نهضت تنباکو؛ وقتی یک فتوای ساده، امتیاز بزرگ را لغو کرد
ماجرای امتیاز تنباکو چه بود؟
شاید برایت جالب باشد که بدانی روزگاری یک کالای ساده مانند تنباکو، تمام کشور را به تکاپو انداخت. در زمان ناصرالدین شاه، یک شرکت خارجی توانست اجازهنامهٔ (امتیاز) خرید و فروش تنباکو را برای چندین سال به دست بیاورد. این یعنی خارجیها قرار بود همهٔ تنباکوی ایران را بخرند و خودشان به هر قیمتی که دوست داشتند، بفروشند. کشاورزانی که با تنباکو زندگی میکردند، نگران شدند؛ چون میدانستند اگر این اتفاق بیفتد، دیگر نمیتوانند برای محصولشان قیمت خوبی بگیرند. از طرف دیگر، مردم هم نگران بودند که با آمدن بیگانگان، بازارهای محلی تعطیل شود و بسیاری از شغلهای کوچک از بین برود. این تصمیم، مانند این است که یک نفر همهٔ تنقلاتِ مدرسه را از بچهها بخرد و بعد هر قیمتی که خواست، به آنها بفروشد؛ هیچکس هم نتواند اعتراض کند.
| وضعیت | پیش از امتیاز | پس از امتیاز (اگر اجرا میشد) |
|---|---|---|
| فروش تنباکو | توسط کشاورزان و بازارهای محلی | در اختیار یک شرکت خارجی |
| قیمتگذاری | رقابتی و بر اساس توافق | یکطرفه از سوی شرکت |
| نقش مردم | خریدار و تولیدکنندهٔ آزاد | فقط مصرفکنندهٔ اجباری |
حکم تاریخی چه تأثیری روی زندگی مردم گذاشت؟
در چنین شرایطی، یک روحانی بزرگ به نام میرزای شیرازی، فتوای تاریخیای صادر کرد. او اعلام کرد که استعمال تنباکو (کشیدن آن) تا وقتی که امتیاز به دست بیگانگان است، جایز نیست و مانند جنگ با امام زمان (عج) است. این حکم مانند یک زنگ خطر برای همه بود. مردم، حتی آنهایی که تنباکو میکشیدند، یکدفعه دست از کار کشیدند. جالب است که این تصمیم، فقط به کشیدن تنباکو محدود نشد؛ بسیاری از کسبه و بازاریان هم از فروش تنباکو خودداری کردند. این یعنی یک اتحاد بزرگ؛ مثل وقتی که همهٔ همکلاسیها تصمیم میگیرند در یک بازی، قوانین ناعادلانه را نپذیرند و یکصدا اعتراض کنند. در آن روزها، قلیانها در خانهها خاموش شد و بساط تنباکو از سفرهها جمع شد. این فشار عمومی آنقدر زیاد بود که دربارِ شاه را به فکر واداشت تا امتیاز را لغو کند.
سه پرسش و پاسخ دربارهٔ نهضت تنباکو
پاسخ: برای مردم، احترام به نظر مرجع دینی مانند احترام به نظر یک معلم یا پدرومادر است. وقتی آنها میدیدند که یک شخص بزرگِ دینی این حکم را صادر کرده، میدانستند که این کار، یک وظیفهٔ دینی و اخلاقی است. به همین دلیل، بدون اینکه کسی آنها را مجبور کند، از تنباکو دست کشیدند.
پاسخ: این پیروزی، سودش به همهٔ مردم رسید. کشاورزان توانستند محصولشان را آزادانه بفروشند، بازارهای محلی دوباره گرم شد و مردم هم توانستند با قیمت منصفانهتری تنباکو بخرند. همچنین این اتفاق به مردم فهماند که اگر یکصدا باشند، میتوانند از حقوق خود دفاع کنند.
پاسخ: فرض کن یک فروشگاه بزرگ، همهٔ تنقلاتِ محله را بخرد و بعد هر قیمتی که خواست، بفروشد. اگر همهٔ بچههای محله تصمیم بگیرند که از آن فروشگاه نخرند و به جای آن، از مغازههای کوچک و هممحلهایها خرید کنند، آن فروشگاه بزرگ مجبور میشود یا قیمت را کم کند یا از آن محله برود. این دقیقاً همان کاری بود که مردم در نهضت تنباکو انجام دادند.