گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!

کلیشه رسانه‌ای: تصویری ذهنی، تکراری و تعمیم‌یافته از یک گروه، شغل یا مفهوم که توسط رسانه ساخته می‌شود.

بروزرسانی شده در: 14:02 1404/10/16 مشاهده: 11     دسته بندی: کپسول آموزشی

کلیشه رسانه‌ای: تصویری ذهنی، تکراری و تعمیم‌یافته از یک گروه، شغل یا مفهوم

نگاهی ساده به نقش رسانه در شکل‌دهی ناخودآگاه باورهای ما
رسانه‌ها مانند تلویزیون، اینستاگرام و بازی‌های ویدئویی، به طور مداوم در حال خلق و تقویت «کلیشه»1 هستند. این مقاله، در سطح دانش‌آموزی، توضیح می‌دهد که کلیشه‌های رسانه‌ای چه هستند، چگونه و چرا ساخته می‌شوند و چه تأثیر مهمی بر قضاوت، روابط اجتماعی و حتی انتخاب‌های روزمره ما می‌گذارند. با بررسی مثال‌های ملموس از تبلیغات، سریال‌ها و شبکه‌های اجتماعی، یاد می‌گیریم چگونه این تصاویر تکراری را شناسایی کنیم و نگاهی منتقدانه به محتوای رسانه‌ها داشته باشیم.

کلیشه رسانه‌ای چیست و چگونه کار می‌کند؟

تصور کنید در یک بازی ویدئویی، تمام شخصیت‌های دانشمند، عینک ضخیم به چشم دارند و همیشه در آزمایشگاه‌های درهم‌وبرهم کار می‌کنند. یا در یک تبلیغ تلویزیونی، همیشه مادر خانواده است که در حال شستن ظرف‌ها یا پختن غذا نشان داده می‌شود. این تصاویر تکراری و ساده‌شده، مثال‌هایی از کلیشه رسانه‌ای هستند. کلیشه، یک تصویر ذهنی از پیش‌ساخته است که رسانه‌ها آن را می‌سازند و مرتب تکرار می‌کنند تا ویژگی‌های خاصی را به تمام اعضای یک گروه (مثلاً یک شغل، یک جنسیت، یا اهل یک شهر) نسبت دهند.

کلیشه‌ها مثل یک قالب آماده ذهنی عمل می‌کنند. مغز انسان عاشق سرعت و صرفه‌جویی در انرژی است. بنابراین، به جای اینکه هر بار برای شناخت یک فرد یا موقعیت جدید، از صفر شروع به تجزیه و تحلیل کند، ترجیح می‌دهد از این قالب‌های آماده استفاده کند. رسانه‌ها با تکرار زیاد یک تصویر خاص، این قالب‌ها را در ذهن ما محکم می‌کنند. نکته مهم این است که این تصاویر لزوماً غلط نیستند، اما ناقص، اغراق‌شده و تعمیم‌یافته هستند. آنها تنوع و پیچیدگی‌های دنیای واقعی را نادیده می‌گیرند.

نوع کلیشه نمونه رسانه‌ای توضیح و پیامد
کلیشه جنسیتی پسرها همیشه قوی و بی‌احساس، دخترها همیشه احساساتی و به ظاهر علاقه‌مند این کلیشه می‌تواند باعث شود پسران از نشان دادن احساسات طبیعی خود خجالت بکشند و دختران خود را برای فعالیت‌های فنی یا رهبری لایق ندانند.
کلیشه شغلی کارآگاهان همیشه لباس‌گران‌قیمت می‌پوشند و تنها زندگی می‌کنند. دانش‌آموزان درس‌خوان همیشه خوره کتاب و اجتماعی نیستند. تصویر غیرواقعی از مشاغل ایجاد می‌کند و ممکن است نوجوانان را از انتخاب برخی مسیرهای شغلی جذاب اما متفاوت با این تصویر، منصرف کند.
کلیشه جغرافیایی/قومی نشان دادن تمام مردم یک منطقه به عنوان افراد خسیس، یا مهمان‌نوازِ بی‌قیدوبند قبل از آشنایی با یک فرد، ذهنیت منفی یا مثبت غیرمنصفانه‌ای نسبت به او ایجاد می‌کند و می‌تواند به تبعیض2 منجر شود.
کلیشه در شبکه‌های اجتماعی «زندگی ایده‌آل» همیشه شامل سفرهای لوکس، غذاهای گران‌قیمت و نداشتن دغدغه مالی است. با مقایسه زندگی عادی با این تصویر کاذب، احساس کمبود، نارضایتی و افسردگی ایجاد می‌کند.

