درگذرم: از دنیا بروم، بمیرم
مرگ یعنی چه و چه فرقی با خواب دارد؟
مرگ یعنی پایان کار بدن. وقتی کسی از دنیا میرود، قلبش دیگر نمیتپد، نفس نمیکشد، احساس گرسنگی یا خستگی نمیکند و به هیچ دردی واکنش نشان نمیدهد. اما خواب این طور نیست. در خواب، بدن هنوز کار میکند، قلب میتپد و ما رویا میبینیم. تفاوت دیگر در برگشتن است: از خواب بیدار میشویم، اما از مرگ کسی به زندگی برنمیگردد.
برای درک بهتر، بیایید یک گل را تصور کنیم. گل وقتی از بوته جدا میشود، کمکم پژمرده میشود، رنگش میرود و دیگر رشد نمیکند. مرگ هم برای جانداران همین گونه است. هر موجود زندهای - از یک حشرهٔ کوچک تا یک نهنگ بزرگ - روزی میمیرد. این یک قانون طبیعی است، نه تنبیه و نه اتفاق بدِ عجیب.
| ویژگی | خواب | مرگ |
|---|---|---|
| تنفس | آهسته ولی ادامه دارد | به طور کامل قطع میشود |
| حرکت و واکنش | امکان غلت زدن یا پرت شدن وجود دارد | هیچ حرکتی ندارد |
| بازگشت | همیشه بیدار میشویم | بازگشتی در کار نیست |
در زندگی روزمره با مرگ چه جاهایی روبرو میشویم؟
حتماً برای تو هم پیش آمده که یک روز صبح ببینی ماهی قرمز تنگت روی آب افتاده و حرکت نمیکند. یا شاید گلدان گیاه کلاس، خشک شده باشد. گاهی هم خبر میرسد که پدربزرگ یا همسایهٔ مهربانی از دنیا رفته است. در فیلمها و انیمیشنها نیز شخصیتهایی میمیرند. برای مثال، در کارتون «شیرشاه»، موفاسا از صخره سقوط میکند و دیگر بیدار نمیشود. این صحنه برای بسیاری از بچهها غمانگیز است، اما کمک میکند بفهمیم مرگ چه حسی دارد.
وقتی کسی از دنیا میرود، خانواده و دوستانش مراسمی به نام «ختم» یا «ترحیم» میگیرند. در آن روزها افراد با هم گریه میکنند، خاطرات خوب را به یاد میآورند و به خانوادهٔ آن شخص تسلیت میگویند. گریه کردن و غمگین شدن در این مواقع کاملاً طبیعی است. حتی بزرگترها هم گریه میکنند. تو هم اگر احساس ناراحتی یا ترس داری، حتماً با یک بزرگتر قابل اعتماد مثل پدر، مادر یا معلمت حرف بزن.
چند پرسش و پاسخ چالشی برای دانشآموزان
پرسش آیا من هم روزی میمیرم؟
پاسخ بله، همهٔ جانداران از کوچکترین حشره تا بزرگترین انسان، روزی از دنیا میروند. اما نگران نباش؛ این اتفاق معمولاً وقتی خیلی خیلی پیر شدهایم میافتد. تو اکنون در سن کودکی هستی و بدن سالم و پرنشاطی داری. به جای فکر کردن به پایان راه، بهتر است از همین الان لذت ببری: بازی کنی، درس بخوانی، با دوستانت وقت بگذرانی و کارهای خوب انجام دهی.
پرسش اگر مادرم یا پدرم بمیرند، من تنها میشوم؟
پاسخ این یکی از ترسهای رایج بین بچههاست. خبر خوب این است که در بیشتر مواقع، پدر و مادرها وقتی تو بزرگ شدهای و خودت میتوانی از خودت مراقبت کنی، خیلی پیر میشوند. ضمناً همیشه افراد دیگری هستند که دوستت دارند: خواهر و برادر، پدربزرگ و مادربزرگ، عمه، خاله، معلمها و دوستان خوب. هیچ کس در این دنیا کاملاً تنها نمیماند.
پرسش آیا مردن خیلی درد دارد؟
پاسخ بسیاری از کسانی که از نزدیک مرگ عزیزی را دیدهاند، میگویند خودِ لحظهٔ مرگ معمولاً دردناک نیست. گاهی بیماری باعث درد میشود، اما پزشکان با دارو جلوی درد را میگیرند. خودِ رفتن از دنیا، شبیه خاموش شدن یک شمع یا پایان یک فیلم است؛ یک لحظه هستی و لحظهٔ بعد نیستی. بیشتر ترس ما از ندانستن است، نه از خودِ مرگ.
مرگ پایان زندگی است، اما زندگی ارزش زندگی کردن را دارد. هر روزی که از خواب بیدار میشوی، یک فرصت تازه است برای خندیدن، یاد گرفتن، کمک به دیگران و دوست داشته شدن. به جای آنکه نگران «روز رفتن» باشی، روی «روز بودن» تمرکز کن. اگر دربارهٔ مرگ سوالی ذهنت را مشغول کرده، نترس و بپرس. بزرگترها دوست دارند به تو کمک کنند. یادت باشد: گریه کردن و غمگین شدن برای رفتن یک عزیز، نشانهٔ عشق و مهربانی توست، نه نشانهٔ ضعف. پس زندگی کن، شاد باش و از همین امروز یک کار خوب برای کسی که دوستش داری انجام بده.