مالکیت رسانهای: چه کسی جهان را در قاب خودش میبیند؟
مالکیت رسانهای چیست و چرا مهم است؟
تصور کنید قرار است یک گزارش دربارهٔ تأثیر شبکههای اجتماعی بر نوجوانان تهیه شود. اگر این گزارش را یک روانشناس نوجوان بنویسد، احتمالاً بر جنبههای سلامت روان تمرکز میکند. اگر مالک یک شبکهٔ اجتماعی پرمخاطب آن را بنویسد، ممکن است بر ویژگیهای مثبت ارتباطی تأکید کند. اینجاست که مالکیت رسانهای1 معنی پیدا میکند. مالک رسانه، کسی است که تصمیم میگیرد چه موضوعی پوشش داده شود، چگونه روایت شود و در نهایت، به چه کسی نمایش داده شود.
این کنترل، سه حوزهٔ اصلی را در برمیگیرد:
۱. تولید: انتخاب موضوع، نویسنده، فیلمبردار و حتی زاویهٔ دوربین.
۲. انتشار: تصمیم دربارهٔ زمان پخش، کانالهای توزیع (مثل تلویزیون، اینستاگرام، روزنامه) و میزان تبلیغات.
۳. جهتگیری: لحن، کلمات انتخاب شده و پیام نهایی که به مخاطب منتقل میشود.
اهمیت این موضوع وقتی آشکار میشود که بدانیم رسانهها پنجرهٔ ما به جهان هستند. اگر مالک این پنجره فقط یک منظرهٔ خاص را نشان دهد، ما بقیهٔ مناظر را فراموش خواهیم کرد.
انواع مالکیت: از دولت تا کسبوکارهای خانوادگی
مالکیت رسانهها شکلهای گوناگونی دارد. درک این انواع به ما کمک میکند انگیزهٔ پشت پیامها را بهتر درک کنیم.
| نوع مالکیت | کنترلکننده | مثال ملموس | انگیزهٔ احتمالی |
|---|---|---|---|
| دولتی/عمومی | دولت یا نهادهای وابسته به آن | شبکههای سراسری صدا و سیما | اطلاعرسانی بر اساس خطمشیهای کلان کشور، آموزش عمومی |
| خصوصی/تجاری | شرکتها یا افراد ثروتمند | شبکههای ماهوارهای، روزنامههای زرد، بسیاری از کانالهای یوتیوب | کسب درآمد از طریق Ads (تبلیغات)، جذب حداکثری مخاطب برای فروش بیشتر |
| خانوادگی/نهادی | یک خانواده یا بنیاد خاص | بعضی از روزنامههای قدیمی یا شبکههای خبری بینالمللی | تبلیغ دیدگاهها و منافع خاص آن خانواده یا نهاد |
| تعاونی/مردمی | اعضا یا جامعهای از کاربران | وبلاگهای گروهی، برخی از رسانههای محلی، ویکیپدیا2 | اشتراکگذاری اطلاعات بدون تمرکز بر سود مالی |
یعنی انگیزهٔ مالک، مانند یک ضریب، بر تمام اجزای پیام اثر میگذارد و آن را تقویت یا تغییر جهت میدهد.
مثال عینی: یک خبر ورزشی از سه پنجرهٔ مختلف
بیایید یک رویداد واقعی را دنبال کنیم: بازیکن ستارهٔ یک تیم فوتبال به تیم رقیب میپیوندد.
رسانهٔ متعلق به هواداران تیم اول: عنوان میشود "خیانت بزرگ! ستارهٔ دیروز، غریبهٔ امروز". بر احساسات هواداران تأکید کرده و از کلماتی مانند "فرار" و "طلسم شکسته" استفاده میکند. هدف: حفظ وفاداری هواداران.
رسانهٔ متعلق به هواداران تیم دوم: عنوان میشود "قهرمانی نزدیک است! خرید طلایی فصل". بر مهارتهای بازیکن و آیندهٔ درخشان تیم تمرکز میکند. هدف: ایجاد هیجان و امید.
رسانهٔ ورزشی تجاری بزرگ: عنوان میشود "گرانترین انتقال تاریخ لیگ با رقم 50 میلیاردی". بر عدد و رقم، سود اقتصادی و حاشیههای مالی ماجرا تمرکز میکند. هدف: جذب کلیک و نمایش تبلیغات بیشتر.
همان یک واقعیت، سه روایت کاملاً متفاوت پیدا کرده است. این تفاوت، حاصل جهتگیری مالکان مختلف است.
