قدرت محدود رسانهها: اسطورهای در برابر انتخابهای ما
محدودیت قدرت رسانه: رسانه قادر مطلق نیست
این باور رایج که رسانهها مانند تلویزیون یا اینستاگرام میتوانند به راحتی عقاید ما را شکل دهند یا ما را وادار به کاری کنند، چندان دقیق نیست. دیدگاه «قدرت محدود رسانهها» استدلال میکند که تأثیر رسانهها اغلب غیرمستقیم، مشروط و محدود است. برای درک این موضوع، میتوانیم آن را به چند بخش ساده تقسیم کنیم:
| عامل محدودکننده | توضیح | مثال ملموس |
|---|---|---|
| انتخابگری فعال مخاطب | ما منفعل نیستیم. محتوایی را انتخاب میکنیم که با علایق و باورهای ازپیشموجودمان هماهنگ باشد (جستجوی انتخابی) و در برابر پیامهای مخالف مقاومت میکنیم (ادراک انتخابی). | شخصی که به فوتبال علاقه دارد، صفحات ورزشی را دنبال میکند و تبلیغات لوازم آرایشی را نادیده میگیرد. |
| تأثیر گروههای مرجع | تأثیر خانواده، دوستان صمیمی و معلمان (گروه اولیه) اغلب بسیار قویتر و بادوامتر از تأثیر رسانه است. | نوجوانی که در خانوادهای تحصیلکرده بزرگ شده، ممکن است علیرغم دیدن تبلیغات برای یک رشته تحصیلی خاص، طبق توصیه خانواده مسیر دیگری را انتخاب کند. |
| تفاوتهای فردی و ویژگیهای شخصیتی | سطح تحصیلات، هوش، عزت نفس و تجربیات شخصی، درجه تأثیرپذیری افراد از رسانه را تعیین میکند. | دانشآموزی که مهارت تفکر انتقادی دارد، نسبت به دانشآموزی که این مهارت را ندارد، کمتر تحت تأثیر شایعات فضای مجازی قرار میگیرد. |
| سواد رسانهای | توانایی تحلیل، ارزیابی و تولید محتوای رسانهای، مهمترین سپر در برابر تأثیرات منفی احتمالی است. | دانشآموزی که میداند عکسهای اینستاگرام اغلب ویرایش شدهاند، کمتر دچار مقایسه و احساس کمبود میشود. |
قدرت رسانه در عمل: وقتی تأثیر میگذارد و وقتی نمیگذارد
برای درک بهتر محدودیت قدرت رسانه، بیایید دو موقعیت فرضی اما کاملاً نزدیک به زندگی روزمره دانشآموزان را مقایسه کنیم:
موقعیت اول: تأثیر ناموفق (نمایش قدرت محدود)
فرض کنید یک شبکه تلویزیونی پربیننده، یک سریال پربازیگر و پرهزینه پخش میکند که در آن، شخصیت اصلی (یک نوجوان) مرتباً از یک برند خاص کفش ورزشی استفاده میکند. این یک تبلیغ غیرمستقیم قدرتمند است. با این حال، نوجوانی به نام «علی» که در یک خانواده با وضعیت اقتصادی متوسط زندگی میکند و دوستان نزدیکش اهمیتی به مارک کفش نمیدهند، احتمالاً صرفاً از دیدن این سریال لذت میبرد. او ترجیح میدهد با پول خود کتاب بخرد یا برای یک گردش با دوستانش پسانداز کند. در اینجا، الویتهای مالی شخصی و تأثیر گروه دوستان، قدرت پیام رسانه را خنثی کردهاند.
موقعیت دوم: تأثیر موفق (اما با شرایط)
حالا فرض کنید یک معلم پرطرفدار و خلاق در مدرسه، از دانشآموزان میخواهد برای یک پروژه علمی، ویدیوهای آموزشی یک کانال معتبر در آپارات یا یوتیوب را تماشا کنند. دانشآموزی به نام «سارا» که به علم علاقهمند است، این ویدیوها را میبیند، از طریق گروه کلاس در شبکههای اجتماعی با همتیمیهایش بحث میکند و در نهایت پروژه موفقی ارائه میدهد. در اینجا رسانه تأثیر داشته است، اما به چند شرط مهم: ۱) محتوای مفید و با کیفیت، ۲) هدایت یک مرجع معتبر (معلم)، ۳) علاقه و انگیزه درونی مخاطب. این مثال نشان میدهد که رسانه بیشتر میتواند بر تقویت یا جهتدهی به افکار و رفتارهای موجود اثر بگذارد تا ایجاد تغییرات بنیادین.
فرمول سادهشده تأثیر رسانه
برای جمعبندی عوامل مختلف، میتوانیم یک رابطه ساده را در نظر بگیریم که نشان میدهد تأثیر نهایی یک پیام رسانهای چگونه شکل میگیرد. این یک مدل سادهشده است:
در این رابطه:
- قدرت و تکرار پیام: منظور جذابیت، سادگی و تعداد دفعاتی است که پیام پخش میشود.
- مقاومت مخاطب: شامل سواد رسانهای، تفکر انتقادی، تجربیات و باورهای قبلی فرد است.
- تأثیر گروه مرجع: نفوذ خانواده، دوستان نزدیک و افرادی که فرد برایشان ارزش قائل است.
هرچه مخرج کسر (مقاومت مخاطب و تأثیر گروه مرجع) بزرگتر باشد، تأثیر نهایی پیام رسانه کوچکتر خواهد بود. به عبارت دیگر، ما در برابر رسانه بیدفاع نیستیم.
اشتباهات رایج و پرسشهای مهم
- انتخاب آگاهانه داشته باشیم: از چه کسی/صفحهای دنبال میکنیم؟ محتوای مصرفی ما چیست؟
- سؤال بپرسیم: هدف از این محتوا چیست؟ چه کسی آن را ساخته؟ آیا واقعی است؟
- از رسانه برای رشد استفاده کنیم: از آن برای یادگیری مهارت جدید، ارتباط با گروههای علمی یا گسترش دیدگاهمان (نه تنها تأیید دیدگاههای قبلی) بهره ببریم.
پاورقی
۱. سواد رسانهای (Media Literacy): به مجموعهای از مهارتها گفته میشود که دسترسی، تحلیل، ارزیابی و تولید محتوا در رسانههای مختلف را ممکن میسازد.
۲. تبلیغ غیرمستقیم (Product Placement): روشی در بازاریابی که در آن یک محصول یا برند به صورت غیرآشکار و در دل یک برنامه سرگرمی (مانند فیلم یا سریال) نمایش داده میشود.
۳. گروه مرجع (Reference Group): گروهی از افراد که نگرشها، ارزشها و رفتارهای آنها به عنوان معیار و الگو برای فرد قرار میگیرد. خانواده و دوستان نزدیک مهمترین گروه مرجع هستند.
۴. تفکر انتقادی (Critical Thinking): توانایی تفکر مستقل و تحلیل منطقی اطلاعات، بدون پذیرش کورکورانه آنها.
