رقابت استعماری قرن نوزدهم
سه نیاز بزرگ کارخانهها
کارخانههای اروپایی در قرن نوزدهم مانند ماشینهای بزرگ خوراکخواه بودند. آنها برای کار کردن به سه چیز نیاز داشتند: مواد اولیه (مثل پنبه برای پارچهبافی، زغالسنگ برای گرما و آهن برای ساخت ماشینآلات)، نیروی کار ارزان (کارگرانی که دستمزد کمی بگیرند) و بازارهای مصرف (مردمی که کالاهای ساختهشده را بخرند). از آنجا که این مواد و مشتریان در اروپا کم بود، کشورها به آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی چشم دوختند.
برای نمونه، کارخانههای نساجی انگلستان به پنبهی هندی نیاز داشتند. آنها پنبه را از هند میگرفتند، در انگلیس پارچه میبافتند و سپس همان پارچه را به خود هندیها میفروختند! این کار هم سود زیادی داشت و هم بازار فروش را در اختیار انگلیسیها نگه میداشت.
| نیاز اصلی | نمونهی مواد یا کالا | کشور استعمارگر |
|---|---|---|
| مواد اولیه | پنبه، زغالسنگ، مس، چوب | انگلستان، فرانسه |
| نیروی کار ارزان | کارگران کشاورزی و معدنی | بلژیک، پرتغال |
| بازار مصرف | پارچه، ابزار فلزی، چای و قند | آلمان، هلند |
این رقابت در زندگی روزمرهی ما چگونه دیده میشود؟
فرض کنید شما صاحب یک کارگاه کوچک ساخت کیف هستید. برای دوخت کیف به پارچه، نخ و زیپ نیاز دارید. اگر این مواد را از بازارِ نزدیک نتوانید بخرید، به شهر دیگر سفر میکنید. حالا تصویر کنید که کشورهای اروپایی مانند همین کارگاهدار بودند، با این تفاوت که آنها برای تهیهی مواد و فروش کیفهای خود، با کشتی به قارههای دیگر میرفتند. آنها گاهی برای تصاحب یک معدن یا یک بندر مهم با هم جنگیدند.
یک مثال دیگر: چای و قندی که ما مینوشیم، در قرن نوزدهم یکی از کالاهای پرسود بود. کشورهای اروپایی برای اینکه چای و قند را از هند و جزایر گرمسیری بگیرند و به اروپا بفرستند، رقابت سختی داشتند. حتی گاهی برای کنترل یک جزیره کوچک که کشتیهای چایبر از آن عبور میکردند، با هم وارد جنگ میشدند. این رقابت شبیه به مسابقهی بچهها برای گرفتن توپ در زمین بازی است، اما با کشتیهای جنگی و تفنگ.
سه پرسش چالشی دربارهی استعمار
پرسش ۱: آیا کشورهای اروپایی تنها برای ثروت به استعمار رفتند؟
پاسخ: نه تنها برای ثروت، بلکه برای قدرت سیاسی هم بود. هرچه یک کشور مستعمرهی بیشتری داشت، در اروپا قدرتمندتر به شمار میرفت. همچنین بعضی از مستعمرهها محل تبعید زندانیان یا پایگاههای نظامی بودند. اما مهمترین انگیزه، سود اقتصادی و دسترسی به منابع بود.
پرسش ۲: چرا کشورهای آسیایی و آفریقایی نتوانستند جلوی استعمار را بگیرند؟
پاسخ: چون کشورهای اروپایی اسلحههای پیشرفتهتری داشتند و کشتیهای جنگی آنها سریعتر بود. همچنین بسیاری از سرزمینها میان قبایل یا پادشاهیهای کوچک تقسیم شده بودند و نتوانستند متحد شوند. استعمارگران از این اختلافات به نفع خود استفاده میکردند.
پرسش ۳: آیا استعمار فقط زیان داشت یا سودهایی هم برای سرزمینهای تحت استعمار به همراه داشت؟
پاسخ: استعمار بیشتر زیانهای بزرگی داشت، مانند غارت منابع، مرگ مردم بر اثر بیماری و جنگ، و از بین رفتن فرهنگهای محلی. اما در برخی موارد، راهسازی، مدرسهسازی و آشنایی با فنآوری جدید نیز اتفاق افتاد. با این حال، این کارها معمولاً برای راحتتر کردن استعمار انجام میشد، نه برای خیر مردم آن سرزمین.
در یک نگاه
رقابت استعماری قرن نوزدهم مانند مسابقهی بزرگی بین کارخانهداران اروپایی بود برای به دست آوردن پنبه، زغالسنگ، کارگر ارزان و مشتریهای تازه. این رقابت نقشهی جهان را تغییر داد و کشورهای زیادی را سالها تحت سلطه نگه داشت. امروز هم اگر به خاستگاه بسیاری از کالاهای اطراف خود نگاه کنیم، ردپای این رقابت قدیمی را میتوانیم ببینیم. فهمیدن این تاریخ به ما کمک میکند که جهان امروز را بهتر درک کنیم.