دایره: مکان هندسی نقاطی از صفحه که فاصلهٔ آنها از یک نقطهٔ ثابت مقدار ثابتی باشد
تعریف دایره بر پایهٔ مکان هندسی
در هندسه، دایره به مجموعهای از نقاط در یک صفحه گفته میشود که همگی فاصلهٔ یکسانی از یک نقطهٔ ثابت به نام مرکز دارند. این فاصلهٔ ثابت را شعاع1 مینامند. اگر مرکز دایره را نقطهٔ O و شعاع را عدد مثبت r در نظر بگیریم، آنگاه دایره به صورت زیر تعریف میشود:
$C = \{ P \mid d(O,P) = r \}$در این رابطه d(O,P) فاصلهٔ اقلیدسی2 بین مرکز O و نقطهٔ متغیر P است. این تعریف بنیادی، اساس تمام قضایای مربوط به دایره در هندسهٔ مسطحه و هندسهٔ تحلیلی را تشکیل میدهد.
مثال عملی: فرض کنید یک تیرک عمودی در میدان شهر نصب شده است. اگر طنابی به طول 5 متر را به انتهای این تیرک ببندید و سر دیگر طناب را گرفته، در حالی که طناب کاملاً کشیده است، دور تیرک حرکت کنید. مسیری که طی میکنید یک دایره با مرکز تیرک و شعاع 5 متر خواهد بود. هر نقطه از این مسیر دقیقاً 5 متر با تیرک فاصله دارد.
معادلهٔ دایره در دستگاه مختصات دکارتی
اگر مرکز دایره در نقطهٔ (h,k) و شعاع برابر r باشد، با استفاده از فرمول فاصلهٔ بین دو نقطه، معادلهٔ استاندارد دایره به دست میآید:
$(x - h)^2 + (y - k)^2 = r^2$در حالت خاص که مرکز دایره بر مبدأ مختصات (0,0) منطبق باشد، معادله به شکل سادهٔ $x^2 + y^2 = r^2$ درمیآید. برای نوشتن معادلهٔ دایره، کافی است مختصات مرکز و طول شعاع را بدانیم. در بسیاری از مسائل، معادلهٔ دایره به صورت گستردهٔ $x^2 + y^2 + Dx + Ey + F = 0$ ظاهر میشود که با تکمیل مربعها میتوان آن را به فرم استاندارد تبدیل کرد.
اجزاء اصلی دایره: شعاع، قطر، وتر و مماس
دایره از اجزای هندسی گوناگونی تشکیل شده است که شناخت آنها برای حل مسائل ضروری است. شعاع پارهخطی است که مرکز را به هر نقطه روی دایره متصل میکند. قطر3 پارهخطی است که از مرکز عبور کرده و دو نقطهٔ متقابل روی دایره را به هم وصل میکند؛ طول قطر برابر $2r$ است. وتر4 پارهخطی است که دو نقطهٔ دلخواه روی دایره را به هم متصل میکند (بدون الزام به عبور از مرکز). مماس5 خطی است که دایره را دقیقاً در یک نقطه لمس میکند و بر شعاع وارد به نقطهٔ تماس عمود است.
| نام جزء | تعریف | رابطه یا ویژگی مهم |
|---|---|---|
| شعاع | فاصلهٔ مرکز تا هر نقطه روی دایره | $r = \frac{d}{2}$ |
| قطر | بزرگترین وتر که از مرکز میگذرد | $d = 2r$ |
| وتر | پارهخط میان دو نقطه روی دایره | فاصلهٔ عمودی از مرکز، وتر را نصف میکند |
| مماس | خطی که دایره را فقط در یک نقطه قطع میکند | عمود بر شعاع در نقطهٔ تماس |
محیط، مساحت و کمانهای دایره
دو کمیت اصلی در اندازهگیری دایره، محیط و مساحت آن هستند. محیط دایره6 از رابطهٔ $C = 2\pi r$ به دست میآید که در آن $\pi$ عدد ثابت تقریبی $3/14159$ است. مساحت دایره7 نیز برابر $A = \pi r^2$ میباشد. برای بخشی از دایره مانند کمان و قطاع، از روابط تناسب استفاده میشود. اگر زاویهٔ مرکزی بر حسب درجه برابر $\theta$ باشد، طول کمان $l = \frac{\theta}{360} \times 2\pi r$ و مساحت قطاع $S = \frac{\theta}{360} \times \pi r^2$ خواهد بود.
