موضوع و درونمایه در نمایشنامه
موضوع چیست و چگونه آن را در نمایشنامه تشخیص دهیم؟
موضوع نمایشنامه، یعنی آنچه داستان دربارهٔ آن است. اگر از دوستت بپرسی «این نمایشنامه دربارهٔ چیست؟»، او معمولاً موضوع را برایت توضیح میدهد؛ مثلاً میگوید: «دربارهٔ پسری است که گم شده و خانوادهاش به دنبال او میگردند» یا «دربارهٔ یک مسابقهٔ دوستانهٔ فوتبال بین دو مدرسه است». موضوع، همان زنجیرهٔ رویدادها، ماجراها و اتفاقاتی است که روی صحنه میبینیم یا در متن میخوانیم. برای شناسایی موضوع، باید به این پرسشها پاسخ دهیم: شخصیت اصلی کیست؟ چه اتفاقی برای او میافتد؟ چه مانعی سر راهش قرار میگیرد؟ و سرانجام ماجرا چگونه به پایان میرسد؟
برای نمونه، نمایشنامهٔ «قصههای مجید» را در نظر بگیرید. موضوع آن، ماجراهای روزمرهٔ یک پسر نوجوان به نام مجید است که با مادربزرگش زندگی میکند. اما درونمایهٔ این نمایشنامه، چیز دیگری است؛ مثلاً اهمیت مهربانی، ارزش خانواده یا گذشت از اشتباهات. پس موضوع، پوستۀ داستان است و درونمایه، مغز آن.
درونمایه؛ اندیشهٔ پنهان در لابهلای رویدادها
درونمایه یا اندیشهٔ اصلی، آن حس و پیامی است که نویسنده با نمایشنامه به مخاطب منتقل میکند. درونمایه، پاسخ به پرسش «نویسنده چه میخواهد بگوید؟» است. این مفهوم معمولاً مستقیم بیان نمیشود؛ بلکه از خلال گفتوگوها، رفتار شخصیتها، تعارضها و سرانجام داستان، به تدریج در ذهن تماشاگر شکل میگیرد. درونمایه میتواند دربارهٔ مفاهیم بزرگی مانند عدالت، دوستی، فداکاری، ترس، امید، خیانت یا مسئولیتپذیری باشد.
| موضوع (چه اتفاقی میافتد؟) | درونمایه (نویسنده چه میخواهد بگوید؟) |
|---|---|
| دانشآموزی برای نجات کتابخانهٔ مدرسه، دست به اعتراض میزند. | ارزش دانش و تلاش برای حفظ منابع فرهنگی. |
| دو دوست بر سر یک جام قهرمانی با هم رقابت میکنند و در پایان آشتی میکنند. | دوستی ارزشمندتر از هر جایزه و موفقیتی است. |
| خانوادای در یک شب بارانی، مسافری سرگردان را پناه میدهند. | مهربانی و همدلی، مرزهای آشنایی و ناآشنایی را از میان برمیدارد. |
همانطور که در جدول میبینید، یک موضوع واحد میتواند درونمایههای گوناگونی داشته باشد. نویسنده با انتخاب نوع شخصیتها، فضای داستان و پایانی که برای آن در نظر میگیرد، به ما کمک میکند تا درونمایه را کشف کنیم. گاهی نیز یک نمایشنامه میتواند بیش از یک درونمایه داشته باشد؛ مثلاً هم دربارهٔ اهمیت خانواده باشد و هم دربارهٔ شجاعت.
پرسشهای چالشی برای درک بهتر موضوع و درونمایه
آیا ممکن است یک نمایشنامه، موضوع مشخصی نداشته باشد؟
خیر، هر نمایشنامهای دستکم یک موضوع دارد، حتی اگر بسیار ساده و روزمره باشد. موضوع، همان اتفاق یا ماجرایی است که شخصیتها درگیر آن هستند. ممکن است موضوع در برخی نمایشنامههای مدرن، مبهمتر یا ذهنیتر به نظر برسد، اما باز هم میتوان آن را تشخیص داد. مثلاً موضوع نمایشنامهای میتواند «انتظار کشیدن برای رسیدن یک نامه» باشد؛ هرچند در نگاه اول ساده به نظر برسد.
آیا درونمایه همیشه یک پیام اخلاقی یا پندآموز است؟
نه، درونمایه میتواند صرفاً یک نگرش، احساس یا پرسش باشد، نه یک حکم اخلاقی. برای نمونه، درونمایهٔ یک نمایشنامه میتواند «ترس از ناشناختهها» یا «لذت کشف راز» باشد، بدون اینکه نویسنده بخواهد مستقیماً به مخاطب بگوید که خوب است یا بد. درونمایه بیشتر به خواننده یا تماشاگر کمک میکند تا دربارهٔ زندگی و انسانها تأمل کند.
چگونه میتوانیم درونمایه را از زبان نویسنده تشخیص دهیم، در حالی که او آن را مستقیماً نمیگوید؟
به سه چیز دقت کن: اول، تغییرات شخصیت اصلی؛ او در پایان داستان چه چیزی آموخته یا چگونه تغییر کرده است؟ دوم، گفتوگوهای کلیدی؛ شخصیتها در لحظات حساس چه میگویند؟ سوم، پایان داستان؛ سرنوشت نهایی شخصیتها چه پیامی دربارهٔ زندگی دارد؟ با کنار هم گذاشتن این نشانهها، میتوانی به درونمایهٔ مورد نظر نویسنده نزدیک شوی.