جمعیت شاغل: تعریف، اهمیت و تحلیل بازار کار ایران
تعریف عملیاتی جمعیت شاغل و مؤلفههای آن
برای درک صحیح آمارهای بازار کار، ابتدا باید با تعریف دقیق «جمعیت شاغل» آشنا شویم. مرکز آمار ایران، مشابه با تعاریف استاندارد سازمان بینالمللی کار1، جمعیت شاغل را به این صورت تعریف میکند: همه افراد 10 ساله و بیشتر که در هفتهی مرجع آمارگیری (معمولاً یک هفته مشخص)، حداقل به مدت یک ساعت به کار پرداخته و در ازای آن دریافت دستمزد (نقدی یا جنسی) داشته باشند. این تعریف دو جزء بسیار مهم دارد که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند اما دنیایی از پیچیدگی را در خود جای دادهاند.
جزء اول، محدوده سنی ۱۰ سال و بالاتر است. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، سن شروع محاسبه جمعیت فعال از 15 یا 16 سالگی است، اما در ایران به دلیل وجود طیف وسیعی از مشاغل غیررسمی و خانوادگی که نوجوانان در آنها مشارکت دارند، این آستانه سنی پایینتر در نظر گرفته شده است. جزء دوم، شرط «حداقل یک ساعت کار در هفته» است. این معیار که ممکن است عجیب به نظر برسد، برای پوشش دادن تمام اشکال اشتغال، از جمله کارهای پارهوقت، فصلی، و گاهبهگاه طراحی شده است. برای مثال، یک دانشجو که در ایام امتحانات فقط چند ساعت در هفته به تدریس خصوصی مشغول است، یا یک کشاورز که در فصل برداشت فعالیت میکند، همگی در زمره شاغلان محسوب میشوند.
به عنوان یک مثال عینی، فرض کنید در یک نظرسنجی، با خانمی 42 ساله مصاحبه میشود که در طول هفته گذشته، 5 ساعت در یک گل فروشی کار کرده و دستمزد گرفته است. طبق تعریف، ایشان قطعاً در زمره جمعیت شاغل قرار میگیرد. در مقابل، آقای 60 سالهای که بازنشسته است و هیچ کاری انجام نمیدهد، شاغل محسوب نمیشود، اما اگر در کنار بازنشستگی، مشغول به کاری هرچند کم باشد، شاغل به حساب میآید.
جایگاه جمعیت شاغل در شاخصهای کلیدی بازار کار
جمعیت شاغل به تنهایی یک عدد خام است و برای تحلیل وضعیت بازار کار، باید آن را در کنار سایر مؤلفهها قرار داد. دو شاخص بسیار مهمی که از جمعیت شاغل استخراج میشوند، نرخ مشارکت اقتصادی و نرخ بیکاری هستند. برای محاسبه این نرخها، ابتدا باید با مفهوم جمعیت فعال آشنا شویم. جمعیت فعال به مجموع شاغلین و بیکاران (افراد جویای کار) گفته میشود. این شاخصها تصویر دقیقتری از پویاییهای بازار کار به ما میدهند.
نرخ مشارکت اقتصادی، نشاندهنده نسبتی از جمعیت در سن کار است که یا شاغل هستند یا فعالانه به دنبال کار میگردند. فرمول آن به صورت زیر است:
از سوی دیگر، نرخ بیکاری که مشهورترین شاخص بازار کار است، نسبت جمعیت بیکار به جمعیت فعال را نشان میدهد:
برای روشن شدن موضوع، به دادههای فرضی زیر در یک منطقه نگاه کنید. این جدول به خوبی رابطه بین این مفاهیم را نشان میدهد.
