گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

اصوات ضربی و غیرضربی: صداهایی که به‌ترتیب دارای نظم زمانی و ضرب مشخص یا فاقد چنین نظمی هستند.

بروزرسانی شده در: 18:00 1405/04/25 مشاهده: 24     دسته بندی: کپسول آموزشی

صداهای ضربی و غیرضربی؛ نظم و بی‌نظمی در دنیای صوت

آشنایی با دو دسته‌بندی اصلی صداها بر پایهٔ وجود یا نبود ضرب و زمان‌بندی منظم
همهٔ صداهایی که می‌شنویم، از ضربِ یکنواختِ قلب گرفته تا آوازِ پرنده‌ها، به دو گروه بزرگ تقسیم می‌شوند: صداهای ضربی که مانند قدم‌های یک سرباز، نظمِ زمانی دارند و صداهای غیرضربی که مثل بادِ وزنده، از هر نظمِ زمانیِ مشخصی بی‌بهره‌اند. شناختِ این دو ویژگی، کلیدِ درکِ بسیاری از پدیده‌های صوتی در طبیعت، موسیقی، گفتار و حتی فناوری است.

دو دستهٔ اصلی صداها: با ضرب و بدون ضرب

برای درکِ بهترِ صداهای ضربی و غیرضربی، بهتر است ابتدا ببینیم هر کدام چه ویژگی‌هایی دارند و چگونه می‌توانیم آن‌ها را در محیطِ اطرافِ خود تشخیص دهیم.

ویژگی صداهای ضربی صداهای غیرضربی
نظمِ زمانی دارای ضربِ منظم و تکرارشونده فاقد ضربِ مشخص و تکرارِ منظم
نمونه در طبیعت قطره‌های باران روی شیروانی، قدم‌زدن، صدای قلب صدای باد، آبشار، خش‌خش برگ‌ها
نمونه در موسیقی ضربِ طبل، ریتمِ گیتار، صدای مترونوم صدای سنج، بعضی افکت‌های الکترونیک، نویزِ پس‌زمینه
حسِ شنیداری قابل‌پیش‌بینی، منظم، رقص‌آور غیرقابل‌پیش‌بینی، پهن‌شونده، محیطی

صداهای ضربی معمولاً از برخورد دو جسم یا حرکتِ منظمِ یک منبع تولید می‌شوند. برای نمونه، وقتی با خودکار روی میز ضربه می‌زنید، یک صدای ضربیِ کوتاه ایجاد می‌شود. اگر این ضربه‌ها را با فاصلهٔ زمانیِ برابر تکرار کنید، یک ریتمِ ساده به وجود می‌آید. در مقابل، صدای غیرضربی مانند غرشِ یک موتور یا وزوزِ یخچال، الگویِ زمانیِ مشخصی ندارد و نمی‌توانیم ضربِ بعدی را دقیقاً پیش‌بینی کنیم.

نکته همهٔ صداهای ضربی لزوماً خوش‌آهنگ نیستند. حتی صدایِ تیک‌تاکِ یک ساعتِ قدیمی که بسیار منظم است، یک صدای ضربی به شمار می‌رود، ولی ممکن است برای برخی آزاردهنده باشد.

کاربردهای جذابِ صداهای ضربی و غیرضربی در زندگی

شاید جالب باشد بدانید که شناختِ این دو نوع صدا فقط یک مبحثِ تئوری نیست، بلکه کاربردهای عملیِ زیادی در زندگیِ روزمره و فناوری دارد.

در موسیقی، آهنگسازان با آمیختنِ صداهای ضربی و غیرضربی، احساساتِ گوناگونی را منتقل می‌کنند. یک قطعهٔ شاد معمولاً از ضرب‌های منظمِ طبل و سازهای کوبه‌ای بهره می‌برد تا حسِ حرکت و انرژی ایجاد کند. در مقابل، موسیقیِ فیلم‌های ترسناک اغلب از صداهای غیرضربی و نامنظم برای القایِ حسِ ابهام و نگرانی استفاده می‌کند. به عنوانِ مثال، صدایِ خش‌خشِ درختان در یک فیلمِ وحشت‌آور، بیننده را در حالتِ انتظار و دلهره نگه می‌دارد، چون نمی‌داند صدایِ بعدی کی و چگونه رخ خواهد داد.

