پودگذاری و تارگذاری؛ هنر در هم تنیدن نخها
تار و پود؛ دو عنصر اصلی هر بافته
برای درک فرآیند پودگذاری و تارگذاری، نخست باید با دو عنصر اصلی بافت آشنا شویم. همهی بافتهها، از یک دستمال ساده گرفته تا یک قالی نفیس، از درهمتنیدن دو مجموعه نخ عمود بر هم ساخته میشوند:
| ویژگی | تار (نخهای طولی) | پود (نخهای عرضی) |
|---|---|---|
| جهت قرارگیری | عمودی (از بالا به پایین) | افقی (از چپ به راست یا برعکس) |
| نقش در بافت | چارچوب و اسکلت اصلی بافت | پرکننده و ایجادکنندهی نقش |
| جنس و ضخامت | معمولاً محکمتر، نازکتر و با تاب بیشتری | میتواند ضخیمتر، نرمتر یا رنگارنگتر باشد |
مثال ملموس بافت را مانند صفحهی یک دفتر شطرنجی در نظر بگیرید. خطوط عمودی (تارها) مانند ستونهای دفتر، ثابت و کشیده هستند و خطوط افقی (پودها) مانند سطرها، آنها را قطع میکنند. حالا تصور کنید که با ماژیک رنگی، روی هر خانهای که خط افقی از روی خط عمودی عبور میکند، نقطه بگذارید و روی خانههای دیگر، خط بکشید. این کار، درست شبیه به پودگذاری و تارگذاری است؛ با انتخاب اینکه پود از زیر یا روی هر تار عبور کند، نقش و طرح دلخواه ما ساخته میشود.
هنر پودگذاری؛ چطور نقشها پدید میآیند؟
پودگذاری، قلب تپندهی بافت است. وقتی بافنده، نخ پود را با شانه یا وسیلهی دیگری میان تارها عبور میدهد، در واقع دارد تصمیم میگیرد که این نخ از زیر کدام تارها و از روی کدام تارها عبور کند. این تصمیمگیری ساده، پایهی تمام طرحهای بافتنی است. برای مثال، اگر پود را به صورت یکدرمیان از زیر و روی تارها عبور دهیم، سادهترین نوع بافت یعنی «بافت تافته» به وجود میآید. اما اگر پود را از زیر دو تار و روی دو تار رد کنیم، بافت دیگری به نام «سرژه» یا «چهارخانه» پدید میآید که طرحی مایل و اریب دارد.
به این ترتیب، با تغییر الگوی عبور پود از زیر و روی تارها، میتوان به تعداد نامحدودی طرح و نقش دست یافت. این کار در قالیبافی به کمک گرهها انجام میشود که در واقع همان پودهای کوتاهی هستند که به دور تارها پیچیده میشوند و روی آنها نقش میبندند. هر گره، یک تصمیم کوچک در مورد پودگذاری است و مجموع این تصمیمها، تصویر بزرگ قالی را میسازد.
پرسشهای کلیدی در مورد پود و تار
تارها اسکلت اصلی بافت هستند و باید در طول فرآیند بافت، کاملاً صاف و ثابت بمانند تا پودها بتوانند بهدرستی از میان آنها عبور کنند. اگر تارها سست باشند، بافت شکل خود را از دست میدهد و پارچه جمع میشود یا طرح آن کج میافتد. کشیدگی محکم تارها باعث میشود که پودها به خوبی در کنار هم قرار بگیرند و بافت یکدست شود.
این یک اشتباه رایج در ذهن مبتدیان است. اگر نخ پود را (که معمولاً نرمتر است) به عنوان تار استفاده کنیم، در حین بافت، این نخها توانایی تحمل کشش و اصطکاک را ندارند و به سرعت پاره یا گره میخورند. همچنین بافت نهایی بسیار شل و بیکیفیت خواهد شد. تارها باید از نخهای تابخورده و محکم انتخاب شوند تا بتوانند وزن پودها و ضربات شانه را تحمل کنند.
بله، این اصل اساسی بافت است. تفاوت در نحوهی بافت و نقشها، ناشی از تغییر الگوی «زیر و رو» شدن پودهاست. در برخی بافتهای خاص مانند گلیم، پودها به صورت کاملاً فشرده و با الگوهای پیچیدهتری عبور داده میشوند که باعث ایجاد طرحهای هندسی میشود. اما در همهی حالات، پایه و اساس کار، همان عبور پود از زیر و روی تارهاست. حتی در بافتهای مدرن با ماشینهای پیچیده، این قاعده به شکل مکانیزه و با سرعت بالا اجرا میشود.