کلیشهسازی رسانهای: قالبهایی که واقعیت را شکل میدهند
کلیشه چیست و چگونه در رسانه ساخته میشود؟
یک کلیشه[1]، یک تصویر ذهنی سادهشده و ثابت درباره یک گروه خاص از مردم است. مانند این که فکر کنیم «همه ورزشکاران درسخوان نیستند» یا «همه دانشآموزان زرنگ، عینکی هستند». رسانهها با تکرار یک ویژگی خاص و نمایش آن به عنوان نماینده کل یک گروه، به ساختن و تقویت این کلیشهها کمک میکنند.
فرآیند کلیشهسازی اغلب با گزینش آغاز میشود. به عنوان مثال، یک خبرنگار ممکن است از بین تمام صحبتهای یک شخص سیاسی، فقط جملات خشمگینانه او را انتخاب و پخش کند. یا یک فیلمساز، برای نمایش یک قومیت، تنها بر روی یک ویژگی ظاهری یا فرهنگی خاص تمرکز کند. وقتی این تصویر گزینششده بارها و بارها در اخبار، سریالها، فیلمها و تبلیغات تکرار شود، به تدریج در ذهن مخاطب به عنوان «حقیقت» آن گروه ثبت میشود.
| ویژگی | کلیشه مثبت | کلیشه منفی |
|---|---|---|
| تعریف | تخصیص صفات مطلوب اما اغراقآمیز و کلی به یک گروه | تخصیص صفات نامطلوب و تحقیرآمیز به یک گروه |
| مثال در رسانه | نمایش تمام آسیاییتبارها به عنوان افراد بسیار درسخوان و نابغه | نمایش یک قومیت خاص به عنوان افرادی تنبل یا خشونتطلب |
| آسیب اصلی | ایجاد انتظار غیرواقعی و فشار مضاعف بر افراد آن گروه | تبعیض، طرد اجتماعی و ایجاد پیشداوری |
| هدف پشت پرده | معمولاً برای الگوسازی یا ایجاد یک تصویر ایدهآل غیرواقعی | معمولاً برای توجیه تبعیض، ایجاد دشمن یا منحرف کردن افکار |
نقش رسانه در ایجاد و تقویت کلیشهها
رسانهها به چند دلیل اصلی به کارخانههای تولید کلیشه تبدیل شدهاند. اول، سادهسازی؛ داستانهای ساده و شخصیتهای سیاه و سفید، جذابتر و قابلدرکتر هستند. دوم، تکرار؛ هرچه یک تصویر بیشتر دیده شود، باورپذیرتر میشود، حتی اگر نادرست باشد.
یک روش رایج، مصادره به مطلوب[2] است. در این روش، رسانه یک ادعا را بدون ارائه دلیل موجه، به عنوان واقعیت قطعی ارائه میدهد. مثلاً میگوید: «این فیلم بهترین فیلم سال است، چون همه منتقدان آن را تحسین کردهاند.» اما مشخص نمیکند که کدام منتقدان یا بر چه اساسی. این جمله در واقع همان ادعای اولیه را تکرار میکند. در کلیشهسازی نیز همین اتفاق میافتد: «گروه الف پرخاشگر هستند، چون ذاتاً خشن هستند.» این گزاره، یک ویژگی منفی را بدون تحلیل زمینههای اجتماعی یا تاریخی، به «ذات» یک گروه نسبت میدهد و آن را طبیعی و تغییرناپذیر نشان میدهد.
اخبار جعلی[3] و فناوریهای جدید مانند دیپفیک[4] نیز این فرآیند را تقویت کردهاند. امروزه با هوش مصنوعی میتوان ویدیوها یا تصاویری ساخت که افراد را در حال گفتن یا انجام کارهایی نشان میدهد که هرگز انجام ندادهاند. اگر این محتوای جعلی، یک کلیشه موجود (مثلاً «سیاستمداران دروغگو هستند») را نشان دهد، به سرعت باور و منتشر میشود، زیرا با پیشفرضهای ذهنی ما همخوانی دارد.
