تالی (حکم) : بخش «آنگاه» در گزارهٔ شرطی
تعریف تالی (حکم) و جایگاه آن در گزارههای شرطی
یک گزارهی شرطی از دو بخش اصلی تشکیل شده است: مقدم (فرض) و تالی (حکم یا نتیجه). ساختار استاندارد آن به صورت «اگر P آنگاه Q» است که در آن P نماد مقدم و Q نماد تالی است. به عبارت سادهتر، تالی (حکم) همان بخشی است که بیان میکند در صورت درستی فرض، چه اتفاقی میافتد یا چه نتیجهای حاصل میشود. برای مثال، در جمله «اگر باران ببارد، آنگاه زمین خیس میشود»، عبارت «زمین خیس میشود» تالی (حکم) گزاره است.
در منطق ریاضی، درستی یا نادرستی یک گزاره شرطی تنها به مقادیر درستی مقدم و تالی بستگی دارد. یک شرطی تنها در یک حالت نادرست است: زمانی که مقدم درست باشد، اما تالی نادرست باشد. در سایر حالات (مقدم نادرست با تالی درست یا نادرست، و مقدم درست با تالی درست)، گزاره شرطی درست در نظر گرفته میشود. این تعریف، که شاید در ابتدا کمی عجیب به نظر برسد، اساس استدلالهای ریاضی را تشکیل میدهد.
بیایید با یک مثال علمی و ساده این موضوع را بررسی کنیم: «اگر یک عدد بر 4 بخشپذیر باشد، آنگاه آن عدد زوج است». در اینجا، مقدم «بخشپذیری بر 4» و تالی «زوج بودن» است. این گزاره همواره درست است، زیرا هر عدد بخشپذیر بر 4 حتماً زوج است (حالت مقدم درست، تالی درست). اما اگر عددی بر 4 بخشپذیر نباشد (مقدم نادرست)، ممکن است زوج باشد (مثل 6) یا فرد (مثل 5)، و در هر دو حالت گزاره اصلی ما همچنان درست است! تنها حالتی که گزاره نادرست میشود این است که عددی پیدا کنیم که بر 4 بخشپذیر باشد (مقدم درست) اما فرد باشد (تالی نادرست) که چنین عددی وجود ندارد.
جدول ارزش درستی گزارههای شرطی: نقش کلیدی تالی
| مقدم (P) | تالی (Q) | اگر P آنگاه Q (P → Q) |
|---|---|---|
| درست | درست | درست |
| درست | نادرست | نادرست |
| نادرست | درست | درست |
| نادرست | نادرست | درست |
همانطور که در جدول میبینید، ارزش تالی (Q) به تنهایی نمیتواند درستی کل گزاره را تعیین کند. آنچه اهمیت دارد، رابطه بین مقدم و تالی است. مثال کلاسیک در ریاضیات: «اگر x > 2 آنگاه x > 0». این گزاره همیشه درست است. حتی اگر x=1 باشد (مقدم نادرست)، گزاره درست است زیرا تالی (x>0) درست است. گزاره فقط زمانی میتوانست نادرست باشد که x بزرگتر از 2 باشد (مقدم درست) اما بزرگتر از 0 نباشد (تالی نادرست) که غیرممکن است.
کاربرد عملی: استدلالهای ریاضی و برنامهنویسی با تالی
درک صحیح از تالی (حکم) در بسیاری از زمینهها حیاتی است. در ریاضیات، وقتی میخواهیم یک قضیه را اثبات کنیم، فرض میکنیم که مقدم درست است و سپس سعی میکنیم با استفاده از استدلالهای منطقی، به درستی تالی برسیم. برای نمونه، قضیه معروف فیثاغورس: «اگر یک مثلث قائمالزاویه باشد، آنگاه مربع وتر برابر است با مجموع مربعات دو ضلع دیگر». در اینجا، تالی (حکم) رابطهای است که باید تحت شرط مقدم (قائمالزاویه بودن) اثبات شود.
