گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!

متغیر کیفی و متغیر ترتیبی: متغیری که مقدارهای آن دسته‌بندی/غیرعددی‌اند و متغیری کیفی که مقدارهای آن قابل مرتب‌سازی و دارای ترتیب‌اند.

بروزرسانی شده در: 15:04 1404/12/4 مشاهده: 8     دسته بندی: کپسول آموزشی

متغیر کیفی و متغیر ترتیبی: از دسته‌بندی تا ترتیب‌پذیری

آشنایی با مفاهیم متغیرهای اسمی و ترتیبی، تفاوت‌های بنیادین و کاربردهای روزمره آن‌ها در علوم و زندگی
در دنیای آمار و تحقیق، داده‌ها به دو دستهٔ کلی کمی (عددی) و کیفی (غیرعددی) تقسیم می‌شوند. متغیرهای کیفی خود به دو زیرگروه اصلی تقسیم می‌گردند: متغیر اسمی (بدون ترتیب) و متغیر ترتیبی (قابل مرتب‌سازی). در این مقاله با زبانی ساده و با مثال‌های علمی و روزمره، به بررسی دقیق این دو نوع متغیر کیفی، ویژگی‌ها، تفاوت‌ها و کاربردهای عملی آن‌ها می‌پردازیم.

۱. متغیر کیفی: داده‌هایی با ماهیت دسته‌ای

به زبانی ساده، به هر ویژگی یا صفتی که قابل اندازه‌گیری با اعداد نباشد و صرفاً یک حالت یا دسته را نشان دهد، متغیر کیفی1 می‌گویند. این متغیرها مقادیر عددی ندارند، بلکه افراد یا اشیاء را در گروه‌های مشخصی طبقه‌بندی می‌کنند. برای مثال، جنسیت (مرد یا زن)، رنگ چشم (قهوه‌ای، آبی، سبز)، یا نوع خون (A، B، AB، O) همگی نمونه‌هایی از متغیرهای کیفی هستند. در این متغیرها، عملیات ریاضی مانند جمع و تفریق معنا ندارد. شما نمی‌توانید بگویید «رنگ قهوه‌ای» به اضافه «رنگ آبی» برابر با چه چیزی می‌شود. هدف اصلی از این متغیرها، شمارش فراوانی هر دسته و مقایسهٔ تعداد اعضای آن‌هاست.

برای درک بهتر، فرض کنید در یک کلاس درس، یک نظرسنجی دربارهٔ نوع فیلم مورد علاقه انجام می‌دهیم. نتایج به این صورت است: تعدادی فیلم کمدی، تعدادی اکشن و تعدادی درام را ترجیح می‌دهند. در اینجا، "نوع فیلم مورد علاقه" یک متغیر کیفی است. ما می‌توانیم بگوییم تعداد طرفداران فیلم کمدی بیشتر از بقیه است، اما نمی‌توانیم میانگین ژانر فیلم را محاسبه کنیم.

۲. متغیر اسمی: ساده‌ترین سطح سنجش

متغیر اسمی2 (که گاهی به آن متغیر نامی یا گسستهٔ کیفی نیز گفته می‌شود) پایه‌ای‌ترین نوع متغیر کیفی است. در این سطح، داده‌ها صرفاً برچسب‌هایی برای تشخیص و طبقه‌بندی هستند و هیچ گونه ترتیب یا اولویتی بین دسته‌ها وجود ندارد. به عبارت دیگر، دسته‌ها فقط نام دارند و شما نمی‌توانید آن‌ها را از نظر «بیشتر بودن» یا «بهتر بودن» مرتب کنید.

مثال علمی: در یک پژوهش پزشکی، محققان قصد دارند تأثیر یک داروی جدید را بر روی گروه‌های خونی مختلف بررسی کنند. گروه خونی بیماران یک متغیر اسمی است. مقادیر آن می‌تواند A+، B-، O+ و غیره باشد. هیچ کدام از این گروه‌ها نسبت به دیگری «برتر» نیستند و صرفاً یک برچسب برای طبقه‌بندی هستند.

نمونه‌های دیگر از متغیر اسمی عبارتند از: ملیت (ایرانی، فرانسوی، ژاپنی)، رشتهٔ تحصیلی (ریاضی، تجربی، انسانی)، وضعیت تأهل (مجرد، متأهل). در تمام این موارد، دسته‌ها فقط نامی برای تفکیک هستند و ترتیب خاصی ندارند.

