Loading [MathJax]/extensions/TeX/cancel.js

گاما رو نصب کن!

اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

میتونی لایو بذاری!
درحال دریافت اطلاعات ...

درسنامه آموزشی دین و زندگی (2) کلاس یازدهم انسانی با پاسخ درس 11: جهاد در راستای ولایت ظاهری

آخرین ویرایش: 17:43   1401/09/28 111436 گزارش خطا

همان‌طور که در درس‌های پیش خواندیم، پیامبر (ص) به دستور خداوند، امیرالمؤمنین (ع) و یازده تن از فرزندان و ذرّیهٔ آن بزرگوار را به عنوان جانشین خود معرفی کرده بود و رهبری و ادارهٔ جامعه را به آنان سپرده بود، امامان بزرگوار به دو علت با حاکمان زمان خود مبارزه می‌کردند:

اول، آنکه رهبری و اداره جامعه از جانب خداوند به آنان سپرده شده و لازم بود برای انجام این وظیفه به پا خیزند و در صورت وجود شرایط و امکانات، حاکمان غاصب را برکنار کنند تا با تشکیل حکومتی بر مبنای اسلام راستین، قوانین دین را به اجرا درآورند و عدالت را برقرار سازند.

دوم، آنکه این حاکمان غاصب، قوانین اسلام را زیر پا می‌گذاشتند و به مردم ستم می‌کردند؛ امامان نیز وظیفه داشتند که براساس اصل امر به معروف و نهی از منکر با آنان مقابله کنند و مانع زیر پا گذاشتن قوانین اسلام شوند و از حقوق مردم دفاع نمایند.

تدبر در قرآن (صفحهٔ 135 کتاب درسی)

 

آیهٔ زیر، بیشتر ناظر به کدام‌یک از دو جهت فوق است؟ مورد اول

أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ مَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ یُرِیدُونَ أَنْ یَتَحَاکَمُوا إِلَی الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِهِ وَیُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَنْ یُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِیدًا [سورهء نساء / 60]
آیا ندیده‌ای کسانی را که گمان می‌برند به آنچه بر تو نازل شده و به آنچه پیش از تو نازل شده، ایمان دارند، در حالی که می‌خواهند حکم طاغوت را بپذیرند، با آن که به آنان دستور داده شده که به طاغوت، کفر ورزند و شیطان می‌خواهد آنان را به گمراهی عمیق بکشاند».

اصول کلی امامان در مبارزه با حاکمان

امامان در مبارزه ای که با حاکمان جور داشتند، از اصولی تبعیت می‌کردند که در این جا برخی از آن ها را بیان می‌کنیم:

1- عدم تأیید حاکمان

 امامان، هیچ‌یک از حاکمان غیرقانونی عصر خویش را به عنوان جانشین رسول خدا (ص)‌ تأیید نمی‌کردند و این موضوع را به شیوه‌های مختلف به مردم اعلام می‌کردند. گرچه امامان تفاوت‌های اخلاقی و رفتاری حاکمان را در نظر می‌گرفتند و اگر حاکمی در موردی بر طبق دستور اسلام عمل می‌کرد، آن مورد را تأیید می‌کردند، اما در غصب خلافت و جانشینی رسول خدا (ص) همه را یکسان می‌دیدند.

2- معرفی خویش به عنوان امام بر حقّ

آن بزرگواران، همواره خود را به عنوان امام و جانشین بر حقّ پیامبر اکرم (ص) معرفی می‌کردند؛ به گونه‌ای که مردم بدانند تنها آنها جانشینان رسول خدا و امامان بر حقّ جامعه‌اند.

به طور مثال، امام صادق (ع) در روز عرفه و در مراسم حج که جمعیت زیادی از مسلمانان از سراسر سرزمین‌های اسلامی حضور داشتند، در میان انبوه جمعیت، حقّ حکومت را از آن خود اعلام نمودند و فرمودند:

«ای مردم! رسول خدا (ص) امام و رهبر بود، پس از او علی (ع) و سپس حسن و حسین و علی بن حسین و محمد بن علی (ع) به ترتیب، امام بودند و اکنون من امام هستم ».

