صفاریان: نخستین سلسلهٔ ایرانیِ مستقل از خلافت
ریشههای قدرت: مردم و عیاران در کنار یعقوب
صفاریان در منطقهٔ سیستان (شرق ایران امروزی) به قدرت رسیدند، جایی که مردم به دلیل دوری از مرکز خلافت، همواره به خودکفایی و استقلال عادت داشتند. یعقوب لیث که پیشتر رنگرز بود و در کارگاه کوچکی کار میکرد، به دلیل شجاعت و هوش سرشار خود، به تدریج میان مردم و عیاران محبوب شد. عیاران گروهی از جوانان دلاور و جنگآور بودند که بدون چشمداشت به حقوق دولتی، برای دفاع از شهر و دیار خود آمادهٔ نبرد میشدند. آنها مانند گروههای داوطلب امروزی بودند که در مواقع بحران، بدون منتظر ماندن برای دستور از بالا، به میدان میآیند.
یعقوب با کمک این عیاران، نخست موفق شد نظم را در سیستان برقرار کند و سپس با پشتیبانی بازاریان، کشاورزان و پیشهوران، حکومتی تشکیل دهد که نه تنها وابسته به خلیفهٔ عباسی نبود، بلکه بهصراحت اعلام کرد که تنها به فرمان خدا و خواست مردم پایبند است. این موضوع برای دانشآموزان امروزی قابل قیاس با انتخاب ناخدای تیم یا نمایندهٔ کلاس است که نه از بالا منصوب میشود، بلکه با رأی و اعتماد همکلاسیها به جایگاه میرسد.
کارکرد حکومت صفاری در زندگی روزمره
اگر بخواهیم نقش صفاریان را در زندگی مردم سیستان بررسی کنیم، میتوان به تأمین امنیت جادهها و بازارها اشاره کرد. پیش از صفاریان، راهزنان و گروههای ناامنکننده، رفتوآمد بازرگانان را دشوار کرده بودند. یعقوب لیث با تشکیل نیروهای منظم از میان عیاران، راهها را ایمن ساخت و مالیاتهای سنگین را کاهش داد. به عنوان مثال، اگر شما برای خرید کتاب یا لوازمالتحریر به بازار میرفتید، در زمان صفاریان، قیمت کالاها ثبات بیشتری داشت و بازاریان با خیال راحتتر به دادوستد میپرداختند، زیرا میدانستند که حکومت از آنها حمایت میکند.
پرسش: چرا خلیفهٔ عباسی با صفاریان مخالفت میکرد، اما مردم از آنها حمایت مینمودند؟
پاسخ: خلیفه میخواست همهٔ قدرت در دست او باشد و کسی بدون اجازهٔ او حکومت نکند؛ ولی مردم سیستان از دستورهای دور از واقعیت خلیفه خسته شده بودند و فرمانروایی نزدیک به خود را ترجیح میدادند، همانگونه که دانشآموزان ترجیح میدهند معلمی را انتخاب کنند که مشکلات آنها را بهتر درک کند.
پرسش: آیا صفاریان فقط به سیستان اکتفا کردند؟
پاسخ: نه، آنها پس از تثبیت قدرت در سیستان، به سوی کرمان، فارس و حتی خراسان لشکر کشیدند و قلمروی بزرگی را زیر فرمان خود درآوردند. یعقوب حتی تا نزدیکی بغداد، پایتخت خلافت، پیش رفت، اما به دلایل نظامی و سیاسی، نتوانست آن را تصرف کند.
چالشهای مفهومی در شناخت صفاریان
پرسش اول: آیا صفاریان را میتوان یک جنبش مردمی دانست؟
پاسخ: بله، به دلیل اینکه یعقوب نه از خاندان اشراف بود و نه مأموریت از خلیفه داشت. او با تکیه بر عیاران و حمایت بازاریان و کشاورزان، که همان اقشار عادی جامعه بودند، به قدرت رسید. این موضوع مانند این است که تیمی در مدرسه، بدون کمک مدیریت، با حمایت دانشآموزان و معلمان، یک برنامهٔ موفق برگزار کند.
پرسش دوم: چرا صفاریان با وجود قدرت نظامی، نتوانستند دوام زیادی داشته باشند؟
پاسخ: یکی از دلایل اصلی، نبود ساختار دیوانی منظم و وابستگی شدید به شخصیت یعقوب بود. پس از مرگ او، جانشینانش نتوانستند بهخوبی حکومت را اداره کنند و همچنین فشارهای پیوستهٔ خلفای عباسی و دیگر سلسلههای رقیب، مانند سامانیان، زمینهٔ سقوط آنها را فراهم کرد.
پرسش سوم: چه تفاوتی بین صفاریان و طاهریان (سلسلهٔ پیشین) وجود داشت؟
پاسخ: طاهریان بهعنوان کارگزاران عباسیان حکومت میکردند و کاملاً وابسته به خلیفه بودند، ولی صفاریان بدون اجازهٔ خلیفه و حتی گاهی در تقابل با او، به قدرت رسیدند و این نخستین بار در تاریخ ایران پس از اسلام بود که یک سلسلهٔ مستقل از خلافت تشکیل میشد.
نکتهٔ پایانی: صفاریان نشان دادند که مردم میتوانند با اتحاد و حمایت از یک رهبر شایسته، حکومتی مستقل از قدرتهای بزرگ تشکیل دهند. یعقوب لیث، با وجود اینکه از طبقهٔ پایین جامعه برخاسته بود، با تکیه بر عیاران و پشتیبانی عموم، مسیر تازهای در تاریخ ایران گشود. هرچند این سلسله دیرپا نبود، اما الگوی استقلالطلبی و مردمیگرایی را برای نسلهای بعدی به یادگار گذاشت.