نادیدههای رسانهای: چه بخشها، چه ارزشها و چه واقعیتهایی پشت پرده میمانند؟
نادیدهگیری رسانهای دقیقاً چیست و چگونه کار میکند؟
همه ما در طول روز با انبوهی از خبرها، کلیپها و پستهای شبکههای اجتماعی روبرو میشویم. اما آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا بعضی اتفاقات مهم پوشش گسترده میگیرند و بعضی دیگر کاملاً نادیده میمانند؟ یا چرا گاهی از یک ماجرا فقط یک طرف ماجرا را میشنویم؟ این پدیده، همان «نادیدهگیری رسانهای»[1] است.
در سادهترین تعریف، نادیدهگیری رسانهای وقتی رخ میدهد که اطلاعات مهم، چه به عمد و چه به سهو، در گزارشرسانی حذف شوند. هیچ رسانهای نمیتواند تمام واقعیتهای جهان را پوشش دهد، اما انتخاب اینکه کدام واقعیتها روایت و کدام واقعیتها حذف شوند، خود یک عمل قدرتمند است. این انتخابها میتوانند نگرش و درک ما را از یک موضوع به کلی تغییر دهند.
| نوع نادیدهگیری | توضیح | مثال ملموس |
|---|---|---|
| حذف یک طرف ماجرا | گزارش یک خبر یا بحث فقط از دیدگاه یک فرد یا گروه خاص، بدون دادن حق پاسخ یا بیان دیدگاه مقابل. | پوشش خبری یک درگیری دانشآموزی در مدرسه که فقط گفتههای مدیر را نقل میکند و به حرفهای دانشآموزان درگیر اصلاً اشارهای نمیکند. |
| حذف پیشینه و زمینه | ارائه خبر بدون توضیح دلایل، سابقه یا شرایطی که منجر به آن اتفاق شده است. این کار درک عمیق را غیرممکن میسازد. | گزارش درباره افت نمرات دانشآموزان در یک منطقه، بدون اشاره به تعطیلی طولانیمدت مدارس، کمبود معلم یا مشکلات اقتصادی خانوادهها. |
| انتخاب گزینشی خبرها | تکرار خبرهای خاصی که یک دیدگاه را تأیید میکنند و نادیده گرفتن کامل خبرهایی که دیدگاه متفاوتی ارائه میدهند. | یک شبکه خبری که فقط به موفقیتهای یک تیم ورزشی خاص میپردازد و شکستها یا حواشی منفی آن را هرگز پوشش نمیدهد. |
| سانسور و فشار مستقیم | ممانعت فیزیکی یا اداری از انتشار خبر، که اغلب در رسانههای دانشآموزی یا محلی رخ میدهد. | توقیف شماره روزنامه مدرسه به دلیل چاپ مصاحبه با یک دانشآموز منتقد یا ممانعت از حضور روزنامهنگاران دانشآموز در محل یک اعتراض صلحآمیز. |
تأثیر نامرئی: وقتی رسانهها ارزشهای جامعه را نادیده میگیرند
نادیدهگیری فقط مربوط به اخبار سیاسی یا حوادث نیست. یکی از عمیقترین تأثیرات رسانهها، نقش آنها در انتقال یا نادیده گرفتن ارزشهای اجتماعی است. ارزشها همان چیزهایی هستند که در یک جامعه خوب، درست و مطلوب شمرده میشوند، مانند راستگویی، احترام به بزرگان یا حس همکاری.
رسانههای جمعی امروزه یکی از اصلیترین عوامل «اجتماعی شدن»[2] نوجوانان و جوانان هستند. یعنی بخش بزرگی از آنچه ما درباره «چگونگی زندگی کردن» میآموزیم، از طریق فیلمها، سریالها، شبکههای اجتماعی و اخبار به ما منتقل میشود. وقتی یک رسانه به طور مکرر تنها یک سبک زندگی خاص (مثلاً مصرفگرایی افراطی، فردگرایی مطلق یا حل اختلاف با خشونت) را نمایش میدهد و سبکهای زندگی مبتنی بر ارزشهای سنتیتر (مانند قناعت، اهمیت خانواده یا گفتوگو) را نادیده میگیرد یا کماهمیت نشان میدهد، در بلندمدت به ایجاد یک «شکاف نسلی»[3] کمک میکند.
این شکاف زمانی ایجاد میشود که نسل جدید، به دلیل تغذیه از محتوای رسانهای خاص، ارزشها، نگرشها و رفتارهای بسیار متفاوتی نسبت به نسل قبل پیدا میکند و این تفاوت به حدی میرسد که گاهی فهم متقابل را سخت میسازد.
از کلاس درس تا صفحه خبر: نادیدهگیری در محیط اطراف ما
برای درک بهتر این مفهوم، بیایید به مثالهایی از محیط خودمان، از مدرسه تا اخبار ملی نگاه کنیم. این مثالها نشان میدهند نادیدهگیری رسانهای چقدر به زندگی روزمره ما نزدیک است.
? مثال اول: نظرسنجیهای گمراهکننده. فرض کنید در خبری میخوانید: «70% از دانشآموزان از فضای مدرسه ناراضی هستند». این آمار ممکن است واقعی باشد، اما اگر خبرنگار سؤالات دقیق نظرسنجی را منتشر نکند، ما چیزی از دلیل این نارضایتی نمیفهمیم. آیا سؤال کلی و مبهم بوده؟ گزینههای پاسخ محدود بوده؟ این یک نادیدهگیری کلیدی است.