این بزرگواران، همچنین یارانی را تربیت می‌کردند که در عین سخت‌گیری‌های حاکمان، با شجاعت و ایثار به مناطق مختلف می‌رفتند و برای پیشبُرد اهداف ائمه (ع) تلاش می‌کردند و جایگاه امام را برای مردم توضیح می‌دادند.

3- انتخاب شیوه‌های درست مبارزه

امامان، شیوهٔ مبارزه با حاکمان را متناسب با شرایط زمان بر می‌گزیدند؛ به گونه‌ای که هم تفکر اسلام راستین باقی بماند و هم به تدریج، بنای ظلم و جور بنی‌امیه و بنی‌عباس سست شود، و هم روش زندگی امامان، به نسل‌های آینده معرفی گردد.

رفتار ائمهٔ اطهار (ع) در طول 250 سال بعد از رحلت پیامبر (ص) تا امامت امام عصر (ع) و غیبت ایشان، چنان مکمل یکدیگر است که گویی یک شخص می‌خواهد برای رسیدن به یک مقصد، مسیری را بپیماید، ولی مسیر یکدست نیست؛ گاهی هموار است و گاهی ناهموار، گاهی لغزنده و خطرناک است و گاهی دشوار! ولی این جاده با همهٔ این اختلاف‌ها به یک هدف ختم می‌شود، به گونه‌ای که گویی یک انسان است که 250 سال زندگی کرده است و در شرایط مختلف سیاسی و فرهنگی روش‌های مناسب را برگزیده و عمل کرده است.

البته خشونت و ستمگری حاکمان بنی‌امیه و بنی‌عباس در بیشتر این سال‌ها به گونه‌ای بود که اگر کسانی به عنوان پیرو و شیعهٔ امامان شناخته می‌شدند به سختی آزار و اذیت می‌شدند و در بسیاری مواقع به شهادت می‌رسیدند. از این رو، ائمهٔ اطهار می‌کوشیدند آن بخش از اقدامات و مبارزات خود را که دشمن به آن حساسیّت دارد، در قالب «تقیّه» به پیش ببرند؛ یعنی اقدامات خود را مخفی نگه دارند، به گونه‌ای که در عین ضربه زدن به دشمن، کمتر ضربه بخورند. از جملهٔ این موارد، ارتباط میان امامان و یاران آنها در نقاط مختلف سرزمین اسلامی بود. امامان ما با مخفی نگه‌داشتن این ارتباط‌ها نمی‌گذاشتند حاکمان بنی‌امیه و بنی‌عباس یاران صمیمی، قابل اعتماد و فداکار آنان را شناسایی کنند و به شهادت برسانند.

مروری کوتاه بر مبارزه ی امامان (ع)

اینک بر مبارزهٔ امامان در 250 سال بعد از رحلت پیامبراکرم (ص) مروری کوتاه می‌کنیم تا با نمونه‌هایی از روش‌های مبارزهٔ آنان آشنا شویم:

1- امام علی (ع) پس از اینکه از حقّ مسلم خود در رهبری جامعه اسلامی محروم ماند، برای حفظ نظام نوپای اسلامی سکوت پیشه کرد. در عین حال، گوشه‌گیری هم در پیش نگرفت؛ آن حضرت، هر جا که کاری خلاف موازین اسلام می‌دید، انتقاد می‌کرد و هر جا که از وی کمک می‌خواستند ، آنان را یاری می‌نمود تا این که مردم پس از خلیفهٔ سوم به سوی امام آمدند و یک‌صدا از ایشان خواستند که حکومت را بپذیرد.

امام وقتی حکومت را به دست گرفت، به سرعت دستور برکناری فرمانداران فاسد و ظالمی هم چون معاویه را داد و به برقراری عدالت در جامعه پرداخت.

2- امام حسن (ع) نیز مانند پدر بزرگوارشان، دستور جهاد علیه معاویه را صادر کرد. معاویه با صرف هزینه‌های زیاد، توانست بیشتر فرماندهان سپاه امام را از نبرد با خود منصرف کند و با حیله‌ها و نیرنگ‌های گوناگون، بسیاری از مردم را با خود همراه سازد.