کلیشهها در زندگی روزمره ما: از مدرسه تا شبکههای اجتماعی
کلیشهها فقط در اخبار سیاسی نیستند؛ آنها در زندگی روزمره ما، از محیط مدرسه تا صفحات اینستاگرام نفوذ کردهاند. بیایید با مثالهایی ملموس این موضوع را بررسی کنیم:
مثال ۱: کلیشه در مدرسه. ممکن است دیده باشید که در برخی سریالهای نوجوانانه، دانشآموز ورزشکار همیشه به عنوان فردی کمهوش و شوخ معرفی میشود، در حالی که دانشآموز درسخوان فردی خجالتی و ضعیف است. تکرار این تصویر باعث میشود بعضی دانشآموزان در زندگی واقعی نیز خود را مجبور به اجرای این نقشها ببینند و از شکستن این قالب بترسند.
مثال ۲: کلیشه در تبلیغات. تبلیغات اغلب از کلیشههای جنسیتی استفاده میکنند. مثلاً در بیشتر تبلیغات محصولات شوینده یا آشپزی، بازیگر اصلی زن است و مرد یا حضور ندارد یا در حال تماشا کردن است. این تصویر به ظاهر «مثبت» از زن به عنوان مدیر خانه، در واقع یک نقش سنتی را محدود و تکرار میکند.
مثال ۳: کلیشه در شبکههای اجتماعی (اینفلوئنسرها). فضای مجازی پر است از کلیشه «زندگی موفق». صفحاتی که دائماً ثروت، زیبایی و سفرهای لوکس را نمایش میدهند، یک کلیشه مثبت اغراقشده از موفقیت میسازند. این تصویر میتواند در نوجوانان این احساس را ایجاد کند که زندگی معمولی آنها «ناموفق» است، در حالی که آنچه در شبکههای اجتماعی میبینند، بخش گزینششده و اغلب ساختگی واقعیت است.
چگونه در برابر کلیشهسازی هوشمندانه عمل کنیم؟
مقابله با کلیشهها نیاز به سواد رسانهای و تفکر انتقادی دارد. ما به عنوان مخاطب، سلاحهای قدرتمندی در اختیار داریم:
۱. سؤال کردن: همیشه از خود بپرسید: «چه کسی این پیام را تولید کرده و هدف او چیست؟» آیا قصد فروش چیزی را دارد؟ آیا میخواهد نظر مرا درباره یک گروه تغییر دهد؟ دنبال منفعت مالی است یا سیاسی؟
۲. جستجوی فعال: به یک منبع بسنده نکنید. اگر خبر یا تصویری درباره یک گروه اجتماعی دیدید، در منابع معتبر دیگر هم جستجو کنید. به یاد داشته باشید که یک عکس یا یک جمله، هرگز نمیتواند نماینده کل یک ملت، قوم یا گروه باشد.
۳. بررسی احساسات خود: کلیشهها و اخبار جعلی اغلب از طریق برانگیختن احساسات شدید مانند ترس یا خشم کار میکنند. اگر پیامی احساسات شما را به شدت برانگیخت، یک گام به عقب برگردید و پیش از باور یا بازنشر آن، منطق و منبعش را بررسی کنید.
۴. شکستن چرخه: در گفتگوهای روزمره، مراقب باشید که خودتان از کلیشهها استفاده نکنید. اگر دوستی در جمع، یک جمله کلیشهای گفت، میتوانید با آرامش بگویید: «به نظرم این موضوع برای همه افراد آن گروه صادق نیست، من فلان شخص را میشناسم که اینطور نبود.»
سوالات متداول درباره کلیشهسازی رسانهای
پاورقی
[1]کلیشه (Stereotype): یک باور سادهشده و ثابت درباره ویژگیهای یک گروه، که اغلب بدون توجه به تفاوتهای فردی اعضای آن گروه به کار میرود.
[2]مصادره به مطلوب (Begging the Question): یک نوع مغالطه منطقی که در آن، فرض نتیجه، در دل خود استدلال پنهان است. به بیان ساده، شخص همان ادعایی را که میخواهد ثابت کند، به عنوان دلیل میآورد.
[3]اخبار جعلی (Fake News): اطلاعات ساختگی که به عمد طراحی و منتشر میشوند تا مخاطب را فریب دهند یا به اشتباه بیندازند. این اخبار ممکن است کاملاً ساختگی باشند یا حاوی بخشی از حقیقت باشند که تحریف شده است.
[4]دیپفیک (Deepfake): ترکیبی از واژههای «یادگیری عمیق» (Deep Learning) و «جعل» (Fake). به ویدیوها یا فایلهای صوتی ساختهشده با هوش مصنوعی گفته میشود که در آنها چهره، صدا یا حرکات یک فرد به شکلی واقعنما جعل میشود.
