کار گروهی: هماهنگی نقشها و تلاش مشترک اعضا برای رسیدن به هدف جمعی
سه رکن اصلی کار گروهی: نقش، هماهنگی و هدف
کار گروهی مانند یک بازی گروهی در حیاط مدرسه است. اگر همه همزمان توپ را بگیرند، بازی به هم میریزد. اما وقتی هر کس نقش خود را بداند، بازی روان میشود. در هر کار گروهی، سه رکن اساسی وجود دارد:
نقشها: هر عضو گروه کاری را بر عهده میگیرد که با تواناییهایش همخوانی دارد. مثلاً در یک گروه برای تهیهٔ روزنامهٔ دیواری، یک نفر نویسندهٔ متنهاست، یک نفر نقاش و یک نفر خطکش. اگر همه بخواهند نقاشی بکشند، هیچ متنی نوشته نمیشود.
هماهنگی: یعنی ارتباط بین اعضا به گونهای باشد که کارها روی هم انباشته نشوند و وقت تلف نشود. وقتی گروهی تصمیم میگیرد که فلان کار را فلان شخص انجام دهد و بعد از تمام شدن، کار را به نفر بعد بسپارد، هماهنگی درست رخ داده است.
هدف مشترک: همه باید بدانند که قرار است در نهایت به چه چیزی برسند. مثلاً اگر هدف گروه، ساختن یک ماکت از یک ساختمان تاریخی است، همه باید در جهت همان ماکت کار کنند، نه اینکه هر کس چیز دیگری بسازد.
| ویژگی | کار فردی | کار گروهی |
|---|---|---|
| تقسیم کار | همهٔ کارها با یک نفر است | هر کس بخشی از کار را انجام میدهد |
| سرعت انجام | معمولاً کندتر است | با هماهنگی، سریعتر پیش میرود |
| تنوع ایدهها | تنها یک دیدگاه وجود دارد | ایدههای گوناگون به کار کمک میکنند |
| حس مسئولیت | فقط خودتان پاسخگو هستید | همه در برابر نتیجه مسئولند |
چگونه در زندگی روزمره کار گروهی انجام دهیم؟
فرض کنید معلم از شما خواسته است که به همراه سه نفر از همکلاسیهایتان، یک نمایش علمی دربارهٔ چرخهٔ آب تهیه کنید. اینجا زمان کار گروهی فرا میرسد. شما میتوانید نقشها را این گونه تقسیم کنید: یک نفر دربارهٔ تبخیر آب تحقیق کند، یک نفر دربارهٔ ابر و باران، یک نفر نقاشیهای مراحل را بکشد و یک نفر هم متن نهایی را بنویسد. اما اگر هر کس بدون هماهنگی با دیگران کار خود را انجام دهد، ممکن است متنها با تصاویر همخوانی نداشته باشد. پس بهتر است ابتدا با هم گفتگو کنید و تصمیم بگیرید که هر کس چه کاری انجام دهد و بعد از مدتی، کارهایتان را به هم نشان دهید تا اگر اشکالی هست، قبل از پایان کار آن را برطرف کنید.
مثال دیگر: مسابقهٔ ورزشی امدادی. در این مسابقه، هر نفر یک بخش از مسیر را میدود. اگر نفر اول خیلی سریع بدود ولی باتوم را درست به نفر دوم ندهد، تیم ممکن است بازنده شود. پس هماهنگی در لحظهٔ تحویل باتوم بسیار مهم است. هر کس باید بداند چه زمانی باید بدود و چطور باتوم را به نفر بعدی برساند. این یعنی هماهنگی نقشها.
همچنین در خانه، وقتی خواهر و برادرها تصمیم میگیرند اتاق را مرتب کنند، اگر یکی گردگیری کند، یکی جارو بکشد و یکی وسایل را سر جایش بگذارد، کار سریعتر و بهتر انجام میشود. اما اگر همگی فقط گردگیری کنند، زمین کثیف میماند و کار ناقص میشود.
پرسشهای چالشی دربارهٔ کار گروهی
پرسش ۱: اگر یکی از اعضای گروه کار خود را به موقع انجام ندهد، چه باید کرد؟
پاسخ: اول از همه، بدون داد و فریاد با او گفتگو کنید. شاید مشکل داشته است یا نیاز به کمک دارد. میتوانید کار او را بین خودتان تقسیم کنید یا از معلم کمک بگیرید. مهم این است که به جای سرزنش، راهحل پیدا کنید.
پرسش ۲: آیا همیشه باید نقشها را خودمان انتخاب کنیم یا بهتر است معلم تعیین کند؟
پاسخ: گاهی بهتر است خودتان نقشها را انتخاب کنید، چون هر کس نقاط قوت خود را بهتر میشناسد. اما گاهی معلم ممکن است نقشها را تعیین کند تا همه تجربهٔ کارهای مختلف را به دست آورند. در هر صورت، مهم این است که نقش خود را بپذیرید و بهترین تلاش خود را بکنید.
پرسش ۳: اگر اعضای گروه با هم دعوا کنند، چطور میتوان کار را پیش برد؟
پاسخ: دعوا معمولاً از عدم هماهنگی یا سوءتفاهم ناشی میشود. بهتر است یک نفر نقش میانجی را بر عهده بگیرد و حرفهای همه را بشنود. سپس با کمک هم، یک راه حل تازه پیدا کنید. یادتان باشد که هدف گروه از دعواهای کوچک مهمتر است.
نکتهٔ پایانی: کار گروهی مانند یک پازل است. هر تکه جای خودش را دارد و اگر یک تکه جا به جا شود، تصویر کامل نمیشود. با شناخت نقش خود، هماهنگی با دیگران و تمرکز بر هدف مشترک، میتوانید بهترین نتیجه را به دست آورید. به یاد داشته باشید که موفقیت گروه، موفقیت همهٔ اعضای آن است و هیچ موفقیتی به اندازهٔ موفقیت گروهی، شیرین و ماندگار نیست.