زیادهگویی تصویری
شناخت استفاده بیش از اندازه از تصویر و راههای ساده برای انتقال بهتر پیام
زیادهگویی تصویری زمانی رخ میدهد که یک اثر با استفاده بیش از اندازه از عکسها یا عناصر دیداری، پیام خود را طولانی، تکراری و کماثر میکند. همانطور که در نوشتن، جملههای اضافی باعث خستگی خواننده میشوند، در هنرهای تصویری نیز تصویرهای غیرضروری تمرکز بیننده را از بین میبرند. شناخت این موضوع به دانشآموزان کمک میکند هنگام ساخت پوستر، مجموعه عکس، گزارش تصویری یا هر اثر دیداری، تنها از تصویرهایی استفاده کنند که واقعاً به انتقال مفهوم کمک میکنند.
نکته: زیاد بودن تعداد عکسها همیشه نشانه کامل بودن یک اثر نیست. گاهی چند تصویر مناسب، پیام را بهتر از تعداد زیادی تصویر منتقل میکنند.
نشانههای زیادهگویی تصویری
زیادهگویی تصویری معمولاً در سه حالت دیده میشود. نخست زمانی که چند تصویر تقریباً یک مفهوم را تکرار میکنند. برای نمونه، اگر دانشآموزی بخواهد فعالیتهای یک اردوی مدرسه را نشان دهد، قرار دادن پنج عکس تقریباً مشابه از صف دانشآموزان، اطلاعات تازهای به بیننده نمیدهد. در این حالت، دو تصویر مناسب میتوانند همان پیام را منتقل کنند.
حالت دوم زمانی است که عناصر تزئینی بیش از اندازه به اثر افزوده میشوند. استفاده فراوان از شکلها، قابها، نشانهها یا تصویرهای کوچک باعث میشود نگاه بیننده مدام بین بخشهای مختلف جابهجا شود و پیام اصلی کمتر دیده شود.
حالت سوم زمانی است که ترتیب و انتخاب تصاویر مناسب نیست. اگر چند عکس پشت سر هم یک اتفاق مشابه را نشان دهند، بیننده احساس میکند اثر طولانی شده است. در چنین شرایطی بهتر است فقط مهمترین تصویرها باقی بمانند و بقیه حذف شوند.
| وضعیت |
ویژگی |
نتیجه |
| انتخاب مناسب |
هر تصویر اطلاعات تازهای ارائه میدهد. |
پیام روشن و قابل فهم است. |
| زیادهگویی تصویری |
تصاویر یا عناصر مشابه بارها تکرار میشوند. |
بیننده خسته میشود و مفهوم ضعیفتر دیده میشود. |
| انتخاب هدفمند |
هر بخش دلیل مشخصی برای حضور دارد. |
اثر منظم و اثرگذار باقی میماند. |
چرا باید از آن پرهیز کنیم؟
مهمترین هدف هر اثر دیداری، انتقال یک پیام روشن است. اگر تعداد زیادی تصویر یا عنصر دیداری در کنار هم قرار بگیرند، ذهن بیننده برای پیدا کردن موضوع اصلی زمان بیشتری صرف میکند. در نتیجه، ممکن است بخش مهم اثر اصلاً دیده نشود.
فرض کنید قرار است درباره صرفهجویی در آب یک پوستر تهیه کنید. اگر در کنار تصویر اصلی، تعداد زیادی عکس از رودخانه، دریا، باران، شیر آب، ابر، گل، باغ و دهها تصویر دیگر قرار دهید، توجه بیننده میان آنها پخش میشود. اما اگر تنها چند تصویر مرتبط و دقیق انتخاب شوند، پیام سریعتر منتقل خواهد شد.
حذف تصویرهای اضافی به معنای کمکاری نیست، بلکه نشان میدهد طراح توانسته مهمترین بخشها را تشخیص دهد. بسیاری از آثار موفق از تعداد کمی عنصر استفاده میکنند، اما همان عناصر با دقت انتخاب شدهاند و ارتباط خوبی با یکدیگر دارند.
هنگام ساخت مجموعه عکس نیز بهتر است پس از پایان کار، دوباره همه تصاویر بررسی شوند. اگر دو تصویر تقریباً یک مفهوم را بیان میکنند، میتوان یکی از آنها را حذف کرد. این کار باعث میشود مجموعه کوتاهتر، منظمتر و جذابتر شود.
پرسشهای مهم
پرسش: آیا هرچه تعداد عکسها بیشتر باشد، اثر کاملتر میشود؟
پاسخ: خیر. کامل بودن به کیفیت انتخاب تصویرها بستگی دارد، نه فقط به تعداد آنها.
پرسش: اگر چند تصویر شبیه هم باشند، آیا باید همه را نگه داریم؟
پاسخ: معمولاً خیر. بهتر است تصویری انتخاب شود که پیام را واضحتر و کاملتر منتقل میکند.
پرسش: آیا حذف بعضی عناصر باعث ضعیف شدن اثر میشود؟
پاسخ: اگر آن عناصر نقشی در انتقال مفهوم نداشته باشند، حذف آنها معمولاً باعث منظمتر و قابل فهمتر شدن اثر خواهد شد.
پرسش: چگونه میتوان زیادهگویی تصویری را تشخیص داد؟
پاسخ: کافی است از خود بپرسیم اگر یکی از تصویرها حذف شود، آیا پیام تغییر میکند؟ اگر پاسخ منفی باشد، احتمال دارد آن تصویر اضافی باشد.
زیادهگویی تصویری یکی از اشتباهات رایج در طراحی آثار دیداری است. استفاده بیش از اندازه از عکسها یا عناصر تصویری، تمرکز بیننده را کاهش میدهد و پیام را کماثر میکند. یک طراح یا عکاس موفق پیش از افزودن هر تصویر، از خود میپرسد که آیا این بخش اطلاعات تازهای به اثر اضافه میکند یا نه. اگر پاسخ منفی باشد، حذف آن انتخاب بهتری است. در نتیجه، اثری که با دقت و سادگی طراحی شده باشد، معمولاً روشنتر، منظمتر و ماندگارتر از اثری است که تنها بر زیاد بودن تعداد تصاویر تکیه دارد.