نقشاندازی در بافت: هنر آفریدن طرح با نظم تار و پود
آشنایی با تار، پود و نقشاندازی
در بافت هر پارچه، دو دسته نخ اصلی وجود دارد: نخهای طولی که بر دار بافندگی کشیده میشوند، تار نام دارند و نخهای عرضی که از میان آنها عبور داده میشوند، پود خوانده میشوند. وقتی میخواهیم طرحی روی پارچه پدید آید، باید ترتیب عبور پود از روی یا زیر تارها را تنظیم کنیم. به این کار نقشاندازی میگویند. برای نمونه، اگر یک پود قرمز را از زیر سه تار و روی یک تار عبور دهیم و پود زرد را برعکس، طرحی راهراه با فاصلههای منظم خواهیم داشت. این جابهجاییها مانند کُدهایی هستند که به دستگاه بافندگی یا دست بافنده گفته میشود: هر کدام از تارها در هر مرحله باید بالا یا پایین بروند تا پود از میان آنها گذر کند.
نقش رنگ و نظم در پدیدار شدن طرح
رنگها مانند قلمموی نقاش عمل میکنند. در نقشاندازی، هر رنگ نشاندهندهٔ یک بخش از طرح است. اگر تارها را با رنگهای مختلف بچینیم و سپس پودها را با ترتیبی حسابشده از میان آنها بگذرانیم، طرحی پدید میآید که در آن هر رنگ جایگاه ویژهای دارد. برای نمونه، در بافت چهارخانه، معمولاً از دو رنگ اصلی استفاده میکنند: مثلاً تارهای سفید و سیاه را بهنوبت میچینند و پود را نیز بههمین ترتیب از میان آنها عبور میدهند. نتیجه یک پارچهٔ چهارخانهٔ زیبا خواهد بود که در آن مربعهای کوچک سفید و سیاه کنار هم قرار گرفتهاند. همچنین اگر بخواهیم طرحی مثل درخت یا گل روی پارچه داشته باشیم، باید در بعضی رجها پود رنگی را فقط در قسمتی از عرض پارچه بهکار ببریم و در بقیهٔ قسمتها از پود زمینه استفاده کنیم. به این روش، نقشاندازی موضعی میگویند. با ترکیب این روشها، بافنده میتواند نقشهای پیچیدهتری مانند طرحهای اسلیمی یا هندسی را روی پارچه پدید آورد.
| نوع نقش | تعداد رنگ | پیچیدگی ترتیب تار و پود | نمونهٔ کاربرد |
|---|---|---|---|
| راهراه ساده | ۲ یا ۳ رنگ | کم (تکرار یک الگوی ساده) | پارچهٔ حوله، لباسهای ورزشی |
| چهارخانه | ۲ رنگ | متوسط (تار و پود هر دو از الگوی یکسانی پیروی میکنند) | پارچهٔ پیراهن، روتختی |
| نقش گل و برگ (اسلیمی) | ۴ تا ۶ رنگ | زیاد (نیاز به نقشهٔ دقیق و تغییر ترتیب در هر رج) | قالی، گلیم، پارچههای تزئینی |
پرسشهای کلیدی در نقشاندازی
آیا هر تغییری در ترتیب تار و پود باعث ایجاد نقش میشود؟
خیر. اگر تغییر ترتیب بدون برنامه و حساب باشد، تنها پارچهای ناهماهنگ و بینظم به دست میآید که شاید حتی شکننده یا ناهموار باشد. برای داشتن یک نقش زیبا، باید پیش از شروع بافت، طرح نهایی را روی کاغذ بیاوریم و سپس جای هر تار و پود را دقیقاً مشخص کنیم. به این نقشه، «نقشهٔ بافت» میگویند که مانند راهنمای گامبهگام برای بافنده است.
آیا نقشاندازی فقط با تغییر رنگ پود انجام میشود؟
نه تنها با رنگ پود، بلکه با تغییر رنگ تار و حتی جنس نخها هم میتوان نقش ایجاد کرد. گاهی بافنده از نخهای ضخیم و نازک یا نخهای پرزدار در کنار هم استفاده میکند تا بافت پارچه برجسته شود و نقش بهصورت سهبعدی دیده شود. همچنین در بعضی بافتها، تارها را بهصورت گروهی بالا یا پایین میبرند تا سوراخهای تزیینی (مشبک) روی پارچه پدید آید که خود نوعی نقشاندازی است.
چرا بعضی نقشها در پشت پارچه برعکس دیده میشوند؟
در بسیاری از بافتها، هر پود که از میان تارها عبور میکند، یک سمت آن روی پارچه و سمت دیگر آن پشت پارچه قرار میگیرد. بنابراین اگر طرحی از جلو دارد، از پشت معمولاً تصویر آینهوار آن دیده میشود. این ویژگی در بافتهایی مانند گلیم و قالی بسیار طبیعی است و نشان میدهد که بافت با چه نظمی انجام شده است. به همین دلیل، در نقشههای بافت، همیشه باید به هر دو روی پارچه توجه کرد.
دستاورد مقاله: نقشاندازی در بافت، روشی هوشمندانه برای تبدیل نخهای ساده به پارچههای نقشدار است. با تنظیم رنگ و ترتیب عبور تارها و پودها میتوان از سادهترین طرحهای راهراه تا پیچیدهترین نقشهای اسلیمی را پدید آورد. راز موفقیت در این کار، داشتن نقشهٔ دقیق، شناخت رفتار رنگها در کنار یکدیگر و تمرین در اجرای منظم رجهاست. هر پارچهای که امروز با آن سروکار داریم، حاصل هزاران بار تکرار همین قانون ساده است: تار و پود، با نظم و رنگ، حکایتگر ذهن بافندهاند.