الگوسازی رسانهای: جهان کوچک درون صفحهنمایش
الگوسازی رسانهای چیست و چگونه کار میکند؟
تصور کن یک دوست خیلی محبوب و تأثیرگذار داری. تو ناخودآگاه، طرز حرف زدن، لباس پوشیدن یا حتی علائق او را تقلید میکنی. رسانهها در دنیای امروز، همان دوست بسیار قدرتمند و همهجاحاضر هستند. الگوسازی رسانهای به این معناست که رسانهها (از فیلم و سریال تا اینفلوئنسرهای اینستاگرام) با نمایش تکرارشوندهی شخصیتها، موقعیتها و رویدادها، الگوهای خاصی از فکر و عمل را به ما نشان میدهند و ما، اغلب بدون اینکه متوجه شویم، آنها را میآموزیم و در زندگی خود به کار میگیریم.
این فرآیند معمولاً بر اساس نظریهی یادگیری اجتماعی۲ کار میکند. بر اساس این نظریه، انسانها بسیاری از رفتارهای جدید را نه از طریق آزمون و خطا، بلکه با مشاهده و تقلید از دیگران یاد میگیرند. رسانه، منبع غنی و همیشه در دسترسی برای این «مشاهده» است.
مثلاً، وقتی در چندین سریال مختلف، شخصیت اصلی برای حل یک مشکل بزرگ، به جای صحبت با والدین یا معلم، تنها و با تقلاهای شخصی موفق میشود، این پیام را دریافت میکنیم که «قوی بودن یعنی متکی بودن فقط به خودت». این میتواند به یک الگوی رفتاری تبدیل شود.
| نوع الگو | تعریف | مثال ملموس |
|---|---|---|
| الگوی رفتاری | شیوههای عمل کردن در موقعیتهای خاص (مثلاً روش ابراز خشم، حل اختلاف یا ابراز علاقه). | شخصیتهایی که در سریالهای نوجوانانه با فریاد و دربتکانی بحث میکنند، ممکن است این را به عنوان تنها راه حل اختلاف نشان دهند. |
| الگوی اجتماعی | تعریف «موفقیت»، «محبوبیت» یا «زیبایی» و راههای دستیابی به آن. | تاکید زیاد برخی شبکههای اجتماعی بر ظاهر فیزیکی خاص، لباسهای مارکدار و داشتن گوشی آخرین مدل به عنوان نماد محبوبیت. |
| الگوی نقش جنسیتی۳ | انتظارات از رفتار، علائق و تواناییهای دختران و پسران. | نمایش پسران به عنوان افرادی که فقط به ورزش و ماجراجویی علاقه دارند و دختران به عنوان افرادی که همیشه به ظاهر و روابط عاطفی فکر میکنند. |
| کلیشهسازی۴ | نسبت دادن ویژگیهای سادهشده و اغلب نادرست به یک گروه خاص (مثلاً یک قومیت، شغل یا ملیت). | نمایش یک نابغهی کامپیوتر در فیلمها به عنوان فردی خجالتی، عینکی و ناتوان در ارتباطات اجتماعی. |
تکنیکهای رسانهها برای ساختن و تقویت الگوها
رسانهها به طور تصادفی الگوها را نشان نمیدهند. آنها از تکنیکهای خاصی برای مؤثرتر کردن این الگوسازی استفاده میکنند:
۱. تکرار: هرچه یک الگو بیشتر دیده شود، طبیعیتر و قابل قبولتر به نظر میرسد. مثلاً اگر در اکثر آگهیهای تبلیغاتی آشپزخانه، زن باشد، به تدریج این نقش به عنوان «وظیفهی طبیعی» زنان تلقی میشود.
۲. پاداش و تنبیه: در داستانها، شخصیتهایی که مطابق الگوی مطلوب عمل میکنند (مثلاً فردی که ثروتمند و زیبا است) خوشبخت و موفق نشان داده میشوند. در مقابل، کسانی که برخلاف آن الگو رفتار میکنند، اغلب با شکست یا طرد شدن مواجه میشوند. این، تمایل به تقلید از الگوی پاداشدیده را افزایش میدهد.
۳. همذاتپنداری: رسانهها سعی میکنند شخصیتهای اصلی را جذاب، دوستداشتنی یا شبیه به ما بسازند. ما با این شخصیتها همذاتپنداری میکنیم و ناخودآگاه رفتارها و انتخابهای آنها را میپذیریم.
هنجارسازی یکی از مهمترین نتایج این تکنیکهاست. وقتی یک رفتار در رسانه آنقدر تکرار میشود که «عادی» و «هنجار» جامعه به نظر میرسد، حتی اگر در واقعیت اینطور نباشد.
