کسبوکارهای متوسط: موتورهای قدرتمند و ناشناخته اقتصاد
کسبوکار متوسط چیست و چگونه شناسایی میشود؟
یک کسبوکار متوسط، شرکتی است که نه آنقدر کوچک است که شبیه یک فروشگاه محلی یا استارتآپ نوپا باشد و نه آنقدر بزرگ است که مانند یک غول صنعتی یا بانک ملی، صدها شعبه در سراسر کشور داشته باشد. این شرکتها در میانه طیف قرار دارند. برای شناسایی دقیقتر، معمولاً از سه معیار اصلی استفاده میشود: تعداد کارکنان، میزان درآمد سالانه و ارزش داراییها2.
برای مثال، یک کارگاه تولید پوشاک با 50 کارمند، یک کارخانه تولید لوازم خانگی با 200 نفر پرسنل و درآمد سالانه معادل 20 میلیارد تومان، یا یک شرکت فناوری با 80 برنامهنویس و مهندس، همگی میتوانند نمونههایی از کسبوکارهای متوسط باشند. معیارهای دقیق در کشورهای مختلف متفاوت است.
| معیار | حدود تقریبی (نمونه) | توضیح |
|---|---|---|
| تعداد پرسنل | 50 تا 250 نفر | رایجترین معیار. کمتر از 50 نفر ممکن است کوچک، و بیشتر از 250 نفر ممکن است بزرگ محسوب شود. |
| درآمد سالانه | 10 تا 50 میلیارد تومان | مبلغی که شرکت در یک سال از فروش کالا یا خدمات به دست میآورد. |
| ترازنامه3 (دارایی) | 5 تا 25 میلیارد تومان | مجموع ارزش ماشینآلات، ساختمان، موجودی کالا و پول نقد شرکت. |
| وضعیت نمونه | طبقه متوسط | اگر شرکتی در حداقل دو معیار در این محدوده باشد، معمولاً متوسط در نظر گرفته میشود. |
چرا این کسبوکارها برای اقتصاد یک کشور حیاتی هستند؟
کسبوکارهای متوسط نقش بسیار مهمی در سلامت اقتصادی ایفا میکنند. آنها مانند یک پل ارتباطی بین شرکتهای کوچک و بزرگ عمل میکنند. از مهمترین مزایای آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. ایجاد اشتغال پایدار: برخلاف استارتآپهای کوچک که ممکن است ناپایدار باشند، و شرکتهای بزرگ که ممکن است با اتوماسیون، جایگزینی ماشینآلات و یا انتقال واحدهای تولیدی به شهرها یا کشورهای دیگر باعث کاهش نیروی کار شوند، کسبوکارهای متوسط معمولاً فرصتهای شغلی با ثباتتری ایجاد میکنند و تعداد زیادی از افراد جامعه را جذب میکنند.
۲. پرورش نوآوری و انعطافپذیری: این شرکتها به اندازه کافی بزرگ هستند که منابعی برای تحقیق و توسعه اختصاص دهند و در عین حال به اندازه کافی کوچک هستند که بتوانند سریع به تغییرات بازار واکنش نشان دهند. برای مثال، یک شرکت متوسط تولید اسباببازی میتواند سریعتر از یک غول صنعتی، طرحهای جدید و متناسب با سلیقه کودکان را به تولید انبوه برساند.
۳. کمک به تعادل منطقهای: بسیاری از این کسبوکارها در شهرهای کوچک و متوسط مستقر میشوند. این موضوع به جلوگیری از تمرکز بیش از حد جمعیت و ثروت در کلانشهرها کمک کرده و رونق را در مناطق مختلف کشور پخش میکند.
۴. زنجیره تأمین قوی: آنها غالباً تأمینکننده قطعات و خدمات برای شرکتهای بزرگتر هستند. یک شرکت بزرگ خودروسازی، به دهها شرکت متوسط تولیدکننده قطعات (مانند سازنده لاستیک، تولیدکننده صندلی، سازنده قطعات الکترونیکی) وابسته است. سلامت این شرکتهای متوسط، مستقیماً بر کیفیت و قیمت محصول نهایی شرکت بزرگ تأثیر میگذارد.
از کارخانه تا نمایشگاه: یک مثال عینی از رشد
برای درک بهتر، داستان یک شرکت ایرانی را مرور میکنیم. «شرکت رخشاپور» فعالیت خود را در دهه ۱۳۷۰ به عنوان یک کارگاه کوچک تولید درب و پنجرههای آلومینیومی در یک شهر صنعتی مانند «تبریز» آغاز کرد. با 5 کارگر و سرمایه اولیه محدود.
پس از چند سال، به دلیل کیفیت خوب محصول و مدیریت مناسب، سفارشها افزایش یافت. این شرکت 50 کارگر جدید استخدام کرد، زمین بزرگتری خرید و خط تولید جدیدی راهاندازی کرد. اکنون «رخشاپور» به یک کسبوکار متوسط تبدیل شده است. این شرکت نه تنها برای پروژههای ساختمانی داخلی تولید میکند، بلکه محصولات خود را به کشورهای همسایه نیز صادر مینماید.
این رشد، اثرات مثبت زیادی داشت: ایجاد شغل برای جوانان شهر، افزایش درآمد مالیاتی برای شهرداری، رونق کسبوکار حملونقلهای محلی برای جابهجایی کالا، و تشویق سایر کارآفرینان منطقه. «رخشاپور» اکنون در آستانه تبدیل شدن به یک شرکت بزرگ است و برنامه دارد محصولات جدیدی مانند پنجرههای UPVC4 و نماهای مدرن ساختمانی را نیز به تولید برساند.
چالشهای پیش روی قهرمانان میانی
با وجود همه مزایا، این شرکتها با موانع خاصی نیز روبرو هستند:
دسترسی محدود به منابع مالی: بانکها اغلب وامهای کلان را به شرکتهای بزرگ و وامهای خرد را به کسبوکارهای کوچک میدهند. شرکتهای متوسط گاهی در دریافت وام با مبلغ مناسب برای گسترش کار خود مشکل دارند.
بار اداری و مالیاتی: با رشد شرکت، قوانین پیچیدهتری در زمینه بیمه، مالیات، گمرک و محیطزیست بر آن حاکم میشود. مدیریت این مقررات برای یک شرکت متوسط که ممکن است بخش حقوقی مجزای بزرگی نداشته باشد، میتواند هزینهبر و وقتگیر باشد.
رقابت دو جانبه: آنها همزمان با شرکتهای کوچک چابک و کمهزینه، و نیز با شرکتهای بزرگ قدرتمند و با برند معروف رقابت میکنند. یافتن جایگاه مناسب در این میدان رقابتی، نیازمند استراتژی هوشمندانه است.
پرسشهای مهم و اشتباهات رایج
پاورقی
1کسبوکار متوسط (Medium-sized Enterprise - SME گاهی به این صورت نیز تعریف میشود، اما دقیقتر آن است که SME به بنگاههای کوچک و متوسط اطلاق میشود و بخشی از آن متوسط است.)
2داراییها (Assets): شامل اموال، پول نقد، ماشینآلات و هر چیزی است که برای شرکت ارزش مالی دارد.
3ترازنامه (Balance Sheet): یک صورتحساب مالی که وضعیت داراییها، بدهیها و سرمایه شرکت را در یک زمان مشخص نشان میدهد.
4UPVC (Unplasticized Polyvinyl Chloride): نوعی ماده پلاستیکی سخت و بادوام که در ساخت پنجرههای دو جداره عایق صدا و حرارت استفاده میشود.