تمرین سواد رسانهای: پنج سؤال کلیدی قبل از باور هر پیام
حالا که میدانیم مالکیت چقدر مهم است، چگونه باید با اخبار و محتواها برخورد کنیم؟ کافی است قبل از باور یا به اشتراک گذاشتن هر مطلب، این پنج سؤال ساده را از خود بپرسیم:
| شماره | سؤال کلیدی | هدف پرسش |
|---|---|---|
| ۱ | این مطلب را چه کسی ساخته است؟ | شناسایی مالک و منافع احتمالی او |
| ۲ | از چه کلماتی، عکسها یا موسیقی استفاده شده؟ | درک جهتگیری احساسی پیام (خوشحال، عصبانی، ترس) |
| ۳ | چه دیدگاههایی حذف شدهاند؟ | کشف سوگیری و نادیده گرفته شدن طرف دیگر ماجرا |
| ۴ | آیا من فقط به این دلیل این را باور میکنم که با عقاید از قبل من جور درمیآید؟ | مبارزه با "خطای تأیید"3 و جستوجوی فعال برای نظرات مخالف |
| ۵ | آیا میتوانم همین موضوع را از یک منبع با مالکیت کاملاً متفاوت هم بررسی کنم؟ | تکمیل پازل واقعیت با مقایسهٔ روایتهای مختلف |
اشتباهات رایج و پرسشهای مهم
پاسخ: خیر. این یک اشتباه رایج دوقطبیسازی است. کیفیت محتوا به انگیزه و اخلاق مالک بستگی دارد، نه صرفاً به نوع مالکیت. یک رسانهٔ دولتی ممکن است برنامههای آموزشی عالی تولید کند و یک رسانهٔ خصوصی ممکن است برای جذب مخاطب، خبرهای کاملاً بیاساس منتشر کند. نکتهٔ کلیدی، قضاوت بر اساس محتوا با استفاده از سؤالات سواد رسانهای است، نه برچسب زدن کلی.
پاسخ: در این فضا، مالکیت فردی و شخصی بسیار پررنگتر شده است. یک اینفلوئنسر4 در اینستاگرام، مالک کانال خودش است. انگیزهٔ او میتواند کسب درآمد از طریق تبلیغات، معروفیت یا ترویج یک عقیده باشد. پس اصول مالکیت در اینجا هم کاملاً صدق میکند: هر فردی که محتوایی میسازد، در مقیاس کوچک، یک "مالک رسانه" است و جهتگیری شخصی خود را در محتوا قرار میدهد.
پاسخ: این پدیده که به تمرکز رسانهای5 معروف است، میتواند تنوع دیدگاهها را کاهش دهد. اگر قواعد حاکم بر فضای گفتوگو، الگوریتم های پیشنهاد محتوا و سیاستهای حذف مطالب فقط توسط یک یا دو شرکت تعیین شود، ممکن است صداهای مخالف یا متفاوت به حاشیه رانده شوند. این موضوع اهمیت استفاده از پلتفرمهای متنوع و منابع خبری مستقل را بیش از پیش نشان میدهد.
پاورقی
1مالکیت رسانهای (Media Ownership): به کنترل یک فرد، خانواده، شرکت، نهاد یا دولت بر رسانههای جمعی اطلاق میشود که شامل اختیار تصمیمگیری در مورد تولید، انتشار و محتوای پیام است.
2ویکیپدیا (Wikipedia): یک دانشنامهٔ آزاد و رایگان بر پایهٔ اینترنت که محتوای آن به صورت مشارکتی توسط داوطلبان از سراسر جهان نوشته و ویرایش میشود. مالکیت آن در بنیاد غیرانتفاعی ویکیمدیا است.
3خطای تأیید (Confirmation Bias): تمایل ذهنی انسان به جستوجو، تفسیر و به خاطر سپردن اطلاعاتی که باورها و فرضیات ازپیشموجود او را تأیید میکنند و نادیده گرفتن یا کماهمیتدادن اطلاعات متناقض.
4اینفلوئنسر (Influencer): فردی که در یک حوزهٔ خاص (مثلاً مد، بازی، علم) در فضای مجازی دارای مخاطب وفادار و گستردهای است و میتواند بر تصمیمگیری و عقاید آن مخاطبان تأثیر بگذارد.
5تمرکز رسانهای (Media Consolidation): فرآیندی که در آن تعداد شرکتهای مالک رسانه کاهش مییابد و کنترل رسانههای مختلف در اختیار تعداد کمتری از شرکتهای بزرگ قرار میگیرد.
