویید.