نارضایتی از حکومت پهلوی؛ از وابستگی تا سرکوب
نگاهی به اعتراضهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مردم در سالهای منتهی به انقلاب
چکیده: سالهای پایانی حکومت پهلوی، دورهای پر از نارضایتی و خشم عمومی بود. مردم از وابستگی کشور به بیگانگان، سرکوب خشن اعتراضها، فساد گسترده در اداره کشور و فقر روزافزون به ستوه آمده بودند. دانشآموزان و دانشجویان نیز مانند دیگر اقشار جامعه، با شجاعت در خیابانها حضور مییافتند و علیه این وضعیت شعار میدادند. سرانجام، این نارضایتی انباشته شده در سال 1357 به انقلابی بزرگ انجامید که نظام پهلوی را برای همیشه سرنگون کرد.
علتهای گوناگون نارضایتی
نارضایتی مردم از حکومت پهلوی، تنها به یک موضوع محدود نمیشد و ریشههای عمیقی در ابعاد گوناگون جامعه داشت. این نارضایتیها مانند حلقههای یک زنجیر به هم متصل بودند و هرکدام بر شدت دیگری میافزود.
| زمینه نارضایتی |
نمونههای عینی برای مردم |
| وابستگی به بیگانگان |
حضور مستشاران خارجی در کشور و دادن امتیازهای فراوان به آنها؛ تصمیمگیریهای مهم کشور توسط سفارتخانههای بیگانه |
| سرکوب و خفقان |
تیراندازی به دانشآموزان و دانشجویان معترض در دانشگاه تهران (۱۳ آبان ۱۳۵۷)؛ کشتار مردم در میدان ژاله (۱۷ شهریور) |
| فساد اداری و مالی |
حقوقهای نجومی برای نزدیکان دربار؛ اختلاسهای بزرگ و چشمپوشی از مجازات مفسدان |
| فقر و شکاف طبقاتی |
زندگی مجلل شاه و درباریان در مقابل محلههای فقیرنشین؛ گرانی بیسابقه اجناس و کاهش قدرت خرید مردم عادی |
این نارضایتیها تنها در میان افراد عادی نبود، بلکه چهرههای سرشناس و روشنفکران را نیز شامل میشد. حتی بسیاری از وابستگان به حکومت نیز از وضعیت موجود ناراضی بودند و همین امر، نظام را در برابر کوچکترین موج اعتراض، آسیبپذیر کرده بود .
نقش دانشآموزان و دانشجویان در اعتراضات
دانشآموزان و دانشجویان، بهعنوان آیندهسازان کشور، نقشی بسیار مهم در به نمایش گذاشتن نارضایتی عمومی داشتند. آنها با حضور در خیابانها و تعطیل کردن کلاسهای درس، نشان دادند که برای آرمانهای خود ارزش قائلاند.
در پاییز سال ۱۳۵۷، با بازگشایی مدارس، موج تازهای از اعتراضات دانشآموزی آغاز شد. آنها هر روز در تعداد بیشتری به خیابانها میآمدند و با شعارهایی مانند «درود بر خمینی» و «مرگ بر شاه»، خشم خود را ابراز میکردند . فشار آنها به حدی بود که دولت شریفامامی را مجبور به استعفا کرد .
از جمله تلخترین وقایع این دوران، اعتراضات دانشآموزان در دانشگاه تهران بود که در روز ۱۳ آبان به کشتار آنها انجامید. تصاویر این واقعه که از تلویزیون پخش شد، خشم و نفرت عمومی را دوچندان کرد .
اهمیت این اعتراضات در آن بود که نشان داد نارضایتی به تمام لایههای جامعه، از جمله نوجوانان و جوانان، سرایت کرده است و دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت.
پرسشهای کلیدی برای درک بهتر
پرسش اول: چرا حکومت پهلوی نتوانست با وعدههای فریبنده، مردم را آرام کند؟
زیرا شکاف عمیقی بین حرف و عمل وجود داشت. در حالی که شاه از «تمدن بزرگ» سخن میگفت، مردم فقر و سرکوب را با گوشت و پوست خود لمس میکردند. وابستگی به بیگانگان نیز عزت ملی را خدشهدار کرده بود و مردم احساس میکردند کشورشان در اختیار دیگران است .
پرسش دوم: چگونه یک نوجوان آن زمان میتوانست به فکر اعتراض به حکومت بیفتد؟
زندگی روزمره، نابرابری را به آنها نشان میداد. یک دانشآموز میدید که چگونه خانوادههای درباری به راحتی زندگی میکنند، در حالی که خانواده خودش برای تهیه نان شب مشکل دارد. همچنین، سخنرانیهای امام خمینی و دیگر مبارزان که روی نوار کاست پخش میشد، آنها را برای تغییر شرایط امیدوار و مصمم میکرد .
پرسش سوم: آیا همه مردم یکسان با حکومت مخالف بودند؟
خیر، اقشار مختلف، انگیزههای متفاوتی داشتند. بازاریان از وابستگی اقتصادی و دخالت دولت در بازار ناراضی بودند. روشنفکران به دنبال آزادیهای سیاسی و فرهنگی بودند. روحانیون از سیاستهای ضد دینی و فاصله گرفتن از ارزشهای اسلامی ناراحت بودند. اما همه آنها در یک نقطه مشترک داشتند: نارضایتی از وضع موجود و خواهان تغییر اساسی بودند.
جمعبندی: حکومت پهلوی به دلیل انباشت نارضایتیهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، مشروعیت خود را در میان مردم از دست داده بود. سرکوب اعتراضات و وابستگی به بیگانگان، نه تنها خشم را کاهش نداد، بلکه بر دامنه آن افزود و نهایتاً موج عظیم انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، این نظام را برای همیشه از میان برداشت و فصل تازهای در تاریخ ایران گشود.