جهتدهی افکار: نقش رسانه در شکلدهی نگرشها
رسانه فقط خبر نمیدهد، اولویتبندی میکند
اولین و پایهایترین کاری که رسانه انجام میدهد، انتخاب این است که از چه چیزی صحبت کند و از چه چیزی صحبت نکند. به این کار تعیین دستور کار[1] میگویند. رسانه با پوشش گسترده و مکرر یک موضوع (مثلاً یک مسابقه ورزشی بزرگ یا یک بحران اقتصادی)، این پیام را به مخاطب میدهد که «این موضوع مهم است و باید به آن فکر کنی». در مقابل، موضوعاتی که پوشش داده نمیشوند، بهتدریج از حافظه و دغدغه عمومی حذف میشوند. برای مثال، فرض کنید در یک هفته، چندین شبکه تلویزیونی بهطور مداوم درباره پیشرفت یک پروژه علمی ملی گزارش میدهند. حتی اگر شما مستقیماً درگیر آن پروژه نباشید، بهطور ناخودآگاه احساس خواهید کرد که این موضوع، یک اولویت ملی و موفقیت مهمی است.
| روش | توضیح | مثال ملموس |
|---|---|---|
| تعیین دستورکار (Agenda Setting) | انتخاب موضوعاتی که باید دربارهشان صحبت شود و تعیین میزان اهمیت آنها. | پوشش خبری فشرده و اولصفحهای یک جشنواره فرهنگی در مقابل نادیده گرفتن یک مشکل محلهای. |
| قالببندی (Framing)[1] | نحوه ارائه یک موضوع خاص و زاویه دیدی که برای درک آن به مخاطب داده میشود. | گزارش یک تظاهرات: «مردم خشمگین خیابانها را بستند» در مقابل «مردم معترض خواستار حقوق خود شدند». |
| برجستهسازی و حذف | تأکید روی بخشی از واقعیت و نادیده گرفتن بخشهای دیگر آن. | در گزارش یک سانحه رانندگی، فقط نشان دادن صحنه آشفتگی و ناراحتی، بدون اشاره به سرعت عمل نیروهای امدادی. |
| استفاده از زبان احساسی | انتخاب کلماتی که واکنش عاطفی (ترس، خشم، غرور) را در مخاطب برمیانگیزد. | استفاده از واژههای «فاجعهبار»، «سهمگین» یا «قهرمانانه» برای توصیف یک رویداد. |
قالببندی: قدرت باورنکردنی «چگونه گفتن»
پس از اینکه رسانه موضوعی را مهم قلمداد کرد، نوبت به قالببندی یا فریمینگ میرسد. این مفهوم به این اشاره دارد که رسانه چگونه آن موضوع را ارائه میدهد. همانطور که یک قاب عکس، بخشی از یک منظره را برجسته و بخشهای دیگر را میپوشاند، قالب رسانهای نیز بر بخشی از واقعیت تأکید میکند. این کار عمدتاً از طریق سه ابزار انجام میشود:
1. انتخاب واژهها: کلمات هرگز کاملاً خنثی نیستند. به این دو تیتر برای گزارش یک اتفاق واحد دقت کنید: «پلیس آشوبگران را متفرق کرد» در مقابل «پلیس با معترضان برخورد کرد». کلمات «آشوبگر» و «متفرق کرد» بار معنایی منفی و خشونتآمیزی دارند، در حالی که «معترض» و «برخورد» حالتی خنثیتر دارند. این انتخاب، ذهنیت اولیه شما را نسبت به آن رویداد شکل میدهد.
2. انتخاب تصویر و صدا: یک عکس میتواند از یک صحنه، روایتی کاملاً متفاوت بسازد. نشان دادن تصویر یک فرد عصبانی در میان جمعیتی آرام، یا پخش صدای شیشهشکسته در گزارشی درباره یک راهپیمایی مسالمتآمیز، تمام تمرکز را به سمت درگیری جلب میکند.
3. انتخاب راوی و کارشناس: اینکه چه کسی داستان را روایت میکند نیز بسیار مهم است. گفتوگو با یک شاهد عادی، یک مقام مسئول یا یک کارشناس دانشگاهی، هرکدام پیام و اعتبار متفاوتی به گزارش میدهد. رسانه با انتخاب گزینشی راویان، تفسیر مورد نظر خود را تقویت میکند.
