سرگذشت شهید مهدی باکری؛ جوانی از دیار آذربایجان تا فرماندهی لشکر عاشورا
کتاب «سرگذشت شهید مهدی باکری» نوشتهٔ حبیب یوسفزاده، روایتی خواندنی از زندگی پرفرازونشیب این سردار بزرگ است. این کتاب نشان میدهد که چگونه یک جوان دانشجو با ایمان و تلاش، به فرماندهی لشکر ۳۱ عاشورا رسید و در راه دفاع از میهن اسلامی به درجهٔ رفیع شهادت نایل آمد. در ادامه، با بخشهایی از زندگی، مسئولیتها و اخلاق این شهید بزرگوار آشنا میشویم.
از میاندوآب تا خطمقدم جبهه
مهدی باکری در سال ۱۳۳۳ در خانوادهای مذهبی در میاندوآب به دنیا آمد و دوران کودکی را با از دست دادن مادرش سپری کرد. او که از نوجوانی با شهادت برادرش علی توسط رژیم ستمشاهی روبهرو شده بود، عزم خود را برای مبارزه با ظلم جزم کرد. پس از گرفتن دیپلم، در رشتهٔ مهندسی مکانیک دانشگاه تبریز پذیرفته شد و بهعنوان دانشجویی مبارز، فعالیتهای سیاسی خود را آغاز نمود. با پیروزی انقلاب اسلامی، باکری بهعنوان یکی از اعضای سپاه پاسداران، مسئولیتهای مهمی همچون شهردار ارومیه و دادستان دادگاه انقلاب این شهر را بر عهده گرفت. اما با شروع جنگ تحمیلی، عشق به وطن و مسئولیت در برابر اسلام، او را راهی جبهههای نبرد کرد .
مسئولیتپذیری در اوج خطر
شهید باکری که فرماندهی لشکر ۳۱ عاشورا را بر عهده داشت، در عملیاتهای سرنوشتسازی مانند فتحالمبین، بیتالمقدس، خیبر و بدر نقش کلیدی ایفا کرد. او همواره در خطرناکترین نقاط میدان نبرد حضور داشت و با روحیهٔ ایثار و شجاعت، الگویی برای رزمندگان بود . در عملیات فتحالمبین، از ناحیهٔ چشم و در بیتالمقدس از ناحیهٔ کمر مجروح شد، اما هر بار پس از بهبودی، با عزمی راسختر به جبهه بازمیگشت. یکی از بارزترین ویژگیهای او، توجه دقیق به بیتالمال بود؛ بهگونهای که حتی استفاده از یک خودکار ساده برای همسرش را بدون اجازه جایز نمیدانست و معتقد بود این اموال به رزمندگان تعلق دارد و نباید در راهی غیر از جنگ مصرف شود .
| مسئولیت | شرح و ویژگیها |
|---|---|
| فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا | هدایت و سازماندهی یکی از لشکرهای خطشکن در دفاع مقدس |
| شهردار و دادستان ارومیه | مدیریت شهری و اجرای عدالت در دوران پس از انقلاب |
| مسئولیتپذیری اخلاقی | پاسداری از بیتالمال و دلجویی از خانوادههای شهدا |
پرسشهایی برای درک بهتر
چرا شهید باکری با وجود مسئولیتهای شهری، به جبهه رفت؟
او وظیفهٔ خود را در دفاع از میهن و اسلام مهمتر از هر مسئولیت دیگری میدانست و معتقد بود که باید در خطمقدم نبرد حضور داشته باشد. بههمین دلیل، بلافاصله پس از آغاز جنگ، راهی جبهه شد.
آیا شهید باکری به شهادت خود آگاه بود؟
بله، او ۱۵ روز پیش از عملیات بدر به مشهد رفت و از امام رضا (ع) و رهبران انقلاب درخواست دعا برای شهادت کرد. این نشان میدهد که او برای این راه آماده بود.
چه ویژگیای شهید باکری را از دیگران متمایز میکرد؟
او بسیار متواضع، پرکار و دقیق در رعایت حقوق بیتالمال بود. همچنین با وجود روحیهٔ جنگی، با خانوادههای شهدا بسیار مهربان بود و پس از هر عملیات به دیدار آنان میرفت.
مهدی باکری سرانجام در عملیات بدر و در جزیرهٔ مجنون، بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید و هنگام انتقال پیکر پاکش، قایق حامل او هدف گلوله قرار گرفت و پیکرش در آبهای اروندرود مفقود شد . اما یاد و خاطرهٔ او، که نماد ایثار، مسئولیتپذیری و اخلاص بود، در تاریخ این سرزمین ماندگار شد. کتاب حبیب یوسفزاده، با روایت داستان زندگی این سردار بزرگ، به نسل امروز میآموزد که چگونه میتوان با ایمان و تلاش، در راه اهداف بزرگ گام برداشت و الگویی برای دیگران شد .