برابری در بهرهمندی از قانون: وقتی رسانهها آیینهٔ عدالت میشوند
عدالت چیست و رسانه چه نقشی در آن دارد؟
عدالت1، به زبان ساده، یعنی دادن حق هرکسی به خودش. تصور کنید در یک مسابقهٔ دو، همهٔ دوندگان از یک خط شروع کنند و قوانین برای همه یکسان باشد. این عدالت است. در جامعه نیز قوانین مانند خط شروع و قواعد مسابقه هستند. حالا رسانهها (مثل تلویزیون، روزنامه، سایتهای خبری و شبکههای اجتماعی) مثل گزارشگران این مسابقهٔ بزرگ اجتماعی هستند. اگر گزارشگر فقط از دوندهٔ مشهور و ثروتمند فیلم بگیرد و موفقیتهای دیگران را نادیده بگیرد، تصویر نادرستی از مسابقه ارائه میدهد. اینجا تبعیض در پوشش رسانهای رخ داده است.
نقش رسانه فقط گزارشدادن نیست؛ آنها با انتخاب اینکه چه خبری را پوشش دهند، چگونه آن را بیان کنند و به چه کسی فرصت صحبت بدهند، به طور غیرمستقیم تفسیر میکنند که قانون برای چه کسانی اجرا میشود و چه کسانی از نظر جامعه «مهمتر» هستند. بنابراین، برابری در بهرهمندی از قانون مستلزم آن است که رسانهها نیز در پوشش خود منصفانه و عادلانه عمل کنند.
انواع تبعیض در پوشش رسانهای: از جنسیت تا ثروت
تبعیض رسانهای همیشه عمدی و آشکار نیست. گاهی به شکلهای ظریفی اتفاق میافتد که به آن تبعیض ناخواسته2 میگویند. در جدول زیر، انواع رایج این تبعیض با مثالهایی از محیط اطراف آورده شده است:
| نوع تبعیض | توضیح | مثال ملموس |
|---|---|---|
| تبعیض جنسیتی | تمرکز بیشتر بر موفقیتها یا نقشهای سنتی یک جنس و نادیده گرفتن دیگری. | در گزارش یک نمایشگاه علمی مدرسه، فقط از پسران برنده مصاحبه گرفته شود و از دختران برنده فقط یک عکس گذاشته شود. |
| تبعیض اقتصادی-اجتماعی | دادن پوشش گسترده به مشکلات یا موفقیتهای مناطق مرفه و بیتوجهی به مناطق محروم. | وقتی رسانهها فقط از افتتاحیهٔ یک پارک جدید در منطقهٔ شمال شهر گزارش میدهند، اما نیاز فوری به زمین بازی در منطقهٔ جنوب شهر را نادیده میگیرند. |
| تبعیض قومیتی و زبانی | نمایش کلیشهای3 یا حاشیهای کردن گروههای قومی خاص. | در سریالهای تلویزیونی، همیشه فردی با لهجهٔ خاص را در نقش شخصیت طنز یا کمهوش نشان دهند. |
| تبعیض در پوشش حقوقی | دادن فرصت توجیه بیشتر به افراد مشهور یا قدرتمند در پروندههای قضایی. | وقتی برای یک تخلف رانندگی مشابه، مصاحبهٔ مفصل با فرد مشهور پخش میشود ولی فرد عادی حتی نامش برده نمیشود. |
چگونه رسانهها میتوانند عادلانهتر گزارش دهند؟
دستیابی به پوشش عادلانه، نیازمند رعایت اصول و چارچوبهایی است که مانند یک راهنما عمل میکنند. این اصول نه تنها بر عهدهٔ رسانههای بزرگ، بلکه بر عهدهٔ هرکسی است که در شبکههای اجتماعی محتوا تولید میکند.
۱. تنوع در انتخاب سوژه و راوی: یک خبرنگار خوب سعی میکند در گزارش خود از همهٔ طرفهای مربوطه نظر بخواهد. مثلاً در گزارش دربارهٔ تعطیلی یک کارخانه، هم با مدیر کارخانه، هم با کارگران بیکارشده و هم با یک اقتصاددان محلی مصاحبه کند.
۲. پرهیز از کلیشهسازی: باید مراقب بود که افراد را فقط بر اساس جنسیت، قومیت یا شغلشان در قالبهای از پیش تعریف شده قرار نداد. مثلاً در ورزش، فقط ورزشکاران مرد را «قهرمان» و ورزشکاران زن را «خوشاخلاق» توصیف نکرد.
۳. رعایت تناسب در پوشش: اهمیت و زمان اختصاص داده شده به یک خبر باید با اهمیت واقعی آن در جامعه متناسب باشد. پرداختن افراطی به زندگی شخصی یک سلبریتی در حالی که یک بحران محیط زیستی مهم کمتر پوشش داده میشود، خلاف این اصل است.
۴. شفافیت: اگر رسانهای اشتباه کرد، باید آن را بپذیرد و اصلاح کند. این کار اعتماد عمومی را افزایش میدهد.
از کلاس درس تا صفحهٔ خبر: داستان یک انتخابات مدرسه
فرض کنید در مدرسهٔ شما انتخابات شورای دانشآموزی در جریان است. نشریهٔ دیواری مدرسه و کانال تلگرامی دانشآموزان، نقش رسانه را بازی میکنند. اگر مسئولان این رسانهها فقط از کاندیدای محبوب و شناختهشده مصاحبه منتشر کنند، برنامههای کاندیدای دیگر را نادیده بگیرند یا در گزارش خود طوری قلم بزنند که انگار نتیجه از قبل مشخص است، تبعیض در پوشش اتفاق افتاده است. این کار حق انتخاب آگاهانه را از دانشآموزان میگیرد. در مقابل، اگر رسانهٔ مدرسه به همهٔ کاندیداها فرصت برابر معرفی برنامههایشان را بدهد، مناظرهای ترتیب دهد و نظرات موافق و مخالف را منعکس کند، در واقع عدالت رسانهای را رعایت کرده و به برابری در بهرهمندی از قانون انتخابات (که در آئیننامه مدرسه است) کمک کرده است. این مثال کوچک، دقیقاً بازتابی از اتفاقاتی است که در سطح جامعه میافتد.
اشتباهات رایج و پرسشهای مهم
پاورقی
1 عدالت (Justice): در این متن، به معنای رفتار منصفانه و رعایت حقوق یکسان برای همهٔ افراد جامعه است.
2 تبعیض ناخواسته (Unconscious Bias): نوعی از پیشداوری که فرد به طور ناخودآگاه و بدون قصد قبلی دارد و بر قضاوت و رفتارش تأثیر میگذارد.
3 کلیشه (Stereotype): یک تصور سادهشده، اغراقآمیز و ثابت دربارهٔ یک گروه از افراد که اغلب نادرست است.