۳. متغیر ترتیبی: وقتی ترتیب معنا پیدا می‌کند

متغیر ترتیبی3 نوع دیگری از متغیر کیفی است که در آن، علاوه بر خاصیت طبقه‌بندی، دسته‌ها دارای یک ترتیب یا رتبهٔ منطقی نیز هستند. یعنی می‌توانیم بگوییم یک دسته از نظر یک صفت خاص، «بیشتر» یا «بالاتر» از دستهٔ دیگر است. با این حال، فاصلهٔ بین این رتبه‌ها مشخص و قابل اندازه‌گیری نیست. به عبارت دیگر، ما می‌دانیم که A از B بهتر است، اما نمی‌دانیم چقدر بهتر است.

برای مثال، سطح تحصیلات (دیپلم، فوق‌دیپلم، لیسانس، فوق‌لیسانس) یک متغیر ترتیبی است. ما می‌دانیم که سطح لیسانس بالاتر از دیپلم است، اما فاصلهٔ علمی و دانش بین این دو سطح دقیقاً مشخص نیست و نمی‌توان آن را با یک عدد ثابت بیان کرد.

ویژگی متغیر اسمی متغیر ترتیبی
ماهیت صرفاً برچسب و نام برچسب به همراه ترتیب و رتبه
ترتیب منطقی ندارد دارد
عملیات مجاز شمارش، محاسبهٔ مد (مُد) شمارش، مد، میانه، صدک‌ها
مثال جنسیت، رنگ مو، شهر محل سکونت مقطع تحصیلی، رتبهٔ نظامی، سطح رضایت‌مندی

۴. کاربرد عملی: از نظرسنجی تا علوم اجتماعی

تشخیص صحیح نوع متغیر، پایه و اساس انتخاب روش آماری مناسب برای تحلیل داده‌ها است. در ادامه به چند کاربرد عملی این دو نوع متغیر اشاره می‌کنیم:

  • نظرسنجی‌های بازاریابی: فرض کنید یک شرکت تولیدکنندهٔ نوشابه می‌خواهد بداند مصرف‌کنندگان کدام طعم را ترجیح می‌دهند (طعم‌ها: پرتقال، لیمو، سیب، و ...). طعم مورد علاقه یک متغیر اسمی است. اما اگر از افراد بخواهند میزان علاقه‌مندی خود را به یک طعم خاص در مقیاس «خیلی کم، کم، متوسط، زیاد، خیلی زیاد» اعلام کنند، در اینجا با یک متغیر ترتیبی به نام «سطح رضایت» مواجه هستیم. شرکت می‌تواند با استفاده از میانه، بفهمد که نظر کلی مردم به کدام سمت گرایش دارد.
  • آموزش و پرورش: در یک مدرسه، تخصیص دانش‌آموزان به پایه‌های تحصیلی هفتم، هشتم و نهم، بر اساس یک متغیر ترتیبی (پایهٔ تحصیلی) انجام می‌شود. این ترتیب نشان‌دهندهٔ سطح دانش بالاتر دانش‌آموزان پایهٔ نهم نسبت به هفتم است. اما اگر بخواهیم آن‌ها را بر اساس «روش حمل و نقل به مدرسه» (پیاده، سواره، دوچرخه) دسته‌بندی کنیم، یک متغیر اسمی داریم.
  • پژوهش‌های پزشکی: در یک مطالعه برای بررسی تأثیر یک درمان جدید، محققان ممکن است وضعیت نهایی بیماران را به صورت ترتیبی ثبت کنند: وخیم‌تر، بدون تغییر، بهبود، بهبود کامل. این یک متغیر ترتیبی بسیار مهم است که اطلاعات بیشتری نسبت به یک دسته‌بندی سادهٔ اسمی مانند «بهبود یافته / بهبود نیافته» ارائه می‌دهد.