? مثال دوم: سانسور رسانه دانشآموزی. در بسیاری از مدارس و دانشگاههای دنیا، مدیران با تهدید به قطع بودجه، تعلیق یا حتی اخراج، از انتشار گزارشهای منتقدانه در روزنامههای دانشآموزی جلوگیری میکنند. موضوعاتی مثل رسیدگی به شکایتهای دانشآموزان، انتقاد از برنامههای مدرسه یا بررسی عملکرد تیمهای ورزشی مدرسه، اغلب نادیده یا سانسور میشوند. این کار نه تنها حق دانشآموزان برای دانستن را محدود میکند، بلکه فرصت یادگیری روزنامهنگاری منصفانه و مسئولیت اجتماعی را از آنها میگیرد.
? مثال سوم: الگوریتم شبکههای اجتماعی. وقتی شما در اینستاگرام یا یک شبکه خبری آنلاین فقط اخبار و نظراتی را میبینید که با عقاید قبلی شما همراستا هستند، در حقیقت در یک «حباب فیلتر» گیر کردهاید. الگوریتم این پلتفرمها به طور خودکار دیدگاههای مخالف و خبرهای متفاوت را نادیده میگیرد و برای شما نمایش نمیدهد. این خطرناکترین نوع نادیدهگیری است، چون شما حتی متوجه حذف اطلاعات نمیشوید و فکر میکنید تمام واقعیت را دیدهاید.
پرسشهای مهم و اشتباهات رایج
پاسخ: بله، گزارش تکمنبعی یا یکطرفه، نمونه کلاسی «سوگیری از طریق حذف» است. دلایل آن میتواند مختلف باشد: ۱) عجله و مهلت نزدیک، ۲) تنبلی در پیگیری نظر طرف مقابل، ۳) تعصب آگاهانه یا ناخودآگاه خبرنگار یا سردبیر، یا ۴) فشار از بیرون برای سانسور یک دیدگاه. یک روزنامه محلی خوب سعی میکند حتی اگر زمان کم است، حداقل در یادداشتی جداگانه توضیح دهد که چرا نتوانسته نظر طرف مقابل را بگیرد و قول پیگیری میدهد.
پاسخ: با پرسیدن چند سؤال ساده از خودتان هنگام خواندن خبر: ۱) چه سؤالی بیپاسخ مانده؟ بعد از خواندن خبر، آیا حس میکنید بخشی از ماجرا در هالهای از ابهام است؟ ۲) چه کسانی در این گزارش صحبت نکردهاند؟ آیا افرادی که مستقیم تحت تأثیر این خبر هستند، فرصت ابراز نظر داشتهاند؟ ۳) آیا میتوانم منبع دیگری پیدا کنم؟ همیشه سعی کنید همان خبر را از یک رسنده با دیدگاه متفاوت (مثلاً یک روزنامه دولتی و یک سایت خبری مستقل) بخوانید و مقایسه کنید. این تمرین، قدرت سواد رسانهای شما را بالا میبرد.
پاسخ: قطعاً. این کار حتی میتواند اثرگذارتر از اخبار باشد چون مستقیم بر احساسات و ناخودآگاه ما تأثیر میگذارد. وقتی یک سریال، موفقیت را فقط در ثروت و شهرت تعریف میکند و ارزشهایی مثل قناعت، رضایت درونی یا خدمت به جامعه را به حاشیه میبرد یا مسخره میکند، در واقع آن ارزشها را نادیده گرفته و برای بیننده، به ویژه بیننده جوان، یک الگوی ذهنی ناقص میسازد. این یک شکل پیچیدهتر اما بسیار رایج از نادیدهگیری است.
پاورقی
[1]نادیدهگیری رسانهای (Media Omission): حذف عمدی یا غیرعمد اطلاعات مهم، دیدگاههای کلیدی یا بخشهایی از واقعیت در فرآیند تولید و انتشار محتوای رسانهای. این حذف میتواند تصویر مخاطب از یک رویداد یا موضوع را به طور اساسی تغییر دهد.
[2]اجتماعی شدن (Socialization): فرآیندی که طی آن افراد (به ویژه کودکان و نوجوانان) ارزشها، هنجارها، مهارتها و دانش لازم برای مشارکت در زندگی اجتماعی را میآموزند. در دنیای امروز، رسانهها نقش بسیار پررنگی در این فرآیند دارند.
[3]شکاف نسلی (Generation Gap): تفاوت قابل توجه در نگرشها، رفتارها، سلیقهها و ارزشهای بین دو نسل (مثلاً والدین و فرزندان). رسانهها با معرفی الگوهای جدید و گاه متفاوت از ارزشهای نسل گذشته، میتوانند به شکلگیری یا تعمیق این شکاف کمک کنند.
[4]سانسور (Censorship): کنترل و سرکوب اطلاعات، ایدهها یا سخنان توسط یک نهاد قدرت (مانند دولت، نهادهای مذهبی یا در مقیاس کوچکتر، مدیریت یک مدرسه). هدف معمولاً پیشگیری از انتشار محتوایی است که از دید سانسورچی مضر، نامناسب یا تهدیدکننده است.