یک آزمایش کوچک: الگوسازی را در اطرافتان ردیابی کنید
بیا یک تمرین عملی انجام دهیم. امروز بعد از مدرسه، به مدت ۳۰ دقیقه محتوای مورد علاقهات (یک اپیزود سریال، ویدیوهای یک پیج اینستاگرامی یا بازی ویدیویی) را با این چکلیست ساده تماشا کن:
۱. شخصیت «قهرمان» داستان چه ویژگیهای ظاهری و اخلاقی دارد؟
۲. مشکل اصلی چگونه حل شد؟ (با کمک دیگران، با خشونت، با فرار، با گفتوگو؟)
۳. چه کسانی در این محتوا باهوش نشان داده شدند؟ چه کسانی خنگ؟
۴. آیا شغل، علاقه یا رفتار شخصیتها بر اساس جنسیت آنها کلیشهای بود؟
مثلاً در بسیاری از بازیهای ویدیویی، قهرمان مرد، عضلانی و با خشونت فیزیکی مشکل را حل میکند. این یک الگوی رفتاری قدرتمند است. یا در برخی سریالهای نوجوانانه، گروههای دوستی همیشه از شیکپوشترین افراد مدرسه تشکیل شدهاند که پیامی دربارهی معیار دوستیابی به مخاطب میدهد.
آسیبها و فرصتهای الگوسازی رسانهای
الگوسازی همیشه بد نیست. گاهی میتواند الگوهای مثبت و مفیدی ارائه دهد. مثلاً نمایش دانشمند زن موفق در یک فیلم، میتواند انگیزهی دختران برای ورود به رشتههای علمی را افزایش دهد. یا نمایش همکاری و همدلی به جای رقابت مخرب، الگوی اجتماعی سالمی میسازد.
اما خطرات آن را نیز باید جدی گرفت:
| آسیبهای احتمالی | فرصتهای مثبت |
|---|---|
| ایجاد توقعات غیرواقعی: مقایسهی زندگی معمولی با زندگی ایدهآل و پردرخشش شخصیتهای رسانهای میتواند باعث نارضایتی و کاهش اعتماد به نفس شود. | آموزش غیرمستقیم مهارتها: نمایش روشهای حل مسئله، مدیریت هیجانات و ارتباط مؤثر میتواند به عنوان یک آموزش مفید عمل کند. |
| تثبیت کلیشههای مضر: تقویت پیشداوریها دربارهی گروههای مختلف اجتماعی میتواند به تبعیض و درک نادرست منجر شود.
هشدار
|
گسترش دیدگاه و همدلی: نشان دادن زندگی، فرهنگ و مشکلات افرادی که با ما متفاوت هستند، میتواند درک و همدلی اجتماعی را افزایش دهد.
فرصت
|
| ترویج مصرفگرایی: ارتباط مداوم «خوشبختی» و «موفقیت» با داشتن کالاها و مارکهای خاص. | الهامبخشی و امید: داستانهایی دربارهی غلبه بر مشکلات میتوانند انگیزه و امید برای ادامهی راه در افراد ایجاد کنند. |
پرسشهای مهم و اشتباهات رایج
پاسخ: قطعاً خیر. الگوسازی مانند یک پیشنهاد قوی است، نه یک اجبار. ما به عنوان مخاطب، هوش، قدرت تفکر و انتخاب داریم. خانواده، دوستان، مدرسه و ارزشهای شخصی ما نیز در شکلگیری رفتارمان نقش بسیار مهمی دارند. نکته کلیدی این است که با هوشیاری رسانهای، آگاه باشیم که چه الگوهایی به ما عرضه میشود و سپس آگاهانه در مورد پذیرش یا رد آنها تصمیم بگیریم.
پاسخ: یک اشتباه بزرگ این فکر است که «این فقط یک فیلم/بازی است، روی من تأثیری ندارد.» تحقیقات نشان داده تأثیرات رسانه اغلب تدریجی و نامحسوس است. ممکن است امروز با دیدن خشونت در یک بازی فقط هیجان زده شوی، اما تکرار این الگو میتواند به مرور، حساسیت تو را به خشونت در دنیای واقعی کم کند یا آن را به عنوان یک راه حل «عادی» در ذهن تو ثبت کند.
پاسخ: سه گام ساده: ۱. سؤال کن: از خودت بپرس «چرا این شخصیت این طور رفتار کرد؟ آیا راه بهتری هم وجود داشت؟». ۲. مقایسه کن: دنیای رنگارنگ و اغلب اغراقشدهی رسانه را با دنیای واقعی و آدمهای اطرافت مقایسه کن. ۳. انتخاب کن: خودت تصمیم بگیر که کدام ارزشها و رفتارهای نمایش داده شده، واقعاً برای تو و جامعهات مفید هستند و کدام یک مضر. تو میتوانی یک مخاطب فعال باشی، نه یک مصرفکنندهی منفعل.
پاورقی
۱الگوسازی رسانهای (Media Modeling): فرآیندی که در آن رسانهها از طریق نمایش رفتارها، نگرشها و سبکهای زندگی، الگوهایی را برای تقلید یا یادگیری مخاطبان ارائه میکنند.
۲یادگیری اجتماعی (Social Learning Theory): نظریهای که تأکید میکند افراد میتوانند رفتارهای جدید را از طریق مشاهدهی دیگران و پیامدهای آن یاد بگیرند.
۳نقش جنسیتی (Gender Role): مجموعهای از انتظارات جامعه از رفتارها، فعالیتها و ویژگیهایی که برای مردان و زنان مناسب تلقی میشود.
۴کلیشهسازی (Stereotyping): نسبت دادن ویژگیهای سادهشده، اغراقآمیز و معمولاً ثابت به تمام اعضای یک گروه خاص، بدون در نظر گرفتن تفاوتهای فردی.
