ساختن ایده: هنر دیدن چیزی که دیگران نمیبینند
چرا مشکلات، گنجینهای برای ایدههای جدید هستند؟
هر محصول یا خدمتی که امروز استفاده میکنیم، روزی پاسخی به یک مشکل یا کمبود بوده است. گوشیهای هوشمند، مشکل ارتباط فوری را حل کردند. چتر، مشکل خیس شدن در باران را برطرف کرد. حتی یک مداد پاککن دار، از مشکل پاک کردن اشتباهات با خمیر نان ایجاد شد! وقتی روی مشکلات تمرکز میکنیم، در واقع روی نیاز واقعی مردم کار میکنیم. این نیاز، بازارِ آمادهای برای ایده جدید ماست.
مثال علمی: در گذشته، لامپهای رشتهای انرژی زیادی را به گرما (حدود 90%) تبدیل میکردند و فقط مقدار کمی به نور میرسید. این یک نقطه ضعف بزرگ بود. مخترعان با شناسایی این مشکل (بازدهی انرژی پایین) و تمرکز روی راهحلهای دیگر برای تولید نور، موفق به ساخت لامپهای الایدی1 شدند که انرژی بسیار کمتری مصرف میکنند.
| نوع لامپ | مشکل یا نقطه ضعف اصلی | راهحل (ایده جدید) | نتیجه |
|---|---|---|---|
| لامپ رشتهای | مصرف انرژی بسیار بالا و اتلاف انرژی به صورت گرما | استفاده از دیود نورافشان برای تولید نور سرد | صرفهجویی 80% انرژی |
| بطری آب پلاستیکی یکبارمصرف | آلودگی محیط زیست و تجزیهناپذیری | طراحی بطریهای با قابلیت استفاده مجدد و فیلتر داخلی | کاهش زباله |
| کولهپشتی مدرسه | توزیع نامناسب وزن و فشار بر پشت دانشآموز | افزودن بندها و بالشتکهای ارگونومیک در قسمتهای مختلف | سلامتی بهتر |
چهار مرحلهٔ عملی برای ساختن ایده از مشکلات
این فرآیند را میتوان روی هر محصولی، از یک مداد ساده تا یک اپلیکیشن پیچیده، اجرا کرد.
مرحله اول: شناسایی و رصد مشکلات (شکارچی نقصها باش!)
برای شروع، یک محصول معمولی را انتخاب کن. میتواند کیف مداد، نرمافزار شبکه اجتماعی، یا حتی فرآیند خرید بلیط اتوبوس باشد. سپس از خودت و دیگران این سؤالات را بپرس:
«استفاده از این محصول چه دردسرهایی دارد؟»، «کدام بخش آن زود خراب میشود؟»، «چه کاری را نمیتوان با آن به راحتی انجام داد؟». پاسخها را یادداشت کن. مثلاً برای جامدادی: گم شدن پاککن، شکستن نوک مداد داخل آن، به هم ریختگی و پیدا نکردن خودکار مورد نظر.
مرحله دوم: تحلیل و اولویتبندی (کدام مشکل مهمتر است؟)
تمام مشکلات لیستشده را بررسی کن. کدام یک برای بیشترین افراد آزاردهندهتر است؟ حل کدام یک سادهتر به نظر میرسد؟ از یک مقیاس ساده استفاده کن. مثلاً به هر مشکل از 1 (کماهمیت) تا 5 (بسیار مهم) امتیاز بده. مشکل «گم شدن پاککن» ممکن است امتیاز بالاتری بگیرد.
مرحله سوم: طوفان فکری برای راهحل (هیچ ایدهای احمقانه نیست!)
حالا برای مشکل انتخابشده، همهی راهحلهای ممکن، حتی آنهایی که خندهدار به نظر میرسند را روی کاغذ بیاور. برای مشکل جامدادی: «چسباندن پاککن به درب جامدادی»، «جامدادی با بخشهای جداگانه قفلدار برای هر وسیله»، «پاککنی که به انتهای همه مدادها وصل میشود». در این مرحله قضاوت نکن، فقط ایده تولید کن.
