واقعنمایی در بازیهای ویدیویی: دنیا در قاب نمایش
سطوح مختلف واقعنمایی در بازیها
واقعنمایی یک مفهوم سیاه و سفید نیست، بلکه طیفی از ویژگیهاست که در کنار هم قرار میگیرند. میتوان آن را به چند سطح کلی تقسیم کرد. برای درک بهتر، به یک بازی فوتبال فکر کنید. برخی بازیها فقط یک توپ و دو دروازه ساده هستند (واقعنمایی کم)، اما برخی دیگر مانند فوتبال تکاملی حرفهای4 قوانین آفساید، شرایط جوی، روحیه بازیکنان و حتی نحوه رشد عضلات را شبیهسازی میکنند (واقعنمایی بالا).
| سطح واقعنمایی | توضیح و مثال | مثال بازی |
|---|---|---|
| واقعنمایی بصری (گرافیک) | شباهت ظاهری محیط و شخصیتها به دنیای واقعی. مانند سایهها، انعکاس نور روی آب، جزئیات پوست و پارچه. | Red Dead Redemption 2 |
| واقعنمایی فیزیکی | چگونگی حرکت، برخورد و سقوط اشیا بر اساس قوانین فیزیک. مثل پرتاب کردن توپ یا واژگونی ماشین. | FIFA Series |
| واقعنمایی رفتاری/سیستماتیک | شبیهسازی رفتارهای پیچیده مانند اقتصاد، اکوسیستم، یا هوش مصنوعی غیربازیکنها5. | The Sims, Cities: Skylines |
| واقعنمایی مفهومی (احساسی) | ایجاد حس و تجربهای واقعی در بازیکن، حتی در یک دنیای فانتزی. مانند احساس ترس، تنهایی یا پیروزی. | The Last of Us, Life is Strange |
واقعنمایی چه فایدهای دارد؟ (کاربرد و لذت بازی)
شاید بپرسید اگر قرار است همه چیز شبیه واقعیت باشد، پس تفاوت بازی با زندگی عادی چیست؟ پاسخ در تعلیق بیاعتقادی3 نهفته است. ما میدانیم که بازی واقعی نیست، اما اگر به اندازه کافی متقاعدکننده باشد، خودمان را به نادانی میزنیم و در آن غرق میشویم. واقعنمایی مناسب، این فرآیند را آسانتر میکند.
مثال عینی: بازی سیمز4 را در نظر بگیرید. شخصیتهای شما باید غذا بخورند، بخوابند، کار کنند و معاشرت کنند. این شبیهسازی سادهای از زندگی است. حالا تصور کنید در این بازی، شخصیت شما گرسنه باشد ولی بتواند ده ساعت بدون وقفه پیانو بنوازد! این عدم واقعنمایی، حس بازی را از بین میبرد و آن را به یک تجربه بیمعنی تبدیل میکند. در مقابل، اگر بازی مینکرفت6 را نگاه کنید، گرافیک آن به واقعیت شبیه نیست (مکعبها)، اما فیزیک و قوانین ساختوساز آن طوری طراحی شده که منطقی و قابل پیشبینی است. همین منطق درونی، نوعی واقعنمایی ایجاد میکند.
معمای واقعنمایی: هزینه در برابر لذت
افزایش واقعنمایی، همیشه به معنای بهتر شدن بازی نیست. گاهی واقعگرایی بیشازحد، بازی را خستهکننده و پیچیده میکند. فرض کنید در یک بازی ماشینسواری، باید دقیقاً مانند یک مکانیک واقعی، پیش از مسابقه موتور را تنظیم کنید و بعد از هر تصادف، روزها برای تعمیر آن وقت بگذارید! این ممکن است برای عدهای خاص جذاب باشد، اما برای اکثر بازیکنان، یک کابوس است. بنابراین سازندگان بازی همیشه بین واقعنمایی و سرگرمی تعادل برقرار میکنند.
| مزایا | معایب |
|---|---|
|
• غرقشدگی7 و باورپذیری بیشتر
• مناسب برای آموزش و شبیهسازی (مثلاً پرواز با هواپیما) • رضایت از دقت و جزئیات برای برخی بازیکنان |
• نیاز به سختافزار قوی و گران
• پیچیدگی زیاد برای بازیکنان معمولی • زمانبر شدن توسعه بازی • ممکن است خلاقیت و فانتزی را محدود کند |
اشتباهات رایج و پرسشهای مهم
پاورقی
1واقعگرایی (Realism): رویکردی که در آن بازی سعی در تقلید از ظاهر، حس و مکانیکهای دنیای واقعی دارد.
2شبیهسازی (Simulation): فرآیند ایجاد مدلی از یک سیستم یا فرآیند واقعی که میتوان با آن تعامل داشت و نتایج را مشاهده کرد.
3تعلیق بیاعتقادی (Suspension of Disbelief): تمایل مخاطب به نادیده گرفتن جنبههای غیرواقعی یک اثر داستانی یا بازی، برای لذت بردن از آن.
4PES (Pro Evolution Soccer) و The Sims: نام بازیهای ویدیویی معروف.
5هوش مصنوعی غیربازیکن یا NPC (Non-Player Character): شخصیتهایی در بازی که توسط کامپیوتر کنترل میشوند.
6Minecraft: نام یک بازی ویدیویی ساختوساز مشهور.
7غرقشدگی (Immersion): حالتی که در آن بازیکن کاملاً در دنیای بازی جذب میشود و از دنیای واقعی جدا میشود.
