طراحی ذهنی و روایی
تبدیل اندیشه، خاطره، داستان و مفهوم به تصویری روشن، پیوسته و قابلفهم
طراحی ذهنی و روایی شیوهای از تصویرسازی است که در آن هنرمند تنها به چیزی که روبهرویش قرار دارد نگاه نمیکند، بلکه از فکر، حافظه، خیال، تجربه و داستان کمک میگیرد. در طراحی ذهنی، تصویر از ایدهای درونی آغاز میشود؛ مانند تصور یک مدرسه در آینده یا شهری بدون خودرو. در طراحی روایی، تصویر باید رویداد، رابطه یا دگرگونی را نشان دهد؛ مانند گمشدن یک کیف و تلاش چند دانشآموز برای یافتن آن. انتخاب شخصیت، فضا، حالت چهره، حرکت، نشانههای تصویری و ترتیب رویدادها به بیننده کمک میکند مفهوم اثر را بفهمد.
از ایده تا روایت تصویری
طراحی ذهنی از یک تصویر آماده در برابر چشم آغاز نمیشود. هنرمند ممکن است چیزی را که قبلاً دیده است به یاد بیاورد، چند تجربه را با هم ترکیب کند یا تصویری کاملاً تازه بسازد. برای نمونه، دانشآموزی میتواند کتابخانه مدرسه را به شکل فضایی آرام در میان درختان تصور کند. او برای اجرای این اندیشه باید بداند کتابخانه، درخت، میز و دانشآموز چه شکلهایی دارند؛ سپس آنها را در ترکیبی تازه قرار دهد.
در طراحی مفهومی، هدف فقط نشاندادن یک شیء نیست، بلکه انتقال یک معناست. برای مثال، موضوع «صرفهجویی در آب» را میتوان با تصویر شیر آبی نشان داد که آخرین قطره آن به یک نهال میرسد. در چنین اثری، قطره و نهال تنها اجزای تصویر نیستند؛ آنها نشانههایی برای بیان ارزش آب و ادامه زندگی به شمار میآیند.
طراحی روایی داستان یا بخشی از یک رویداد را به تصویر میکشد. این روایت ممکن است در یک تصویر کامل شود یا در چند تصویر پیاپی پیش برود. در یک تصویر روایی خوب، بیننده میتواند حدس بزند چه اتفاقی افتاده، اکنون چه میگذرد و شاید پس از آن چه رخ دهد. حالت بدن شخصیتها، جهت نگاه، جای اشیا و تفاوت پیشزمینه و پسزمینه در فهم داستان نقش دارند.
| گونه طراحی |
نقطه آغاز |
هدف اصلی |
نمونه ملموس |
| ذهنی |
حافظه و خیال |
ساخت تصویری تازه |
کلاس درس در آینده |
| مفهومی |
یک پیام یا اندیشه |
انتقال معنا با نشانهها |
کتابی که به شکل پنجره ترسیم شده است |
| روایی |
رویداد و شخصیت |
بازگویی یک داستان |
کمک دانشآموزان به همکلاسی آسیبدیده |
چگونه تصویر داستان را بیان میکند؟
هر روایت تصویری به چند عنصر هماهنگ نیاز دارد. نخست، شخصیت باید حالت و رفتار مشخصی داشته باشد. ابروهای بالا رفته، شانههای افتاده، دستهای گرهشده یا گامهای بلند میتوانند تعجب، ناراحتی، نگرانی یا شتاب را نشان دهند. دوم، فضا باید با موضوع هماهنگ باشد. راهروی تاریک مدرسه برای داستانی رازآلود مناسبتر از حیاط روشن و شلوغ است.
عنصر دیگر، کنش است. تصویر باید نشان دهد شخصیتها چه کاری انجام میدهند. اگر موضوع همکاری باشد، میتوان چند دانشآموز را هنگام ساختن روزنامه دیواری نشان داد؛ یکی کاغذ را نگه دارد، دیگری تصویر بکشد و فردی دیگر نوشتهها را مرتب کند. ارتباط نگاه و حرکت دستها سبب میشود بیننده رابطه میان آنان را درک کند.
جایگذاری اجزا نیز مهم است. شخصیت یا شیء اصلی معمولاً باید بیشتر دیده شود؛ بنابراین میتوان آن را بزرگتر، نزدیکتر یا در بخش روشنتر تصویر قرار داد. جزئیات فرعی باید به فهم روایت کمک کنند، نه اینکه توجه را پراکنده سازند. برای نمونه، در تصویر دانشآموزی که دیر به مدرسه رسیده است، ساعت دیواری، درِ نیمهباز کلاس و نگاه همکلاسیها اطلاعات کافی میدهند. افزودن وسایل بیارتباط، داستان را نامنظم میکند.
نکته: پیش از اجرای نهایی، بهتر است ایده را در چند طرح کوچک و ساده آزمایش کنید. در این طرحها جای شخصیتها، جهت حرکت، اندازه اجزا و بخشهای روشن و تیره مشخص میشود. این کار از شلوغی و تغییرهای پیدرپی در طراحی اصلی جلوگیری میکند.
پرسشهای چالشبرانگیز
آیا طراحی ذهنی یعنی کشیدن بدون شناخت و تمرین؟
خیر. خیال برای تبدیلشدن به تصویر روشن، به شناخت شکل، اندازه، فضا، حرکت و نور نیاز دارد. کسی که انسان، جانور، گیاه و اشیای پیرامون را با دقت مشاهده کرده باشد، میتواند تصویر ذهنی باورپذیرتری بسازد.
آیا هر تصویر دارای چند شخصیت، روایی است؟
نه همیشه. وجود چند شخصیت بهتنهایی داستان نمیسازد. باید میان آنها رابطه، کنش یا رویدادی قابلتشخیص وجود داشته باشد. چند دانشآموز که بدون ارتباط کنار هم ایستادهاند، ممکن است فقط یک تصویر گروهی باشند.
چرا گاهی بیننده داستان تصویر را اشتباه میفهمد؟
ممکن است حالت شخصیتها، ترتیب اجزا یا نشانههای تصویری روشن نباشد. اگر جهت نگاه، حرکت بدن و جای اشیای مهم درست انتخاب نشود، چند برداشت متفاوت پدید میآید. آزمایش طرح با نشاندادن آن به یک همکلاسی میتواند ابهامها را آشکار کند.
آیا برای کاملشدن روایت باید همه جزئیات داستان کشیده شوند؟
خیر. تصویر خوب اطلاعات لازم را انتخاب میکند و بخشی از داستان را به ذهن بیننده میسپارد. نشاندادن کفشهای گِلی، چتر بسته و پنجره بارانی میتواند بازگشت یک شخصیت از بیرون را بیان کند، بیآنکه تمام مسیر او ترسیم شود.
طراحی ذهنی و روایی پیوند میان دیدن، اندیشیدن و داستانگویی است. هنرمند ابتدا ایده یا رویداد اصلی را مشخص میکند، سپس شخصیتها، فضا، کنشها و نشانههای مناسب را برمیگزیند. مشاهده دقیق جهان واقعی، تمرین طرحهای کوچک و حذف جزئیات بیفایده باعث میشود تصویر هم زیبا و هم قابلفهم باشد. در چنین طراحیای، هر خط و شکل باید به ساخت معنا، بیان احساس یا پیشبرد روایت کمک کند.