در پزشکی، ضربانِ منظمِ قلب یک صدای ضربیِ حیاتی است. پزشکان با گوش‌دادن به این صدا، از سلامتِ کارکردِ قلب مطمئن می‌شوند. هرگونه بی‌نظمی در این ضربان (که به آن آریتمی می‌گویند) می‌تواند نشانهٔ یک مشکل باشد. از سوی دیگر، صدایِ تنفس که معمولاً الگویِ منظمی ندارد، بیشتر به صداهای غیرضربی شباهت دارد، مگر در حالت‌های خاص مانند خواب یا مدیتیشن که ممکن است منظم‌تر شود.

حتی در فناوریِ صوت، مهندسان برای تشخیصِ صداهای مفید از نویز، از همین ویژگی استفاده می‌کنند. برای نمونه، نویزِ پس‌زمینه در یک تماسِ تلفنی اغلب غیرضربی است، در حالی که صدایِ گفتار دارای الگوهایِ ریتمیکِ خاصی است که به مغز ما کمک می‌کند کلمات را از هم تشخیص دهیم.

پرسش‌هایی که شاید برایتان پیش آمده باشد

آیا یک صدا می‌تواند هم ضربی باشد و هم غیرضربی؟

بله، اما نه به طورِ همزمان. یک صدا ممکن است در یک بازهٔ زمانی ضربی باشد و در بازهٔ دیگر غیرضربی شود. برای نمونه، قطره‌های باران ممکن است در ابتدا با نظمِ خاصی ببارند، اما با تغییرِ شدتِ باد، الگویِ آن‌ها نامنظم شود. همچنین، یک آهنگ ممکن است در بخشِ اصلی ضربی باشد و در بخشِ میانی به طورِ عمدی غیرضربی شود تا تنوع ایجاد کند.

چرا بعضی صداهای غیرضربی برای ما خوشایندتر از صداهای ضربی هستند؟

این موضوع به ذهنیتِ ما و محیطِ اطراف بستگی دارد. صداهای غیرضربی مانند صدایِ آبشار یا باران، اغلب آرامش‌بخش هستند، چون مغزِ ما را درگیرِ پیش‌بینیِ ضربِ بعدی نمی‌کنند و به ما اجازه می‌دهند به حالتِ استراحت برویم. در مقابل، صداهای ضربیِ بلند مانند ضرباتِ مداومِ یک چکش، ممکن است برای ما آزاردهنده باشند، زیرا مغز را مجبور به پردازشِ مداومِ الگویِ زمانی می‌کنند. با این حال، یک ضربِ موزونِ ملایم مانند صدایِ قدم‌هایِ یک فرد، می‌تواند برای برخی بسیار آرامش‌بخش باشد.

آیا گفتار انسان صداهای ضربی است یا غیرضربی؟

گفتار ترکیبی از هر دو است. هجاها و کلمات در گفتار معمولاً الگوهایِ ریتمیکِ خاصی دارند که به آن وزنِ گفتار می‌گوییم. این وزن می‌تواند ضربی باشد، مانندِ شعر یا کلماتِ موزون. با این حال، گفتارِ روزمره اغلب غیرضربی است و به الگویِ زمانیِ مشخصی پایبند نیست. برای نمونه، یک معلم هنگامِ تدریس ممکن است به طورِ منظم روی کلماتِ کلیدی تأکید کند، در حالی که یک گفتگویِ دوستانه معمولاً فاقد چنین نظمی است.

پس در یک نگاهِ کلی، صداهای ضربی به ما نظم، پیش‌بینی‌پذیری و ریتم می‌دهند و در موسیقی، طبیعت و بدنِ خودمان به وفور یافت می‌شوند. در مقابل، صداهای غیرضربی با بی‌نظمیِ خود، حسِ فضا، ابهام و تنوع را به دنیایِ شنیداریِ ما می‌آورند. هر دوی این صداها برای درکِ ما از جهان پیرامون ضروری هستند و نبودِ هر کدام، دنیایِ ساکتی و یکنواخت را برای ما به ارمغان می‌آورد. بنابراین، دفعهٔ بعد که به صدایِ ضربانِ قلبِ خود یا آوازِ پرنده‌ها گوش می‌دهید، به این فکر کنید که این صداها در کدام دسته قرار می‌گیرند و چقدر برای زندگیِ ما حیاتی هستند.