مشورت: گفتوگو و همفکری برای پیدا کردن راهحل بهتر
چطور با کمک دیگران تصمیمهای بهتری بگیریم و از تجربههای هم یاد بگیریم
چکیده: در این مقاله میخوانیم که مشورت یعنی چه و چرا همیشه بهتر است پیش از انجام کارهای مهم، با دیگران گفتوگو کنیم. کلیدواژههای اصلی این نوشته عبارتند از «همفکری»، «راهحل گروهی»، «گوش دادن فعال» و «تصمیم بهتر». همچنین یاد میگیریم مشورت کردن چه فرقی با سوال پرسیدن معمولی دارد.
مشورت چیست و چه فرقی با سوال پرسیدن دارد؟
گاهی فکر میکنیم مشورت یعنی هر سوالی را از هر کسی بپرسیم. اما مشورت واقعی یک گفتوگوی دوطرفه است. در مشورت، هم شما نظرتان را میگویید و هم از دیگران میخواهید فکرشان را با شما قسمت کنند. هدف این است که از زاویههای مختلف به یک موضوع نگاه کنید، نه اینکه فقط یک جواب ساده بگیرید. برای روشن شدن تفاوت، به جدول زیر توجه کن:
| سوال پرسیدن معمولی |
مشورت و همفکری |
| دنبال یک جواب درست میگردی |
دنبال چند راهحل مختلف میگردی و بعد بهترین را انتخاب میکنی |
| بیشتر خودت حرف میزنی |
هم گوش میدهی، هم نظرت را میگویی و هم از دیگران سوال میپرسی |
| معمولاً جواب را زود میخواهی |
برای فکر کردن وقت میگذاری و عجله نمیکنی |
وقتی با دوستت مشورت میکنی که کدام کتاب را برای مطالعهٔ تابستانی انتخاب کنی، فقط نمیپرسی «کدام کتاب بهتر است؟» بلکه میگویی: «من به کتابهای ماجراجویی علاقه دارم، تو چه پیشنهادی داری؟ چرا آن کتاب را خوب میدانی؟» اینطوری هم تو فکرت را میگویی و هم از تجربهٔ دوستت استفاده میکنی.
سه نمونهٔ عینی از مشورت در زندگی روزمرهٔ دانشآموزی
حتماً برای تو هم پیش آمده که در موقعیتهای زیر قرار گرفتهای. بیا ببینیم چطور میتوانیم مشورت کنیم:
مثال اولانتخاب رشتهٔ ورزشی فوقبرنامه: فرض کن میخواهی بین والیبال و شنا یکی را انتخاب کنی. میتوانی با معلم ورزشت مشورت کنی و بپرسی: «با توجه به قد و تواناییهایم، کدام ورزش برای من مناسبتر است؟» همچنین با دوستانی که والیبال و شنا رفتهاند حرف بزن و بپرس هرکدام چه لذتها و چه سختیهایی دارد.
مثال دومحل اختلاف با خواهر یا برادر: بر سر تماشای تلویزیون با خواهرت دعوا کردهای. به جای داد و فریاد، با پدر یا مادرت مشورت کن. بگو: «ما هر دو میخواهیم برنامهٔ خودمان را ببینیم. به نظر شما چطور میتوانیم طوری برنامهریزی کنیم که هر دو راضی باشیم؟» معمولاً بزرگترها راهحلهایی مثل نوبتبندی یا تقسیم زمان پیشنهاد میدهند که خودت به تنهایی به آنها فکر نکرده بودی.
مثال سومتهیهٔ هدیهٔ گروهی برای دوستتان: میخواهید برای دوستتان که تولدش است یک هدیهٔ گروهی بخرید. هرکس نظر متفاوتی دارد. میتوانید یک جلسهٔ مشورت کوتاه بگذارید و هرکس بگوید هدیهاش چه خوبی و چه بدی دارد. بعد با همفکری، هدیهای را انتخاب کنید که بیشتر شما را راضی کند. در این مشورت، یاد میگیری به حرف دیگران احترام بگذاری و از نظرشان استفاده کنی.
چالشهای مفهومی: سه پرسش و پاسخ دربارهٔ مشورت
پرسش اول: آیا همیشه باید از دیگران مشورت بگیریم؟ حتی برای کارهای خیلی کوچک؟
پاسخ: نه، برای کارهای ساده و روزمره مثل اینکه امروز کفش چه رنگی بپوشی، لازم نیست حتماً مشورت کنی. مشورت برای کارهایی مهمتر است که ممکن است بعداً از آنها پشیمان شوی. مثلاً انتخاب دوست، انتخاب کتاب برای تحقیق، یا چگونگی تقسیم وقت بین درس و بازی.
پرسش دوم: اگر بعد از مشورت، بازهم راهحل خودم را انتخاب کنم، اشتباه کردهام؟
پاسخ: نه، مشورت به این معنا نیست که حتماً هرچه دیگران گفتند انجام دهی. مشورت یعنی نظرهای مختلف را بشنوی، فکر کنی و بعد خودت بهترین تصمیم را بگیری. گاهی ممکن است نظر خودت بهتر از نظر دیگران باشد، اما مهم این است که با اطلاعات بیشتری تصمیم میگیری.
پرسش سوم: با چه کسانی مشورت کنیم؟ با هر کسی که دم دست است؟
پاسخ: بهتر است با کسانی مشورت کنی که در آن موضوع تجربه یا آگاهی دارند. مثلاً برای مشورت دربارهٔ درس ریاضی، بهتر است با معلم ریاضیت یا یکی از همکلاسیهای قوی در ریاضی حرف بزنی. برای مشورت دربارهٔ یک مشکل احساسی، میتوانی با والدین یا مشاور مدرسه صحبت کنی.
نکتهٔ پایانی: مشورت کردن یک هنر است. وقتی با دیگران گفتوگو میکنی، هم راهحلهای تازه پیدا میکنی، هم اشتباههای کمتری میکنی و هم اعتماد دیگران را به دست میآوری. دفعهٔ بعد که با چالش یا تصمیمی روبهرو شدی، پیش از انجام کار، با یک نفر آگاه مشورت کن. خواهی دید که راهحلهای بهتری پیدا میکنی و کارهایت با کیفیتتر پیش میرود. یادت باشد: عاقل تنها تصمیم نمیگیرد.