امام با سنجیدن شرایط، سرانجام صلاح را بر آن دید که برخلاف میل خود، از جنگ دست بردارد و با معاویه قرارداد صلح امضا کند. در این قرارداد، از معاویه تعهد گرفت که شیعیان و یاران امیرالمؤمنین (ع) را آزار ندهد، و برای خود جانشین تعیین نکند؛ اما معاویه یکی پس از دیگری، بندهای قرارداد را زیر پا گذاشت در آخر نیز، یزید را جانشین خود کرد.

3- امام حسین در زمان معاویه همان روش برادر بزرگوارش را پیش گرفت و تا معاویه زنده بود (به مدت ده سال) علیه او جهاد نکرد؛ ولی با انتقادهای شدید از او مردم را آگاه می‌کرد. وقتی یزید به حکومت رسید، امام روش خود را تغییر داد و متناسب با شرایط جدید، تصمیم گرفت زیر بار بیعت یزید نرود و علیه وی قیام  کند. رفتار و کردار یزید آن‌قدر از اسلام دور و بیگانه بود که امام حسین (ع) می‌دانست اگر به حکومتش ادامه دهد، حقیقت اسلام نابود خواهد شد.

ایشان در تبیین قیام خود و بیعت نکردن با یزید، در خطبه‌ای فرمود:

«آیا نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و کسی مانع باطل نمی‌گردد. در این شرایط، مؤمن حق دارد که برای ملاقات خدا آماده شود و علیه باطل قیام کند. من مرگ در این راه را جز سعادت و زندگی با ظالمین را جز ذلت و خواری نمی‌بینم».

هم چنین در سخنرانی دیگری فرمود:

اگر مردم زیر بار بیعت کسی مثل یزید بروند، از اسلام چیزی باقی نمی‌ماند و مرگ اسلام را باید اعلام کرد».

بررسی کنید (صفحهٔ 140 کتاب درسی)

 

سیره و روش امام حسن (ع) در صلح با معاویه و سیره و روش امام حسین (ع) در قیام علیه یزید را با یکدیگر مقایسه کنید و بگویید:

1- شخصیت معاویه و یزید چه تأثیری بر تفاوت عملکرد امام حسن و امام حسین (ع) داشت؟ 
معاویه دارای شخصیتی بود که ظاهراً به اسلام پایبند بود ولی حیله‌‌گر بود و برای رسیدن به اهداف از هیچ هزینه‌ای فرو گذار نمی‌‌کرد اما دوران امام حسین‌ (ع) مصادف با حکومت یزید بود که در رفتارش بر خلاف معاویه ظاهر را حفظ نمی‌‌کرد و از اسلام دور و بیگانه بود و در صورت ماندگاری حقیقت اسلام را نابود می‌‌کرد.

2- آیا اگر امام حسن (ع) در زمان حکومت یزید زندگی می‌کرد، با یزید بیعت می‌کرد؟ چرا؟ خیر؛ زیرا امامان (ع)، شیوهٔ مبارزه با حاکمان را متناسب با شرایط زمان بر می‌‌گزیدند و شخصیت یزید برخلاف معاویه، قبول ادامهٔ حکومت وی از جانب هیچ‌کدام از ائمه معصومین (ع) را نمی‌داد.

4- پس از شهادت امام حسین (ع)، سرکوبی شیعیان و طرفداران اهلبیت (ع) به شدت آغاز شد. گروهی از مردم کوفه که امام را همراهی نکرده بودند، از عمل خود پشیمان شدند و توبه کردند و علیه یزید قیام کردند. قیام توابین و سایر گروه‌ها سرکوب شد و بنی‌امیه هرکس را که احتمال می‌داد طرفدار اهل بیت است، اذیت و آزار می‌داد.

به همین جهت، امام سجاد در کنار گسترش معارف از طریق دعا، به تجدید حیات نهضت شیعیان پرداخت، انسان‌هایی فداکار و معتقد و دارای بینش عمیق، تربیت کرد و بار دیگر با علاقه‌مندان اهل بیت ارتباط برقرار نمود. به سبب همین اقدامات، بار دیگر تشیع به عنوان یک جریان بزرگ فکری و سیاسی در جامعه حضور فعال پیدا کرد.