از صفحه خبر تا زندگی ما: تأثیرات ملموس
این جهتدهیها فقط در سطح تئوری باقی نمیمانند و اثرات واقعی و ملموسی بر زندگی روزمره، از جمله فضای مدرسه و جامعه دارند.
رویکرد ما به مسائل اجتماعی: رسانه میتواند با قالببندی یک مسئله اجتماعی (مثل حفاظت از محیط زیست)، آن را به عنوان یک «فاجعه قریبالوقوع» یا یک «فرصت برای نوآوری و اشتغالزایی» نشان دهد. نگاه اول ممکن است باعث ایجاد ترس و بیعملی شود، در حالی که نگاه دوم میتواند انگیزهبخش و عملگرا باشد.
نگاه به رویدادهای ورزشی و فرهنگی: پوشش یک رویداد ورزشی میتواند صرفاً بر «برد و باخت» و رقابت خصمانه متمرکز شود، یا میتواند بر «احترام متقابل»، «شایستگی عملکرد» و «لذت بردن از بازی» تأکید کند. انتخاب هر کدام، ارزشهای متفاوتی را به مخاطبان، به ویژه نوجوانان، انتقال میدهد.
شکلگیری افکار در شبکههای اجتماعی: در فضای مجازی، الگوریتمها محتوایی را به ما نشان میدهند که با علایق و عقاید گذشته ما همخوانی دارد. این کار باعث ایجاد حباب اطلاعاتی میشود؛ یعنی ما فقط دیدگاههای مشابه با خودمان را میبینیم و بهتدریج فکر میکنیم که همه مردم مانند ما فکر میکنند. این حباب، درک ما از واقعیتهای جامع را مخدوش و قضاوت را سخت میکند.
پرسشهای مهم: چگونه مخاطب هوشمندتری باشیم؟
پاسخ: خیر. هدف، بیاعتمادی مطلق نیست، بلکه کنجکاوی و تأمل است. به جای پذیرش سریع، سوال بپرسید: «چه کسی این خبر را میگوید؟»، «چه منافعی ممکن است داشته باشد؟»، «آیا گزارش فقط یک طرف ماجرا را نشان میدهد؟» و «واژههای به کار رفته چه احساسی را القا میکنند؟» یک مخاطب هوشمند، محتوای رسانههای مختلف را مقایسه و سپس قضاوت میکند.
پاسخ: میتوانید از مسائل کوچک شروع کنید. مثلاً وقتی شما و دوستانتان درباره یک اتفاق در مدرسه (مثل یک مسابقه یا یک بحث) گزارشهای متفاوتی میدهید، علت را بررسی کنید. آیا هر کس بر بخشی از ماجرا که به نفعش است تأکید کرده؟ یا از کلمات مختلفی استفاده کردهاید؟ این تمرین به شما کمک میکند مکانیسم جهتدهی را درک کنید. همچنین، گاهی یک خبر را از دو منبع خبری متفاوت (مثلاً دو سایت خبری) بخوانید و تفاوتهای زاویه دید و تأکید آنها را پیدا کنید.
پاسخ: بله، قطعاً. اصول جهتدهی افکار محدود به رسانههای رسمی نیست. یک تولیدکننده محتوا نیز با انتخاب موضوعات خاص، ویرایش خاص تصاویر، استفاده از موسیقی متن احساسی و بیان گزینشی اطلاعات، سعی در القای نگرش خاصی به دنبالکنندگان خود دارد. هوشیاری در برابر این محتواها نیز ضروری است.
پاورقی
1تعیین دستورکار (Agenda Setting): نظریهای در مطالعات رسانه که طبق آن، رسانهها با انتخاب و برجستهسازی موضوعات خاص، بر آنچه مردم دربارهاش فکر میکنند (نه لزوماً چطور فکر میکنند) تأثیر میگذارند.
2قالببندی یا فریمینگ (Framing): روشی که رسانه با ارائه یک موضوع از زاویهدید خاص، استفاده از واژگان ویژه و تأکید بر بخشهای معین، بر تفسیر و درک مخاطب از آن موضوع تأثیر میگذارد. به عبارتی، میگوید «چگونه» به یک موضوع فکر کنیم.
3حباب اطلاعاتی (Echo Chamber): پدیدهای در فضای مجازی که در آن، فرد بهدلیل عملکرد الگوریتمها، عمدتاً با اطلاعات و نظراتی مواجه میشود که با عقاید از پیشموجودش همسو هستند و دیدگاههای مخالف به او نشان داده نمیشود.
