تقسیمات طلایی: کلید چیدمان درست در تصویر
قانون یکسوم؛ سادهترین راه برای شروع
قانون یکسوم را شاید سادهترین و پرکاربردترین نوع تقسیمات طلایی بدانیم. در این روش، کادر تصویر را با دو خط افقی و دو خط عمودی به 9 بخش برابر تقسیم میکنیم. چهار نقطهای که این خطوط در آنها به هم میرسند، نقاط کانونی نام دارند. پژوهشها نشان دادهاند که چشم انسان، هنگامی که به یک تصویر نگاه میکند، نخست به این نقاط جلب میشود و سپس به مرکز کادر میرود. بنابراین اگر سوژهٔ اصلی تصویرت را روی یکی از این چهار نقطه قرار دهی، تصویرت جذابتر خواهد بود. برای نمونه، فرض کن میخواهی از یک درخت تنها در دشت عکس بگیری. اگر درخت را دقیقاً وسط کادر بگذاری، تصویر کمی ایستا و خستهکننده به نظر میرسد. اما اگر درخت را روی یکی از نقاط طلایی، مثلاً تقاطع پایینوچپ قرار دهی، آسمان وسیعتر دیده میشود و حس آزادی و تنهایی درخت بیشتر منتقل میشود.
اما قانون یکسوم تنها روش نیست. گاهی لازم است عناصر را به نسبت دیگری در کادر پخش کنیم. برای نمونه، اگر سوژهٔ اصلی بسیار بلند است، بهتر است آن را در یکی از دو سوم سمت چپ یا راست کادر قرار دهیم تا فضای کافی برای تنفس بصری باقی بماند. در عکاسی از ساختمانهای بلند یا درختان، این روش بسیار کارآمد است. همچنین هنگامی که سوژه در حال حرکت است، بهتر است در جهت حرکت او فضای خالی بیشتری در کادر در نظر بگیریم تا حرکتش طبیعیتر دیده شود. به این فضای خالی، «فضای نگاه» یا «فضای حرکت» میگویند و یکی از ظرافتهای ترکیببندی با تقسیمات طلایی به شمار میرود.
نسبت طلایی و مارپیچ؛ کمی دقیقتر از یکسوم
قانون یکسوم تقریبی از یک نسبت ریاضی قدیمی به نام نسبت طلایی است. نسبت طلایی عددی حدود ۱٫۶۱۸ است که از دوران باستان در معماری، نقاشی و حتی طبیعت دیده میشود. اگر کادر را بر اساس این نسبت تقسیم کنی، نقاطی به دست میآید که از نظر ریاضی دقیقتر از قانون یکسوم هستند و تعادل بهتری ایجاد میکنند. البته برای کار عملی، قانون یکسوم بهقدری به نسبت طلایی نزدیک است که استفاده از آن برای بیشتر کارهای هنری کافی است.
یکی از شکلهای جذاب تقسیمات طلایی، مارپیچ طلایی است. این مارپیچ با پیروی از نسبت طلایی، مسیری منحنی را در کادر ترسیم میکند که چشم بیننده را بهآرامی به سوی نقطهٔ کانونی هدایت میکند. اگر عناصر تصویر را روی این مسیر مارپیچ قرار دهی، ترکیببندی بسیار طبیعی و دلنشین خواهد شد. برای نمونه، در نقاشی «شام آخر» اثر لئوناردو داوینچی، بسیاری از خطوط و قرارگیری شخصیتها از این الگوی مارپیچ پیروی میکند تا چشم بیننده بهسوی مسیح هدایت شود. البته برای استفاده از مارپیچ طلایی نیازی به کشیدن خطوط پیچیده نیست؛ فقط کافی است هنگام کادربندی، بهیاد داشته باشی که چشم دوست دارد از گوشهای به گوشهٔ دیگر تصویر سفر کند و عناصر را در این مسیر قرار دهی.
| ویژگی | قانون یکسوم | نسبت طلایی |
|---|---|---|
| دقت ریاضی | تقریبی و ساده | دقیق و بر اساس عدد ۱٫۶۱۸ |
| آسانی استفاده | بسیار آسان، مناسب برای مبتدیان | کمی دشوارتر، نیاز به تمرین دارد |
| کاربرد در طبیعت | کمتر دیده میشود | در گلها، صدفها و کهکشانها دیده میشود |
| نتیجه نهایی | تصویری متعادل و دلپذیر | تصویری بسیار هماهنگ و طبیعی |
پرسشهای رایج دربارهٔ تقسیمات طلایی
خیر. تقسیمات طلایی یک راهنماست، نه یک قانون سختگیرانه. گاهی برای ایجاد تنش، ناآرامی یا تأکید بر تقارن، عمداً سوژه را مرکز کادر قرار میدهیم. هنرمند ماهر کسی است که بداند چه زمانی از این قاعده پیروی کند و چه زمانی آن را بشکند.
نه، این تقسیمبندی در نقاشی، طراحی گرافیک، فیلمسازی، معماری و حتی طراحی وبسایت نیز استفاده میشود. هر جایی که با یک کادر مستطیلی سروکار داشته باشی، میتوانی از این روش برای چیدمان بهتر عناصر بهره ببری.
چون ترکیببندی خوب تنها به جایگذاری سوژه مربوط نیست. نور، رنگ، عمق میدان، زاویهٔ دید و خطوط راهنما نیز نقش مهمی دارند. تقسیمات طلایی فقط یکی از ابزارهای ترکیببندی است و برای نتیجهٔ عالی باید به همهٔ این عوامل توجه کنی.
خیر، ولی بسیار به هم نزدیک هستند. قانون یکسوم، نسبت ۱ به ۲ و ۲ به ۱ را به کار میگیرد، در حالی که نسبت طلایی عدد دقیقتری دارد. برای کارهای روزمرهٔ هنری، قانون یکسوم بهقدری به نسبت طلایی نزدیک است که تفاوت آن در نگاه اول دیده نمیشود.