مثال عددی: اگر شعاع دایرهای برابر 7 سانتیمتر باشد، محیط آن تقریباً $2 \times 3/14 \times 7 = 43/96$ سانتیمتر و مساحت آن $3/14 \times 49 = 153/86$ سانتیمتر مربع میشود. همچنین یک کمان 90 درجه (ربع دایره) طولی برابر $\frac{90}{360} \times 43/96 = 10/99$ سانتیمتر خواهد داشت.
کاربرد عملی: تعیین موقعیت با استفاده از دایره در نقشهبرداری
یکی از کاربردهای مهم مفهوم مکان هندسی دایره در سیستم ناوبری و نقشهبرداری است. فرض کنید یک فرستندهٔ رادیویی با برد 50 کیلومتر در نقطهٔ A قرار دارد. تمام نقاطی که سیگنال این فرستنده را دریافت میکنند، روی دایرهای به مرکز A و شعاع 50 کیلومتر قرار دارند (در شرایط ایدهال). اگر دو فرستنده در نقاط A و B داشته باشیم، محل تقاطع دو دایره، موقعیت دقیق گیرنده را مشخص میکند. این اصل پایهٔ موقعیتیابی سهضلعی8 است که در سیستم GPS و نقشههای توپوگرافی به کار میرود. مهندسان نقشهبردار با اندازهگیری فاصله از چند نقطهٔ مرجع (مثلاً قله کوهها) و رسم دایرههایی با شعاعهای معلوم، مختصات نقاط مجهول را تعیین میکنند.
چالشهای مفهومی
خیر، دایره چندضلعی نیست زیرا چندضلعی از تعداد متناهی پارهخط (اضلاع) تشکیل شده است، در حالی که دایره یک منحنی پیوسته و صاف است. دایره را میتوان حد یک چندضلعی منتظم با تعداد اضلاع بسیار زیاد در نظر گرفت، اما خودش مستقیماً چندضلعی نیست.
با محاسبهٔ فاصلهٔ نقطه از مرکز دایره و مقایسه با شعاع. اگر $d \lt r$ نقطه درون دایره است. اگر $d = r$ نقطه روی دایره و اگر $d \gt r$ نقطه خارج از دایره قرار دارد. این مبنای تعریف مکان هندسی است.
از نظر ریاضی، اگر $r = 0$ باشد، معادله به $(x-h)^2+(y-k)^2=0$ تبدیل میشود که تنها یک نقطه (همان مرکز) آن را برآورده میکند. چنین مجموعهای «دایرهٔ تباهیده» نامیده میشود و در تعریف کلاسیک دایره که نیازمند شعاع مثبت است، نمیگنجد.
جمعبندی
پاورقی
1 شعاع (Radius): پارهخطی که مرکز دایره را به هر نقطه روی محیط متصل میکند و طول آن ثابت است.2 فاصلهٔ اقلیدسی (Euclidean Distance): فاصلهٔ مستقیم بین دو نقطه در صفحه که از رابطهٔ $\sqrt{(x_2-x_1)^2+(y_2-y_1)^2}$ محاسبه میشود.
3 قطر (Diameter): بزرگترین وتر دایره که از مرکز عبور میکند و برابر دو برابر شعاع است.
4 وتر (Chord): پارهخطی که دو نقطهٔ دلخواه روی دایره را به هم وصل میکند.
5 مماس (Tangent): خطی که دایره را دقیقاً در یک نقطه لمس میکند و عمود بر شعاع آن نقطه است.
6 محیط دایره (Circumference): طول منحنی بستهٔ دایره که از رابطهٔ $2\pi r$ به دست میآید.
7 مساحت دایره (Area of Circle): اندازهٔ ناحیهٔ محصور درون دایره که برابر $\pi r^2$ است.
8 موقعیتیابی سهضلعی (Trilateration): روش تعیین مختصات یک نقطه با استفاده از تقاطع سه دایره با مراکز معلوم و شعاعهای اندازهگیریشده.