5- در اثر فعالیت‌های امام سجاد (ع) و قوت گرفتن مجدد شیعیان و ضعف تدریجی بنی‌امیه، زمان معرفی اسلام اصیل در دوران امام باقر (ع) فرا رسید و ایشان یک نهضت علمی و فرهنگی بزرگ را آغاز کرد. اولین اقدام امام، تربیت شاگردان و دانشمندانی بود که بتوانند اعتقادات اهل بیت (ع) را در میان مردم گسترش دهند. این اقدام به منزلهٔ پایه‌گذاری یک مدرسهٔ علمی بزرگ در مدینه بود که با توجه به ظهور فرقه‌های گوناگون در جهان اسلام، اقدامی ضروری به شمار می‌رفت. در این مدرسهٔ علمی، معارف اصیل اسلامی تدریس می‌شد. در عین حال، امام پیوسته شایستگی حاکمان غاصب و جبار بنی‌امیه را زیر سؤال می‌برد و نظر اسلام را دربارهٔ امامت و خلافت بیان می‌کرد. امام (ع) معتقد بود که زمان قیام علیه این حاکمان هنوز فرا نرسیده است. به همین جهت، وقتی برادر امام به نام زید، برای سازمان دادن یک قیام به ایشان مراجعه کرد، امام او را از این کار بازداشت و او نیز اطاعت کرد.

6- در زمان امام صادق (ع) ناخشنودی نسبت به دستگاه بنی‌امیه به اوج رسیده بود. در این شرایط، دو جریان علیه امویان فعالیت می‌کردند، یکی عباسیان و دیگری علویان. علویان، دوستداران اهل بیت (ع) بودند. به همین جهت امام صادق (ع) مبارزه خود را علنی‌تر کرد و حتی قیام زید بن علی، عموی خود را، تأیید نمود.

البته بر اثر اشتباهات مسلمانان و روی آوردن آنها به بنی‌عباس و پیروز شدن بنی‌عباس بر بنی‌امیه، دوران اختناق و سختگیری نسبت به علویان دوباره آغاز شد.

امام صادق در تمام دوران امامت خود، جهاد علمی امام باقر (ع) را ادامه داد و هزاران شاگرد در رشته‌های مختلف معارف اسلام تربیت کرد.

7- زمان امام کاظم (ع) دورهٔ اختناق شدید بود، اما ایشان دست از مبارزه برنداشت و آن را به صورت آشکار و مخفی، ادامه داد و به تربیت شیعیان پرداخت. آن امام، سال‌های طولانی را نیز در زندان‌های خلفای عباسی به سر برد تا اینکه به وسیله هارون در زندان به شهادت رسید.

8- بعد ازشهادت امام کاظم (ع)، امام رضا (ع) امامت و رهبری شیعیان را بر عهده گرفت. ده سال از امامت ایشان در دورهٔ هارون عباسی بود که دوران بسیار سختی محسوب می‌شد. با روی کار آمدن مأمون، زمینهٔ فعالیت شیعیان بیشتر شد و بر تعداد علاقه‌مندان به امام افزوده شد؛ به طوری که مأمون برای جلب امام و علویان به خود، به اجبار و زور امام را ولیعهد و جانشین خود معرفی کرد؛ اما بعدها به خاطر ناکامی در نقشه‌های خود، امام را به شهادت رساند.

9- با شهادت امام رضا (ع)، مرحلهٔ بسیار سختی برای شیعیان و علویان پدید آمد، به‌طوری که حتی ارتباط معمولی و رفت و آمد به خانهٔ امام جواد (ع) نیز مشکل شد. پس از این امام هادی (ع) را به اجبار به سامرا که مرکز خلافت بود، آوردند و در محلی که یک پادگان نظامی بود، منزل دادند و بالاخره در همین محل به شهادت رساندند. امام حسن عسکری (ع) نیز در همین محل و به همین ترتیب به شهادت رسید. با وجود همهٔ این سخت‌گیری‌ها، این سه امام بزرگوار، معارف بازمانده از پدران گرامی خود را حفظ کردند و از طریق شاگردان به نسل‌های بعد رساندند و مانع نابودی مکتب اهل بیت (ع) شدند. به عنوان مثال «زیارت جامعهٔ کبیره» یکی از منابع معرفتی شیعه است که توسط امام هادی (ع) بیان شده و یاران آن امام برای ما شیعیان نقل کرده‌اند. این زیارت که مانند یک درس امام شناسی است، سبب شناخت بهتر امامت و ویژگی‌های ائمهٔ اطهار شده است.

