پیام و مفهوم کدام بیتها با مفهوم حکایت زیر یکسان است؟
«روزی پیر ما، با جمعی از همراهان به در آسیابی رسید. افسار اسب کشید و ساعتی درنگ کرد. پس به همراهان گفت: میدانید که این آسیاب چه میگوید؟ میگوید: معرفت این است که من در آنم، گرد خویش میگردم و پیوسته در خود سفر میکنم، تا هرچه نباید از خود دور گردانم»
الف) به چشم بصیرت به خود در نگر / تو را تا در آیینه زنگار نیست
ب) تا چند منزوی در کنج خلوتی / در بسته تا به کی در محبس تنی
ج) در زندگی مطالعه دل غنیمت است / خواهی بخوان خواهی نخوان ما نوشتهایم
د) آفرینش همه تنبیه خداوند دل است / دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار
هـ) این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود / هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار
و) اگر بشناختی خود را به تحقیق / هم از عرفان حقیابی تو توفیق