در برنامهنویسی، ساختارهای شرطی مانند if-else (اگر ـ وگرنه) دقیقاً بر اساس همین منطق کار میکنند. به کد زیر توجه کنید:
اجازه_ورود = درست;
}
در اینجا، مقدم «سن >= 18» است. اگر این شرط درست باشد، برنامه به سراغ تالی میرود و دستور «اجازه_ورود = درست» را اجرا میکند. تالی در این زمینه، همان نتیجه یا اقدامی است که در صورت برقراری شرط (مقدم) انجام میشود.
یک مثال روزمره: «اگر چراغ راهنمایی قرمز باشد، آنگاه باید بایستی». تالی (باید بایستی) حکمی است که راننده موظف به اجرای آن است. نادیده گرفتن تالی در اینجا به معنای نقض قانون و ایجاد خطر است.
چالشهای مفهومی درباره تالی (حکم)
اگر یک گزاره شرطی درست باشد، آیا میتوان نتیجه گرفت که تالی (حکم) آن همیشه درست است؟
خیر، به هیچ وجه. درستی یک گزاره شرطی به معنای درستی همیشگی تالی نیست. به مثال «اگر عددی بر 10 بخشپذیر باشد، آنگاه بر 5 نیز بخشپذیر است» توجه کنید. این گزاره درست است. اما تالی آن («بر 5 بخشپذیر است») برای اعدادی مثل 25 که بر 10 بخشپذیر نیستند نیز میتواند درست باشد. درستی تالی مستقل از مقدم و فقط وابسته به موضوع خودش است. گزاره شرطی تنها یک رابطه را بیان میکند.
تفاوت بین «تالی» در گزاره اصلی و «مقدم» در عکس آن چیست؟
اگر گزاره اصلی «اگر P آنگاه Q» باشد، عکس آن «اگر Q آنگاه P» است. در اینجا، تالی گزاره اصلی (Q) به مقدم عکس تبدیل شده است. درک این تفاوت بسیار مهم است، زیرا درستی یک گزاره لزوماً به معنای درستی عکس آن نیست. برای مثال، گزاره «اگر یک حیوان سگ است، آنگاه پستاندار است» درست است. اما عکس آن «اگر یک حیوان پستاندار است، آنگاه سگ است» قطعاً نادرست است (چون گربه هم پستاندار است). پس نمیتوانیم جای مقدم و تالی را با هم عوض کنیم.
چرا در منطق ریاضی، وقتی مقدم نادرست است، گزاره شرطی را صرفنظر از تالی، درست در نظر میگیریم؟
این قرارداد ممکن است غیرشهودی به نظر برسد، اما برای حفظ یکپارچگی ریاضیات ضروری است. فرض کنید یک دوست به شما قول دهد: «اگر فردا باران بیاید، تو را به سینما میبرم». اگر فردا باران نیاید (مقدم نادرست)، دوست شما میتواند شما را به سینما ببرد یا نبرد. در هر دو صورت، او قول خود را نشکسته است، زیرا شرط (باران) محقق نشده است. پس نمیتوان گفت که قول او دروغ بوده است. در ریاضیات نیز، یک گزاره شرطی تنها زمانی نقض میشود که مقدم درست باشد اما به تالی منجر نشود. در غیر این صورت، گزاره را درست تلقی میکنیم.
پاورقی
1 گزاره شرطی (Conditional Statement): جملهای خبری که از دو بخش مقدم (فرض) و تالی (نتیجه) تشکیل شده و با ساختار «اگر ... آنگاه ...» بیان میشود.
2 مقدم (Antecedent / Hypothesis): بخش «اگر» در گزاره شرطی که شرط یا فرض را بیان میکند.
3 تالی (Consequent / Conclusion): بخش «آنگاه» در گزاره شرطی که حکم یا نتیجه را بیان میکند.
4 عکس یک گزاره (Converse): گزارهای که از جابجا کردن مقدم و تالی یک گزاره شرطی به دست میآید. (اگر Q آنگاه P).