۵. چالش‌های مفهومی

❓ چالش اول: چرا گاهی اوقات متغیرهای ترتیبی را با اعداد کدگذاری می‌کنیم؟ آیا این کار آن‌ها را به متغیر کمی تبدیل می‌کند؟

برای سهولت در ورود داده‌ها و تحلیل‌های کامپیوتری، گاهی به دسته‌های یک متغیر ترتیبی اعداد نسبت می‌دهیم. مثلاً به سطح رضایت «خیلی کم» عدد 1، به «کم» عدد 2 و ... اختصاص می‌دهیم. اما این اعداد صرفاً برچسب‌هایی برای نشان دادن ترتیب هستند. محاسبهٔ میانگین این اعداد (مثلاً میانگین رضایت 2.5) از نظر علمی اشتباه است، زیرا فاصلهٔ بین اعداد مشخص نیست. متغیر همچنان کیفی ترتیبی باقی می‌ماند و عملیات ریاضی معمولی روی آن معنا ندارد.

❓ چالش دوم: تفاوت اصلی بین متغیر ترتیبی و متغیر کمی (فاصله‌ای یا نسبی) در چیست؟

تفاوت اصلی در قابل اندازه‌گیری بودن فاصله‌ها است. در متغیر ترتیبی، ما فقط ترتیب را می‌دانیم (مثلاً A از B بیشتر است) اما در متغیر کمی، فاصلهٔ بین مقادیر نیز دقیق و یکسان است. برای مثال، دما بر حسب سلسیوس یک متغیر کمی فاصله‌ای است، چون فاصله بین 10 و 20 درجه دقیقاً با فاصلهٔ بین 20 و 30 درجه برابر است. اما نمی‌توانیم چنین ادعایی را دربارهٔ فاصلهٔ بین «رضایت کم» و «رضایت متوسط» داشته باشیم.

❓ چالش سوم: آیا می‌توان یک متغیر پیوسته (مانند سن) را به یک متغیر ترتیبی تبدیل کرد؟

بله، این کار بسیار رایج است و به آن «دسته‌بندی کردن» می‌گویند. برای مثال، سن افراد که یک متغیر کمی پیوسته است را می‌توان به گروه‌های سنی مانند کودک (۰-۱۲ سال)، نوجوان (۱۳-۱۹ سال)، جوان (۲۰-۳۵ سال)، میانسال (۳۶-۶۰ سال) و سالمند (۶۰+ سال) تبدیل کرد. با این کار، اطلاعات دقیق سن را از دست می‌دهیم و به یک متغیر ترتیبی (دارای ترتیب) می‌رسیم. این کار وقتی مفید است که بخواهیم تحلیل‌های کلی‌تری روی گروه‌ها انجام دهیم.

جمع‌بندی
درک تفاوت بین متغیرهای اسمی و ترتیبی، دو رکن اساسی از متغیرهای کیفی، برای هرگونه تحلیل آماری صحیح ضروری است. متغیر اسمی صرفاً به طبقه‌بندی داده‌ها می‌پردازد (مانند رنگ یا جنسیت)، در حالی که متغیر ترتیبی علاوه بر طبقه‌بندی، امکان مقایسهٔ ترتیبی و رتبه‌بندی داده‌ها را نیز فراهم می‌کند (مانند سطح تحصیلات یا درجهٔ رضایت). تشخیص این دو نوع متغیر، پژوهشگران را قادر می‌سازد تا از آزمون‌های آماری مناسب استفاده کرده و از تفسیرهای نادرست و گمراه‌کننده پرهیز کنند. به خاطر داشته باشید که صرف استفاده از اعداد برای کدگذاری یک متغیر ترتیبی، ماهیت کیفی آن را تغییر نمی‌دهد.

پاورقی

1 متغیر کیفی (Qualitative Variable): به متغیری گفته می‌شود که مقادیر آن به صورت دسته‌ها یا گروه‌ها بیان می‌شود و قابل اندازه‌گیری با اعداد نیست، مانند جنس یا رنگ.

2 متغیر اسمی (Nominal Variable): نوعی متغیر کیفی است که دسته‌های آن هیچ ترتیب یا اولویت منطقی نسبت به هم ندارند، مانند گروه خونی یا دین.

3 متغیر ترتیبی (Ordinal Variable): نوعی متغیر کیفی است که دسته‌های آن دارای ترتیب و رتبه هستند، اما فاصلهٔ بین دسته‌ها قابل اندازه‌گیری دقیق نیست، مانند پایهٔ تحصیلی یا رتبهٔ نظامی.