مرحله چهارم: انتخاب و طراحی اولیه (ایدهات را شکل بده)
از بین ایدهها، یکی را که هم عملی باشد و هم مشکل را به خوبی حل کند، انتخاب کن. یک طرح ساده (اسکیس) از آن بکش یا یک ماکت با مقوا و چسب بساز. این نمونه اولیه به تو کمک میکند ایدهات را بهتر ببینی و نقصهای جدید آن را پیدا کنی. شاید در طراحی جامدادی جدید متوجه شوی که بخش قفلدار، فضای زیادی میگیرد و باید دوباره روی آن فکر کنی.
از کلاس درس تا دنیای واقعی: مثال یک نوآوری ساده
تصور کن در کلاس درس، معلم از دانشآموزان میخواهد با وسایل بازیافتی کاردستی بسازند. مشکل: بریدن بطریهای پلاستیکی سخت و خطرناک است و ممکن است لبههای تیز ایجاد کند. این یک نقطه ضعف در فرآیند خلاقیت است.
ایده جدید چیست؟ طراحی یک قیچی مخصوص که نوک آن طوری باشد که بطری را سوراخ و برش دهد، اما دست کاربر را نبرد. یا حتی ایدهای سادهتر: ساخت یک قالب برش از چوب که بطری داخل آن قرار گیرد و با فشار دست، به شکل ایمنی برش بخورد. این ایده مستقیم از درک یک مشکل عملی و خطرناک سرچشمه گرفته است.
این روند در کسبوکارهای بزرگ نیز صادق است. شرکتها گروههای تست کاربری تشکیل میدهند تا ببینند مردم در استفاده از محصولشان با چه مشکلی روبرو هستند. سپس تیم طراحی و مهندسی، بر اساس گزارش این مشکلات، نسخه جدید و بهتری از محصول را میسازند.
پرسشهای مهم و اشتباهات رایج
خیر. نوآوری لزوماً به معنای اختراع چیزهای کاملاً جدید و پیچیده نیست. اغلب، بهبود یک محصول موجود بر اساس مشکلات آن، مهمترین نوع نوآوری است. هر کسی که کاربر یک محصول است، میتواند مشکلات آن را ببیند و برای حل آن فکر کند.
دو اشتباه رایج وجود دارد: اول، این که فکر کنیم برای هر مشکل، فقط یک راهحل درست وجود دارد. در ساختن ایده، چندین راهحل مختلف میتوانند موفق باشند. دوم، این که از همان ابتدا دنبال ایدهای «عالی و بینقص» باشیم. بهتر است ابتدا یک نمونه ساده و اولیه بسازیم و سپس آن را کمکم بهبود دهیم. پیشرفت مرحلهای کلید موفقیت است.
این اتفاق خوبی است! یعنی تو مشکلی واقعی را شناسایی کردهای. حالا باید راهحل موجود را بررسی کنی. آیا میتوانی آن را ارزانتر، سادهتر یا کارآمدتر کنی؟ گاهی یک تغییر کوچک در رنگ، اندازه یا روش استفاده، میتواند همان ایده قدیمی را به یک محصول جذاب جدید تبدیل کند.
پاورقی
1الایدی (LED): مخفف Light Emitting Diode به معنای «دیود نورافشان». نوعی از لامپها که در آن نور از طریق حرکت الکترونها در یک ماده نیمههادی تولید میشود و برخلاف لامپهای رشتهای، گرمای بسیار کمتری ایجاد میکند.
2ارگونومیک (Ergonomic): طراحی مطابق با اصول مهندسی فاکتورهای انسانی تا حداکثر راحتی، کارایی و ایمنی برای کاربر فراهم شود.
3نمونه اولیه (Prototype): یک مدل اولیه و سادهشده از یک ایده یا محصول که برای آزمایش، نمایش و بهبود آن ساخته میشود.