در این دوره بود که فعالیت وکلا و نمایندگان امام اوج گرفت، این افراد از سوی امامان به عنوان وکیل و نماینده در شهرهایی که شیعیان حضور داشتند، منصوب می‌شدند. کار این وکلا، ارتباط پیوسته با شیعیان و تعیین وظایف آنان بود. آنان مخفیانه خدمت امام می‌رسیدند و پیام امام را به مردم می‌رساندند. تشکیل این نظام ارتباطی، مانع از هم پاشیدگی شیعیان در این دوره گردید.

ارتباط از طریق وکیل، زمینه را برای غیبت امام عصر (عج) نیز آماده می‌کرد. در زمان امامت امام عصر (عج) در دوره غیبت صغری، چهار نایب خاص، به ترتیب یکی پس از دیگری رابط میان ایشان و مردم بودند و چون مردم در دورهٔ قبل ارتباط از طریق «وکیل» را یاد گرفته بودند، در این دوره هم به نایبان امام مراجعه می‌کردند. وقتی دورهٔ غیبت کبری (طولانی) فرا رسید، این شیوهٔ ارتباط نیز قطع شد و رهبری و راهنمایی جامعه در شکل و قالب دیگری ادامه یافت.

مقایسه (صفحهٔ 142 کتاب درسی)

 

چرا ائمهٔ اطهار، روش‌های متفاوتی در برابر حاکمان زمان خود در پیش گرفتند؟ امامان متناسب با شرایط سیاسی و اجتماعی زمان خود، شیوه‌های مختلفی را برای مبارزه انتخاب می‌‌کردند به‌طوری که گاهی یک امام با توجه به شرایط، در دو زمان مختلف، از دو شیوه برای پیشبُرد اهداف سیاسی و اجتماعی اسلام بهره برده است.

وظیفهٔ ما در برابر پیامبر و امامان

در چند درس گذشته، مروری کوتاه بر سیره و روش زندگی پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار داشتیم و با مجاهدت و تلاش آنها برای هدایت مردم به رستگاری و سعادت و مبارزه با حاکمان ستمگر زمان خود، آشنا شدیم. در نتیجه فداکاری‌های آن بزرگواران بود که دین اسلام تداوم یافت و پیام الهی، یعنی قرآن کریم حفظ شد.

اکنون، ما پیرو و شیعهٔ کسانی هستیم که جان و همهٔ زندگی خود را برای نجات و رستگاری انسان‌ها، فدا کردند و به پیشگاه الهی رفتند. البته آنان هم اکنون ناظر بر ما هستند و به پیروان خود می‌نگرند تا ببینند آنان چه می‌کنند. پس وظیفه ما این است به گونه‌ای زندگی کنیم که سبب بدبینی دیگران نسبت به شیعیان نشویم و بدانیم که شیعه بودن تنها به اسم نیست؛ بلکه اسم باید با عمل هم راه باشد تا پیرو حقیقی آنان شویم. امام صادق (ع) خطاب به شیعیان خود فرمودند:

کونوا لَنا زَینًا وَ لاتَکونوا عَلَینا شَینًا
«مایهٔ زینت ما باشید، نه مایهٔ زشتی ما»

برنامه ریزی (صفحهٔ 143 کتاب درسی)

 

ائمهٔ اطهار از ما شیعیان خواسته‌اند به گونه‌ای زندگی کنیم که مایهٔ زیبایی آنان باشیم، بگویید با چه برنامه‌ها و اقداماتی می‌توانیم به این هدف برسیم؟ 
1- از اهانت و توهین به مقدسات سایر مسلمانان خودداری کنیم. 2- رفتارهای انسان دوستانه و مطابق با فرما‌ن‌های الهی داشته باشیم. 3- از غیبت، دروغ و رزائل اخلاقی دیگر بپرهیزیم و فضائل اخلاقی را کسب کنیم.
و چه کارهایی ما را از این مسیر دور می‌کند؟
خیانت در امانت، بد زبانی، انجام گناهان و دور بودن از آموزه‌‌های قرآنی و اخلاق معصومین (ع)