چرا رسانه‌ها از کلیشه استفاده می‌کنند؟ دلایل پشت پرده

شاید بپرسید اگر کلیشه این همه مشکل ایجاد می‌کند، چرا رسانه‌ها این‌قدر از آن استفاده می‌کنند؟ پاسخ در چند عامل مهم نهفته است:

۱. سرعت و صرفه‌جویی: ساختن یک داستان یا تبلیغ با شخصیت‌ها و موقعیت‌های پیچیده، زمان و هزینه زیادی می‌برد. استفاده از کلیشه مانند استفاده از یک میان‌بر ذهنی است. وقتی کارگردان یک شخصیت «نابغه گوشه‌گیر» را نشان می‌دهد، بلافاصله مخاطب می‌فهمد قرار است با چه تیپی روبرو باشد و نیاز به توضیح اضافه نیست.

۲. جذابیت و ملموس‌سازی: مغز ما تصاویر را سریع‌تر و بهتر از متن پردازش می‌کند و به خاطر می‌سپارد. یک کلیشه تصویری واضح (مثل پزشکی با روپوش سفید و گوشی گردن) سریع‌تر از یک توضیح طولانی، مفهوم را منتقل می‌کند. این اصل در طراحی محتوای چندرسانه‌ای هم اهمیت دارد.

۳. تأکید بر احساسات: کلیشه‌ها اغلب با بار احساسی قوی همراه هستند. تصویر یک «قهرمان بسیار قدرتمند» یا یک «شرور بسیار بدذات» احساسات مخاطب را بیشتر درگیر می‌کند و او را پای داستان نگه می‌دارد. مطالعات نشان می‌دهد تصاویر (به ویژه منفی) می‌توانند واکنش‌های فیزیکی و احساسی سریع‌تری ایجاد کنند.

۴. بازتاب (یا تحریف) باورهای عمومی: گاهی رسانه‌ها صرفاً کلیشه‌هایی را که از قبل در جامعه وجود دارد، بازتاب می‌دهند و با تکرارشان، آنها را تقویت می‌کنند. والتر لیپمن، روزنامه‌نگار، اولین بار این ایده را مطرح کرد که رسانه‌ها «تصاویر ذهنی» ثابتی می‌سازند که جایگزین واقعیت پیچیده می‌شوند.

یک آزمایش ذهنی: یک شخصیت منفی در یک فیلم یا سریال را به خاطر بیاورید. حالا از خود بپرسید: آیا او ویژگی‌های فیزیکی، لهجه یا سبک لباس پوشیدن خاصی دارد که بارها در شخصیت‌های منفی دیگر دیده‌اید؟ این احتمالاً یک کلیشه است.

کلیشه‌ها چگونه بر زندگی واقعی ما تأثیر می‌گذارند؟

تأثیر کلیشه‌ها فقط به تماشای فیلم یا اسکرول در شبکه‌های اجتماعی محدود نمی‌شود. آنها به طور نامحسوس وارد زندگی روزمره و تصمیم‌گیری‌های ما می‌شوند:

• شکل‌دهی به انتظارات و انتخاب‌ها: اگر در رسانه‌ها، موفقیت مالی سریع و بدون زحمت (مثلاً در قالب سلبریتی‌های شبکه‌های اجتماعی) به عنوان الگو نمایش داده شود، ممکن است نوجوانان نسبت به ارزش تلاش مداوم و تحصیل بی‌تفاوت شوند یا در صورت نرسیدن به آن ثروت سریع، دچار احساس شکست و افسردگی گردند.

• ایجاد پیش‌داوری3: کلیشه مقدمه‌ای برای پیش‌داوری است. اگر ذهن ما با تصویر کلیشه‌ای «افراد اهل فلان شهر خسیس هستند» آشنا باشد، ممکن است در برخورد واقعی با یک فرد از آن شهر، ناخودآگاه با این پیش‌فرض با او رفتار کنیم، حتی اگر آن فرد بسیار بخشنده باشد.

• محدود کردن هویت فردی: کلیشه‌های جنسیتی می‌توانند فشار زیادی بر نوجوانان وارد کنند. پسرانی که احساساتی هستند یا دخترانی که به مکانیک علاقه دارند، ممکن است به خاطر تطابق نداشتن با الگوهای رسانه‌ای، مورد تمسخر قرار گیرند یا احساس تنهایی کنند.

• تأثیر بر روابط اجتماعی: جامعه‌شناسانی مانند جورج هربرت مید اشاره کرده‌اند که ما گاهی خود را از نگاه «دیگری تعمیم‌یافته»4 می‌بینیم؛ یعنی تصور می‌کنیم جامعه چه انتظاری از ما دارد. رسانه‌ها در شکل‌دهی به این تصور از انتظارات جامعه نقش بزرگی بازی می‌کنند. مثلاً ممکن است یک نوجوان برای پذیرفته شدن در جمع دوستانش، سعی کند دقیقاً مطابق با کلیشه‌های رایج در موسیقی ویدیوها یا سریال‌های محبوب، لباس بپوشد و رفتار کند.

