اشغال: وقتی یک شهر زیر سایهٔ دشمن قرار میگیرد
اشغال یعنی چه؟ یک تعریف کودکانه
فرض کن تو همراه دوستهایت در حیاط خانه مشغول بازی هستی. ناگهان گروهی دیگر وارد حیاط میشوند و میگویند: «از این به بعد این حیاط مال ماست و هر کاری ما بگوییم باید انجام بدهی.» این یعنی حیاط تو (منطقه) توسط بچههای دیگر (نیروهای دشمن)اشغال شده است. در دنیای واقعی، اشغال زمانی رخ میدهد که ارتش یک کشور وارد شهر یا منطقهای از کشور دیگر شود و بدون اجازهٔ صاحب اصلی، همه چیز را تحت کنترل خود درآورد. قوانین قبلی دیگر کار نمیکند و ساکنان آن منطقه باید از دستورهای تازه اطاعت کنند.
برای روشنتر شدن موضوع، یک مثال دیگر: تصور کن کلاس درس را گروهی از دانشآموزان کلاس بالایی تصرف کنند. آنها صندلی معلم را میگیرند، دفترها را جابهجا میکنند و میگویند هر کس نمرهٔ بیست میخواهد باید تکالیف ما را انجام بدهد. این وضعیت ناخوشایند، شباهت زیادی به اشغال دارد؛ چون کسانی که حق مدیریت ندارند، زور خود را به دیگران تحمیل میکنند.
انواع اشغال و تفاوت آنها
همهٔ اشغالها شبیه هم نیستند. گاهی یک کشور فقط قسمتی از خاک کشور دیگر را برای مدتی کوتاه میگیرد (مثل ایستادن موقت در گوشهٔ زمین بازی). گاهی اشغال سالها طول میکشد و مردم مجبور میشوند با قوانین جدید زندگی کنند. در جدول زیر انواع اصلی اشغال را با هم مقایسه میکنیم:
| نوع اشغال | مدت زمان معمول | رفتار با مردم بومی |
|---|---|---|
| اشغال کوتاهمدت (مثلاً چند هفته) | کمتر از یک سال | فشار زیاد اما موقت |
| اشغال بلندمدت (چندین سال) | بین 5 تا 20 سال | تغییر فرهنگ و قوانین |
| اشغال کامل (تمام کشور) | متغیر، گاهی دههها | نظامیان جایگزین مدیران محلی میشوند |
زندگی در یک شهر اشغالی: نمونهٔ عینی با بازی کلاس
فرض کن در مدرسه، زنگ تفریح را به تو و دوستانت دادهاند که در سالن ورزشی بازی کنید. ناگهان تیمی از دانشآموزان کلاس بالاتر وارد میشوند و اعلام میکنند: «از این لحظه، سالن مال ماست. هر کس میخواهد توپ بازی کند باید اول برای ما آب بیاورد و دفتر مشق ما را تمیز کند.» اگر اعتراض کنی، میگویند: «پس دیگر حق نداری وارد سالن بشوی.» این یعنی آن تیم، سالن را «اشغال» کرده است. حالا تو در منطقهای زندگی میکنی که دیگر اختیار داری.
در زندگی واقعی، مردم شهر اشغالی نمیتوانند آزادانه رفتوآمد کنند، ممکن است شبها رفتوآمد ممنوع شود، مدارس زیر نظر فرماندهان نظامی اداره گردد و حتی بعضی از خوراکیها یا داروها کمیاب شود. یک دختربچه در چنین شهری مجبور است هر روز از چند ایست بازرسی عبور کند تا به مدرسه برسد؛ درست مثل این که برای رفتن به کلاس باید از چند دروازه که افراد مسلح پشت آن ایستادهاند، رد شوی.
اگر تعداد نیروهای مدافع را $ D $ و تعداد نیروهای مهاجم را $ A $ بنامیم، زمانی اشغال موفقیتآمیز است که $ A \gt D $ و همچنین تجهیزات مهاجمان خیلی بیشتر از مدافعان باشد. این فرمول خیلی ساده است، اما به یاد داشتن آن کمک میکند چرا بعضی شهرها زودتر اشغال میشوند.
چالشهای مفهومی در درک اشغال
۱) چرا ساکنان یک منطقهٔ اشغالی نمیتوانند به سادگی فرار کنند؟
فرار کردن همیشه سخت است. نیروهای اشغالگر معمولاً دورتادور شهر را میبندند و گذرنامه یا کارت شناسایی مردم را کنترل میکنند. درست مثل این که ناظم مدرسه همهٔ درها را قفل کند و فقط خودش تصمیم بگیرد چه کسی بیرون برود. بسیاری از خانوادهها خانه، کار و مدرسهٔ خود را دارند و نمیتوانند همه چیز را یکباره رها کنند.
۲) آیا هر کشوری که وارد منطقهٔ دیگری میشود، اشغالگر محسوب میشود؟
خیر. گاهی دو کشور با هم توافق میکنند که نیروهای یک کشور برای کمک (مثل ساخت بیمارستان یا آموزش پلیس) وارد کشور دیگر شوند. اشغال زمانی است که این ورود با زور و بدون اجازهٔ دولت صاحب منطقه انجام شود. فرقش مثل دعوت شدن به مهمانی (مجاز) در مقابل هجوم ناگهانی به خانهٔ کسی بدون در زدن (اشغال) است.
۳) آیا در زمان اشغال، قانون هم عوض میشود؟
بله، در منطقهٔ اشغالی معمولاً قوانین نظامی جایگزین قوانین عادی میشود. مثلاً رفتن به خیابان بعد از ساعت ۸ شب ممنوع میشود یا هر خانه باید مقداری آرد و برنج به سربازان بدهد. این کارها در حقیقت نقض قوانین بینالمللی¹ است، اما در عمل توسط نیروهای اشغالگر اجرا میشود.
پاورقی
1قوانین بینالمللی: مجموعهای از توافقنامهها میان کشورهای جهان که رفتار درست در جنگ و اشغال را تعیین میکند. معادل انگلیسی آن International Law است.
2نیروهای اشغالگر (Occupying Forces): سربازان و نظامیانی که منطقهٔ خارج از کشور خود را تحت کنترل دارند.
3منطقهٔ غیرنظامی (Civilian Area): جایی که مردم عادی زندگی میکنند و نباید هدف حمله قرار گیرند، اما در اشغال این قانون اغلب شکسته میشود.