برجستهسازی: کلید فهمیدن دنیای اطلاعات
برجستهسازی چیست و چگونه کار میکند؟
تصور کنید معلم در حال صحبت درباره تاریخ معاصر ایران است. او ممکن است بیشتر وقت خود را به تحلیل یک دوره خاص، مثلاً انقلاب مشروطه، اختصاص دهد، در حالی که تنها به سایر دورانها اشارهای کوتاه میکند. در اینجا، معلم به طور ناخودآگاه در حال «برجستهسازی» موضوع مشروطه است. این فرآیند، توجه و اهمیت بیشتری را به یک سوژه معطوف میکند و سایر سوژهها را در پسزمینه یا حاشیه قرار میدهد.
این پدیده فقط محدود به کلاس درس نیست. رسانههای جمعی قدرتمندترین بازیگران این عرصه هستند. آنها با انتخاب اینکه «کدام خبر» را «چگونه» و «با چه اندازه و تکراری» پوشش دهند، در واقع در حال تعیین دستورکار ذهنی مخاطبان هستند. به عبارت ساده، رسانه به ما نمیگوید «چه فکر کنیم»، اما به ما میگوید «در مورد چه چیزی فکر کنیم».
انواع و ابعاد مختلف برجستهسازی
برجستهسازی اشکال مختلفی دارد و فقط به پوشش خبری محدود نمیشود. درک این انواع کمک میکند آن را در موقعیتهای گوناگون شناسایی کنیم.
| نوع برجستهسازی | توضیح | مثال ملموس |
|---|---|---|
| رسانهای-خبری | تکرار یک خبر خاص، قراردادن آن در تیتر اول و اختصاص زمان بیشتر به آن در بولتنها. | پوشش گسترده یک مسابقه ورزشی مهم در تمامی خبرگزاریها، در حالی که یک پیشرفت علمی مهم در صفحه داخلی وبسایتها قرار میگیرد. |
| تبلیغاتی | استفاده از نور، رنگ، موسیقی و بزرگنمایی یک ویژگی محصول برای جلب توجه مشتری. | در تبلیغ یک خودرو، دوربین بهطور مداوم روی خطوط ظریف و رنگ درخشان آن زوم میکند، در حالی که از نشان دادن فضای محدود صندوق عقب خودداری میشود. |
| آموزشی | استفاده از هایلایت، رنگ، زیرخطدار کردن یا حاشیهنویسی برای مشخص کردن نکات کلیدی یک متن. | هایلایت کردن نامها و تاریخها با رنگ صورتی و نکات اصلی استدلال با رنگ سبز هنگام مطالعه یک کتاب تاریخی. |
| شناختی (ذهنی) | تمایل ذهن ما به تمرکز بر روی اطلاعات جدید، غافلگیرکننده یا مرتبط با علایق شخصی. | پس از تصمیم برای خرید یک کفش ورزشی خاص، ناگهان متوجه میشوید بسیاری از افراد در خیابان همان مدل را به پا دارند. این کفش در ذهن شما «برجسته» شده است. |
برجستهسازی هوشمند: از دریافت پیام تا تولید محتوا
اکنون که با مفهوم برجستهسازی آشنا شدیم، چگونه میتوانیم از آن به نفع خود استفاده کنیم؟ این فرآیند هم در نقش یک مصرفکننده پیام و هم در نقش یک تولیدکننده محتوا (مثلاً برای پروژههای مدرسه) کاربرد دارد.
به عنوان یک مخاطب هوشمند:
- منابع خبری متنوع را دنبال کنید. مقایسه پوشش یک رویداد واحد در دو خبرگزاری مختلف، به شما نشان میدهد هر کدام چه جنبهای را برجسته کردهاند.
- از خود بپرسید: «چه موضوعی در این گزارش یا مقاله حذف شده است؟» گاهی آنچه گفته نمیشود به اندازه آنچه برجسته میشود اهمیت دارد.
- در شبکههای اجتماعی، آگاه باشید که الگوریتمها بر اساس تعاملات گذشته شما، محتوای مشابه و برجستهشده را بیشتر نشان میدهند و ممکن است شما را در یک «حباب فیلتر» قرار دهند.
به عنوان یک دانشآموز و تولیدکننده محتوا:
- در انشاء یا مقالهنویسی، مقدمه و نتیجهگیری محکمی بنویسید که ایده اصلی شما را به وضوح برجسته کند.
- در ارائه شفاهی (پرزنتیشن) از ابزارهای بصری مثل نمودار یا تصاویر جذاب برای جلب توجه به نکات کلیدی استفاده کنید.
- هنگام مطالعه و تحقیق، از تکنیکهای برجستهسازی متن (مانند جدولبندی، هایلایت کردن و حاشیهنویسی) برای سازماندهی اطلاعات و تمرکز بر بخشهای مهم استفاده نمایید.
اشتباهات رایج و پرسشهای مهم
خیر. گاهی این فرآیند کاملاً ناخودآگاه رخ میدهد. برای مثال، یک روزنامهنگار ممکن است به طور ناخودآگاه بر جنبههایی از یک خبر تأکید کند که با پیشفرضها یا تجربیات شخصی او هماهنگتر است. همچنین، محدودیتهایی مانند زمان و فضا در رسانه، خود به خود باعث میشود برخی اخیر حذف و برخی دیگر برجسته شوند.
چرا دارد. نظریه «دریافت»۳ تأکید میکند که مخاطبان منفعل نیستند. آنها بر اساس زمینه فرهنگی، تحصیلات و تجربیات شخصی خود، تفسیر خاصی از پیام ارائه میدهند. پژوهشها نشان دادهاند حتی زمانی که رسانهها تصویر یکسانی از یک موضوع ارائه میدهند، مردم ممکن است بر اساس ارتباطات شخصی و تجربیات مستقیم خود، دیدگاه متفاوتی شکل دهند.
خیر. برجستهسازی لزوماً به معنی گفتن دروغ نیست. این فرآیند بیشتر درباره انتخاب و تأکید است. تحریف زمانی رخ میدهد که واقعیت عمداً تغییر داده شود. اما برجستهسازی میتواند با ارائه نیمهواقعیت (یعنی نشان دادن بخشی از حقیقت و پنهان کردن بخش دیگر) به سوگیری منجر شود. تشخیص این مرز باریک نیاز به تفکر انتقادی دارد.
پاورقی
۱برجستهسازی (Foregrounding): در نظریههای ارتباطات و ادبیات، به فرآیند بخشیدن برجستگی یا برجستگی به یک عنصر (ایده، موضوع، ویژگی زبانی) در میان سایر عناصر گفته میشود تا توجه مخاطب به آن جلب شود.
۲تعیین دستورکار (Agenda Setting): یک نظریه کلاسیک در ارتباطات که بیان میدارد رسانههای جمعی با انتخاب و برجستهسازی موضوعات خاص، تعیین میکنند که مخاطبان چه مسائلی را مهم بدانند (در مورد چه چیزی فکر کنند).
۳نظریه دریافت (Reception Theory): این نظریه بر نقش فعال مخاطب در تفسیر معانی پیامهای رسانهای تأکید دارد. بر اساس این دیدگاه، معنای نهایی یک پیام در تعامل بین متن و مخاطب ساخته میشود.