| عنوان | مقدار (نفر) | توضیح |
|---|---|---|
| جمعیت در سن کار | 1,000,000 | کل افراد بالای ۱۰ سال |
| جمعیت شاغل | 350,000 | دارای کار (حداقل یک ساعت در هفته) |
| جمعیت بیکار | 50,000 | بدون کار و فعالانه جویای کار |
| جمعیت فعال | 400,000 | شاغل + بیکار |
| نرخ مشارکت اقتصادی | 40% | (400,000/1,000,000)*100 |
| نرخ بیکاری | 12.5% | (50,000/400,000)*100 |
کاربرد عملی: تحلیل جمعیت شاغل در ایران (۱۴۰۲)
برای درک بهتر، به آمارهای واقعی منتشر شده توسط مرکز آمار ایران در پاییز سال 1402 نگاهی میاندازیم. این آمارها نشان میدهند که از جمعیت حدود 64 میلیون نفری در سن کار کشور، نزدیک به 24.5 میلیون نفر «شاغل» بودهاند. جالب اینجاست که سهم اشتغال مردان حدود 20.3 میلیون نفر و سهم زنان حدود 4.2 میلیون نفر بوده است. این تفاوت فاحش، نشاندهنده یکی از چالشهای اساسی بازار کار ایران، یعنی پایین بودن نرخ مشارکت اقتصادی زنان است.
همچنین، بررسی «جمعیت شاغل» بر حسب بخشهای سهگانه اقتصاد (کشاورزی، صنعت و خدمات) اطلاعات ارزشمندی در اختیار ما قرار میدهد. در پاییز 1402، سهم بخش خدمات با حدود 50.6% بیشترین میزان اشتغال را به خود اختصاص داد. پس از آن، بخش صنعت با 33% و بخش کشاورزی با 16.4% در رتبههای بعدی قرار داشتند. این توزیع نشان میدهد که اقتصاد ایران به سمت خدماتمحور شدن پیش میرود، روندی که در بسیاری از کشورهای جهان نیز مشاهده میشود.
چالشهای مفهومی در تفسیر آمار جمعیت شاغل
خیر. تعریف جمعیت شاغل شامل افرادی میشود که حداقل یک ساعت کار کردهاند. بنابراین، فردی که به ناچار فقط 2 ساعت در هفته کار میکند اما خواهان کار بیشتر است (اشتغال ناقص)، یا فردی که در شغلی بسیار پایینتر از مهارت و تحصیلات خود مشغول است (اشتغال غیررسمی یا ناهمخوانی شغل-شاغل)، همچنان در آمار شاغلین محسوب میشود. به همین دلیل است که برای درک کیفیت اشتغال، باید به شاخصهای دیگری مانند «نرخ اشتغال ناقص» نیز مراجعه کرد.
این پدیده به دلیل تغییر در «جمعیت فعال» رخ میدهد. اگر شرایط اقتصادی بهبود یابد و افراد بیشتری (مثلاً زنان خانهدار یا دانشجویان) که قبلاً جویای کار نبودند، وارد بازار کار شده و شروع به جستجوی کار کنند، همزمان با افزایش شاغلین، جمعیت بیکار نیز میتواند افزایش یابد. اگر نرخ رشد بیکاران از نرخ رشد شاغلین بیشتر باشد، نرخ بیکاری بالا میرود. این افزایش، به طرز متناقضنمایی، میتواند نشانهای از بهبود امید به یافتن کار در جامعه باشد.
این معیار که توسط سازمان بینالمللی کار برای قابلیت مقایسه آمار در سطح جهان وضع شده، در کشورهای توسعهیافته با اقتصاد رسمی، میتواند تصویر نسبتاً دقیقی ارائه دهد. اما در کشورهایی مانند ایران با سهم بالای اقتصاد غیررسمی (شامل کارگران فصلی، کارکنان بدون قرارداد رسمی و مشاغل خانوادگی)، این تعریف میتواند منجر به ثبت طیف وسیعی از مشاغل ناپایدار و کمدرآمد در زمره «شاغلین» شود و از این رو، تصویری خوشبینانهتر از وضعیت اشتغال ارائه دهد. به همین دلیل، تحلیلگران به آمارهای تکمیلی مانند «درآمد» و «ساعت کار هفتگی» نیز توجه میکنند.