نیما یوشیج؛ پدر شعر نو فارسی
زندگی و روزگار نیما
علی اسفندیاری در بیست و یکم آبان ماه سال ۱۲۷۶ خورشیدی در روستای یوش، از توابع استان مازندران، به دنیا آمد. پدرش ابراهیم خان، از خانهای محلی بود و نیما دوران کودکی را در دل طبیعت بکر شمال سپری کرد. همین زندگی روستایی و انس با کوه و جنگل و باران، بعدها در بسیاری از شعرهای او دیده میشود.
نیما تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش آغاز کرد و سپس برای ادامهٔ تحصیل به تهران رفت. او در مدرسهٔ «سنلوئی» که یک مدرسهٔ فرانسویزبان در تهران بود، درس خواند و با زبان و ادبیات فرانسه آشنا شد. همین آشنایی، بعدها به او کمک کرد تا نگاهی تازه به شعر فارسی داشته باشد و از قید قافیههای تکراری و وزنهای یکنواخت رها شود.
نیما در جوانی به شاعری روی آورد و کمککم با شاعران و نویسندگان نامآشنای زمان خود آشنا شد. اما شعرهای او در ابتدا برای بسیاری از اهل ادب، عجیب و ناآشنا بود. زیرا او برخلاف سنت دیرینه، شعر را در قالبهای کوتاه و بلند با وزنی آزاد میسرود. مهمترین اتفاق زندگی ادبی نیما، سرودن شعر معروف «افسانه» در سال ۱۳۰۱ خورشیدی بود. این شعر، نقطهٔ عطفی در تاریخ شعر فارسی به شمار میرود.
شعر نو چه تفاوتی با شعر کهن دارد؟
شاید برای شما هم سؤال شده باشد که شعر نیما چه فرقی با شعر حافظ یا سعدی دارد. برای پاسخ به این پرسش، بهتر است نگاهی به جدول زیر بیندازیم:
| ویژگی | شعر کهن (غزل و قصیده) | شعر نو (نیمایی) |
|---|---|---|
| وزن (تعداد هجاها) | همهٔ مصرعها وزن یکسانی دارند (وزن عروضی ثابت) | تعداد هجاها در مصرعها برابر نیست و وزن آزاد است |
| قافیه | در همهٔ بیتها قافیهٔ تکراری و منظم وجود دارد | قافیه فقط در برخی مصرعها میآید و تکرار آن منظم نیست |
| موضوع و محتوا | اغلب عاشقانه، مدحی یا حکیمانه در قالبی مشخص | هر موضوعی میتواند داشته باشد؛ از طبیعت و مسائل اجتماعی تا احساسات شخصی |
| زبان و بیان | زبان رسمی، آراسته و سرشار از آرایههای ادبی کهن | زبان سادهتر، نزدیک به گفتار روزمره و صمیمیتر |
برای نمونه، به این بیت از نیما توجه کنید که وزن و قافیهٔ آن کاملاً با شعرهای قدیمی فرق دارد: «شب تیره و باد و باران، / من و دل گرفته و گریان». در این شعر، مصرعها کوتاه و بلند شدهاند و قافیه هم بهصورت نامنظم تکرار شده است.
پرسشهای کلیدی دربارهٔ شعر نیما
پرسش ۱: آیا نیما قافیه را بهکلی از شعر حذف کرد؟
خیر. نیما قافیه را کاملاً حذف نکرد، بلکه آن را از شکل اجباری و تکراری خارج کرد. در شعر نو، قافیه همچنان وجود دارد، اما شاعر میتواند بهسلیقهٔ خود، در هر بخش از شعر که خواست، از قافیه استفاده کند. بههمین دلیل گاهی یک بیت قافیه دارد و بیت بعدی نه.
پرسش ۲: چرا برخی از شعرهای نیما را «شعر سپید» مینامند؟
باید دقت کنید که شعر سپید با شعر نیمایی تفاوت دارد. شعر نیمایی هنوز وزن (تعداد هجاهای موزون) دارد، هرچند که این وزن آزاد است. اما شعر سپید (مانند کارهای شاملو) کاملاً بیوزن است. پس نیما در واقع پایهگذار وزن آزاد در شعر فارسی بود، نه حذف کامل وزن.
پرسش ۳: چرا شعرهای نیما در زمان خودش محبوب نبود؟
چون مردم و حتی بسیاری از شاعران، به قالبهای کهن عادت داشتند و شعر نیما برایشان غریب و نامأنوس بود. آنها انتظار داشتند شعر حتماً وزن و قافیهٔ کاملاً منظم داشته باشد. اما کمکم، با ظهور شاعران جوانتر، تدریجاً این قالب تازه پذیرفته شد و امروز نیما را یکی از بزرگترین شاعران تاریخ ایران میدانند.
آثار ماندگار و تأثیر نیما
نیما در طول زندگی خود، مجموعههای شعری ارزشمندی از خود به یادگار گذاشت. از مهمترین دفترهای شعر او میتوان به «افسانه»، «نیما و جهان»، «شهر شب و شهر صبح» و «قایقها» اشاره کرد. شاید برای شما جالب باشد که شعر معروف «ای شب» نیز از سرودههای اوست که در آن با لحنی ساده و صمیمی، از دلتنگیهای خود میگوید.
تأثیر نیما بر شعر فارسی بسیار عمیق است. پس از او، شاعران بزرگی مانند فروغ فرخزاد، مهدی اخوان ثالث و احمد شاملو راه او را ادامه دادند و هر کدام، قالبی تازه و سبکی نو در شعر فارسی پدید آوردند. بهجرئت میتوان گفت که اگر نیما نبود، شعر امروز ایران با آنچه که در کتابهای درسی و مجلات میخوانیم، بسیار تفاوت داشت.
علاوه بر شعر، نیما در زمینهٔ نقد ادبی و نظریهپردازی دربارهٔ شعر نیز صاحبنظر بود. او بارها در نامهها و مقالات خود، توضیح داد که شعر باید بیانگر زندگی و احساس واقعی شاعر باشد و شاعر نباید فقط به تکرار قافیههای تکراری و مضامین کهنه بپردازد. بهعقیدهٔ او، مضمون و محتوای شعر، از قالب و وزن آن مهمتر است.
نکتهٔ پایانی: نیما یوشیج در روزهای سیزدهم و چهاردهم دی ماه سال ۱۳۳۸ خورشیدی در تهران درگذشت. آرامگاه او در روستای زادگاهش، یوش، قرار دارد و هر ساله بسیاری از دوستداران شعر، برای گرامیداشت یادش به آنجا میروند. نیما نشان داد که هر قالب و قالبی میتواند برای شعر مناسب باشد، بهشرط آن که شاعر حرف تازهای برای گفتن داشته باشد.