سلسلههای ایرانی پس از اسلام
پنج سلسله، پنج ویژگی متفاوت
پس از مرگ هارونالرشید و درگیریهای داخلی، خلفای عباسی نتوانستند بر همهی سرزمینهای خود تسلط داشته باشند. در این فضای خالی قدرت، فرماندهان و خاندانهای ایرانی، در نقاط مختلف ایران، حکومتهای محلی تشکیل دادند. این سلسلهها اگرچه گاهی خراجگزار خلیفه بودند، اما عملاً استقلال زیادی داشتند.
طاهریان (سالهای ۲۰۵ تا ۲۵۹ هجری) نخستین سلسلهی مستقل ایرانی پس از اسلام بودند که در خراسان حکومت میکردند. طاهر ذوالیمینین، بنیانگذار این سلسله، با کمک به مأمون عباسی توانست فرمانروایی خراسان را به دست آورد. طاهریان به زبان و فرهنگ ایرانی اهمیت میدادند و دانشمندان را حمایت میکردند.
صفاریان (سالهای ۲۴۷ تا ۲۹۰ هجری) به رهبری یعقوب لیث، از سیستان برخاستند. یعقوب که ابتدا یک مسگر بود، با شجاعت و هوش نظامی، حکومتی گسترده ایجاد کرد. او حتی لشکر به بغداد کشید و خواستار برکناری خلیفه شد، هرچند موفق نشد. صفاریان بیشتر به گسترش قلمرو و جنگهای نظامی شهرت داشتند.
علویان طبرستان (سالهای ۲۵۰ تا ۳۱۶ هجری) حکومتی شیعی بودند که در منطقهی مازندران و گیلان تشکیل شد. آنان برخلاف دیگر سلسلهها، با خلفای عباسی دشمنی آشکار داشتند و مردم را به مذهب شیعه دعوت میکردند. حکومت علویان هرچند کوتاهمدت بود، اما تأثیر زیادی بر گسترش تشیع در شمال ایران گذاشت.
سامانیان (سالهای ۲۶۱ تا ۳۹۵ هجری) در ماوراءالنهر و خراسان حکومت داشتند. آنان از خاندانهای محلی بودند که به کشاورزی و تجارت اهمیت میدادند. پایتخت سامانیان، بخارا، به یکی از مراکز علمی و فرهنگی جهان اسلام تبدیل شد. شاعران بزرگ ایرانی مانند رودکی و فردوسی در این دوران پرورش یافتند و زبان فارسی دری، به عنوان زبان رسمی و ادبی، جایگاه ویژهای پیدا کرد.
آل بویه (سالهای ۳۲۰ تا ۴۴۸ هجری) از دیلمیان بودند که ابتدا در جنوب ایران قدرت گرفتند و سپس بغداد را تصرف کردند. آنان با اینکه خود ایرانی بودند، بر خلافت عباسی تسلط یافتند و خلیفه را زیر سلطهی خود داشتند. آل بویه به مذهب شیعه علاقه داشتند و بسیاری از آیینهای شیعی را در بغداد رواج دادند. آنان همچنین به علم و فلسفه توجه ویژهای داشتند و دانشمندانی مانند ابنسینا در این دوران میزیستند.
| سلسله | بنیانگذار | مرکز اصلی | ویژگی برجسته |
|---|---|---|---|
| طاهریان | طاهر ذوالیمینین | خراسان (نیشابور) | نخستین سلسلهی مستقل ایرانی |
| صفاریان | یعقوب لیث صفاری | سیستان (زرنگ) | شجاعت نظامی و لشکرکشی به بغداد |
| علویان | حسن بن زید | طبرستان (آمل) | حکومتی شیعی و مخالف عباسیان |
| سامانیان | اسماعیل سامانی | ماوراءالنهر (بخارا) | شکوفایی زبان و ادب فارسی |
| آل بویه | علی بن بویه | جنوب ایران و بغداد | تسلط بر خلافت و گسترش تشیع |
این حکومتها چه تأثیری بر زندگی امروزی ما دارند؟
شاید بپرسید که این سلسلههای قدیمی، چه ربطی به زندگی روزمرهی ما دارند؟ پاسخ این است که خیلی از چیزهایی که امروز با آنها سروکار داریم، ریشه در همان دوران دارد. مثلاً زبان فارسی که ما با آن حرف میزنیم و درس میخوانیم، در دورهی سامانیان به عنوان یک زبان رسمی و ادبی تثبیت شد. شاعران بزرگی مانند فردوسی که شاهنامه را سرود، در همین دوره میزیست و فرهنگ و هویت ایرانی را زنده نگه داشت.
همچنین، بسیاری از جشنها و آیینهای ملی ما، مانند نوروز و چهارشنبهسوری، در دوران این حکومتها گرامی داشته میشدند و حتی با حمایت پادشاهان ایرانی، رونق بیشتری گرفتند. وقتی شما در مدرسه، اشعار حافظ یا سعدی را میخوانید، بدانید که راه برای شکوفایی این شاعران، توسط همان سلسلههایی هموار شد که به زبان و ادب ایرانی اهمیت میدادند. حتی برخی از نامهای خانوادگی و نام مکانها در ایران، بازماندهی همان دورههاست.
به عبارت دیگر، این سلسلهها مانند پلهایی بودند که فرهنگ کهن ایران را به دوران اسلامی متصل کردند و باعث شدند که ما امروز، هم مسلمان باشیم و هم هویت ایرانی خود را حفظ کرده باشیم.
سه پرسش و پاسخ چالشی
پاسخ: بیشتر این سلسلهها، به جز علویان، نمیخواستند که با خلافت عباسی به طور کامل قطع رابطه کنند، چون هنوز بسیاری از مردم، خلیفه را رهبر دینی خود میدانستند و مشروعیت حکومتها تا حدی به تأیید خلیفه وابسته بود. آنان با ذکر نام خلیفه، هم ظاهر شرعی خود را حفظ میکردند و هم از درگیری مستقیم با بغداد پرهیز مینمودند، در حالی که در عمل، استقلال کامل داشتند.
پاسخ: سامانیان به جای تمرکز فقط بر جنگهای نظامی، به آبادانی، کشاورزی و تجارت اهمیت میدادند. آنان با ساختن مدارس و حمایت از دانشمندان، باعث رشد علمی و فرهنگی شدند. همچنین، مرزهای نسبتاً امنی داشتند و با حکومتهای همسایه روابط دیپلماتیک برقرار کرده بودند. این سیاستهای هوشمندانه، باعث شد که حکومتشان نزدیک به ۱۳۰ سال دوام آورد.
پاسخ: بله، آل بویه از خاندانهای دیلمی (منطقهی گیلان و مازندران) بودند و زبان و فرهنگ ایرانی داشتند. آنان اگرچه بر پایتخت خلافت تسلط یافتند، اما هرگز تظاهر به خلافت نکردند و خود را «امیر» مینامیدند. آنان با احیای بسیاری از سنتهای ایرانی و حمایت از دانشمندان ایرانی، نقش مهمی در تداوم هویت ملی ایران ایفا کردند.