راه‌حل چیست؟ چگونه یک بیننده هوشمند باشیم؟

خبر خوب این است که ما در برابر تأثیر کلیشه‌ها کاملاً بی‌دفاع نیستیم. با تقویت سواد رسانه‌ای می‌توانیم مانند یک کارآگاه ذهن عمل کنیم و کلیشه‌ها را شناسایی و خنثی کنیم. این کار چند مرحله ساده دارد:

۱. سؤال کردن: همیشه از خود بپرسید: «آیا این تصویر، همه افراد این گروه را نشان می‌دهد؟» یا «چرا این شخصیت به این شکل خاص نشان داده شده است؟» همین سؤال ساده، شما را از حالت پذیرش منفعلانه خارج می‌کند.

۲. جستجوی تنوع: آگاهانه به سراغ محتوای رسانه‌ای بروید که شخصیت‌های متنوع و غیرکلیشه‌ای دارند. فیلم‌ها، کتاب‌ها یا پیج‌هایی که داستان افراد معمولی با زندگی‌های پیچیده را روایت می‌کنند.

۳. تفکیک شخصیت از گروه: به یاد داشته باشید که هر فرد، منحصر به فرد است. حتی اگر برخی ویژگی‌های یک کلیشه در مورد بعضی افراد صادق باشد، دلیل نمی‌شود آن را به همه اعضای آن گروه (ملیت، شغل، جنسیت و...) تعمیم دهیم.

۴. بررسی انگیزه: از خود بپرسید سازنده این محتوا چه هدفی دارد؟ آیا می‌خواهد با سریع‌ترین راه ممکن احساسات مرا درگیر کند (که اغلب از کلیشه استفاده می‌کند) یا می‌خواهد داستان عمیق و واقعی‌تری را بیان کند؟

سؤال: من اغلب در سریال‌ها می‌بینم که افراد درس‌خوان، شخصیت‌های خسته‌کننده و غیرجذابی هستند. آیا این درست است؟

پاسخ: این یک کلیشه رایج است. در واقعیت، افراد باهوش و درس‌خوان می‌توانند بسیار شوخ، ورزشکار، اجتماعی و جذاب باشند. رسانه‌ها برای ایجاد تضاد در داستان و شناسایی سریع شخصیت‌ها، اغلب از این کلیشه استفاده می‌کنند. هوش و موفقیت تحصیلی هیچ ارتباطی به کسل‌کننده بودن ندارد!

سؤال: چرا با وجود آگاهی از کلیشه‌ها، باز هم گاهی در دام آنها می‌افتیم و بر اساس آنها قضاوت می‌کنیم؟

پاسخ: چون این کلیشه‌ها در لایه‌های عمیق‌تر ذهن (ناخودآگاه) ما نشسته‌اند. مغز ما عادت کرده برای صرفه‌جویی در انرژی، از مسیرهای فکری آماده استفاده کند. آگاهی، اولین و مهم‌ترین قدم است. پس از آن، باید عمداً و با تمرین، این مسیرهای ذهنی قدیمی را به چالش بکشیم و مسیرهای جدیدی بسازیم که مبتنی بر واقعیت‌نگری است.

جمع‌بندی: کلیشه‌های رسانه‌ای مانند عینک‌هایی از پیش‌رنگ‌شده هستند که رسانه‌ها بر چشم ذهن ما می‌گذارند و دنیا را از پشت آنها به ما نشان می‌دهند. این تصاویر ساده‌شده و تکراری، اگرچه ساختن داستان را برای سازندگان آسان و فهم آن را برای ما در نگاه اول سریع می‌کند، اما در نهایت دید ما را محدود کرده و به قضاوت‌های نادرست و رابطه‌های سطحی منجر می‌شوند. وظیفه ما به عنوان مخاطب هوشمند در عصر انفجار اطلاعات، این است که این عینک‌ها را شناسایی کنیم، گاه از جلوی چشم برداریم و جهان پیچیده و رنگارنگ واقعی را همان‌طور که هست، ببینیم و برای شناخت دیگران، وقت بگذاریم.

پاورقی

1. کلیشه (Stereotype): تصویر یا باور ساده‌شده، اغراق‌آمیز و ثابتی که درباره همه اعضای یک گروه خاص، بدون توجه به تفاوت‌های فردی آن‌ها، وجود دارد.

2. تبعیض (Discrimination): رفتار ناعادلانه و متفاوت با فرد یا گروهی خاص، معمولاً بر اساس پیش‌داوری و کلیشه.

3. پیش‌داوری (Prejudice): قضاوت یا نگرش از پیش تشکیل‌شده (معمولاً منفی) نسبت به یک فرد یا گروه، قبل از آشنایی کافی با آنها.

4. دیگری تعمیم‌یافته (Generalized Other): مفهومی در جامعه‌شناسی به معنای درک فرد از انتظارات، نگرش‌ها و دیدگاه کلی جامعه. فرد هنگام عمل کردن، خود را از نگاه این «دیگری» می‌نگرد.

سواد رسانه‌ای تعصب ناخودآگاه شخصیت‌پردازی اثر رسانه انتقاد از محتوا