برجستگیهای زبان؛ کلید طلایی چشایی
زبان شما: یک نقشهٔ پر از رمز و راز
اگر جلوی آینه بروید و زبان خود را نگاه کنید، سطح ناصاف و پر از برآمدگیهای ریز و درشتی را میبینید. به این برآمدگیها پاپیله2 میگویند. این پاپیلهها خانههای میکروسکوپی کوچکی به نام پرزهای چشایی3 هستند که مسئول تشخیص طعمها هستند. برخلاف یک باور قدیمی و رایج، هیچ منطقهٔ اختصاصی کاملی روی زبان برای طعمهای مختلف وجود ندارد؛ همهٔ مناطق میتوانند همهٔ طعمها را، البته با حساسیتهای متفاوت، تشخیص دهند.
انواع مختلف پاپیلههای زبان
پاپیلههای روی زبان شما همه شبیه به هم نیستند. آنها را میتوان به چند دستهٔ اصلی تقسیم کرد که هرکدام شکل و عملکرد خاص خود را دارند.
| نوع پاپیله | شکل | محل قرارگیری | عملکرد اصلی |
|---|---|---|---|
| قارچیشکل4 | گرد و مسطح، مانند کلاهک قارچ | نوک و کنارههای زبان | تشخیص همهٔ طعمها، بهویژه شیرینی و شوری |
| قیفیشکل5 | به شکل V، بزرگترین نوع | پشت زبان | تشخیص طعم تلخی (به عنوان یک هشدار طبیعی) |
| نیزهای6 | مخروطی و نوکتیز | در سراسر زبان پخش شدهاند | تشخیص دما و بافت (لمسی)، نه طعم |
| برگیشکل7 | چینهای موازی و برگمانند | کنارههای پشتی زبان | تشخیص طعم ترشی |
پرز چشایی: کارخانهٔ تشخیص طعم
در داخل بسیاری از پاپیلهها، ساختارهای کوچکی به نام پرزهای چشایی قرار دارند. هر پرز چشایی مانند یک گل است که از 50-150 سلول چشایی تشکیل شده است. این سلولها رشتههای عصبی دارند که مستقیماً به مغز متصل هستند. وقتی شما غذایی را میجوید، مولکولهای آن در بزاق حل میشوند و به این سلولها میرسند. هر نوع سلول، به یک یا چند طعم خاص حساس است. پس از تشخیص، یک سیگنال الکتریکی به مغز فرستاده میشود و مغز شما آن را به عنوان یک طعم خاص تفسیر میکند، مثلاً «آه! این شیرین است.»
طعمهای اصلی که زبانتان میشناسد
به طور سنتی، چهار طعم اصلی شناخته میشد، اما امروزه پنج طعم اصلی به رسمیت شناخته شدهاند:
شیرینی: اغلب نشاندهندهٔ منبع انرژی (مانند قندها) است. مثال: میوههای رسیده، عسل.
شوری: نشاندهندهٔ وجود مواد معدنی ضروری. مثال: نمک طعام .
ترشی: اغلب نشانهٔ فساد یا کال بودن غذاست، اما در مقادیر کم مطلوب است. مثال: لیمو، سرکه .
تلخی: یک مکانیسم هشداردهندهٔ طبیعی برای سموم است. مثال: قهوه، پوست لیمو.
اومامی1: طعم خوشایند و گوشتی که نشاندهندهٔ پروتئین است. مثال: پنیر پارمزان، قارچ، گوشت.
یک آزمایش ساده: طعم در مقابل بو
حالا بیایید نقش بو را درک کنیم. یک تکه سیب و یک تکه پیاز را بردارید (اگر شجاع هستید!). در ابتدا چشمان خود را ببندید و بینی خود را بگیرید. حالا یک گاز بزنید. آیا میتوانید به راحتی آنها را از هم تشخیص دهید؟ احتمالاً خیر. این به این دلیل است که بیشتر آنچه ما به عنوان «طعم» تجربه میکنیم، در واقع «بو» است. وقتی بینی خود را میگیرید، مولکولهای بو به گیرندههای بینی شما نمیرسند و مغز شما تنها اطلاعات محدودی از شیرینی، ترشی یا تلخی از زبان دریافت میکند. وقتی بینی خود را رها کنید، طعم واقعی و کامل را احساس خواهید کرد. این نشان میدهد که چشایی و بویایی چگونه با هم همکاری میکنند.
سوالات متداول و باورهای نادرست
خیر، این یک باور نادرست رایج است که از یک ترجمهٔ اشتباه از یک مقالهٔ آلمانی قدیمی نشأت گرفته است. در حالی که برخی مناطق حساسیت بیشتری به یک طعم خاص دارند (مثلاً پشت زبان به تلخی حساستر است)، اما همهٔ مناطق زبان میتوانند همهٔ پنج طعم اصلی را تشخیص دهند.
زیرا هنگام سرماخوردگی، مخاط بینی مسدود میشود و مولکولهای بو نمیتوانند به گیرندههای بویایی در بینی برسند. در نتیجه، مغز فقط سیگنالهای سادهای از زبان دریافت میکند و غذا بیطعم به نظر میرسد. این دوباره اهمیت بو را ثابت میکند.
این میتواند به دلایل مختلفی باشد: (1 ژنتیک: تعداد و نوع پرزهای چشایی در افراد مختلف، متفاوت است. (2 عادت: غذایی که به خوردن آن عادت داریم، برایمان خوشایندتر است. (3 خاطرات: یک خاطرهٔ بد مرتبط با یک غذا میتواند باعث بیزاری از طعم آن شود.
پاورقی
1 اومامی (Umami): طعم پنجم، توصیف طعم خوش، گوشتی یا آبگوشتی. در غذاهایی مانند گوجه فرنگی، پنیر و قارچ رایج است.
2 پاپیله (Papillae): برآمدگیهای کوچک روی سطح زبان.
3 پرزهای چشایی (Taste Buds): خوشههای سلولی درون بسیاری از پاپیلاها که مسئول تشخیص طعم هستند.
4 قارچیشکل (Fungiform Papillae): پاپیلاهای قارچی شکل.
5 قیفیشکل (Circumvallate Papillae): پاپیلاهای بزرگ و V شکل.
6 نیزهای (Filiform Papillae): پاپیلاهای نخ مانند یا مخروطی شکل.
7 برگیشکل (Foliate Papillae): برآمدگیها و چینهای کنارههای زبان.
