فتحعلیشاه قاجار
روسها از شمال، انگلیس از جنوب و فرانسه از راه دور
فتحعلیشاه در سال ۱۲۱۲ خورشیدی به پادشاهی رسید. در آن زمان روسیه از شمال به ایران نزدیک میشد و میخواست سرزمینهای قفقاز را تصرف کند. انگلستان نیز نگران بود که روسیه به هند برسد، بنابراین سعی داشت ایران را متحد خود کند. از سوی دیگر، فرانسه به رهبری ناپلئون، به دنبال راهی برای تضعیف روسیه از راه ایران بود.
این سه کشور مانند سه رقیب در یک مسابقه بودند که هر کدام میخواستند ایران را به سمت خود بکشند. گاهی سفیران فرانسوی به دربار شاه میآمدند و هدیههای ارزشمند میآوردند، گاهی مأموران انگلیسی وعدهٔ پول و تفنگ میدادند، و گاهی روسها با تهدید نظامی جلو میرفتند. شاه و درباریان نمیدانستند به کدام طرف اعتماد کنند و همین سردرگمی باعث شد کشور آسیب ببیند.
| کشور | هدف اصلی | نتیجه برای ایران |
|---|---|---|
| روسیه | گسترش به جنوب و تصرف قفقاز | جنگهای سنگین و جدا شدن گرجستان و بخشهایی از آذربایجان |
| انگلستان | حفاظت از راه هند در برابر روسیه | امضای عهدنامههای تجاری و سیاسی، اما بیاعتمادی شاه |
| فرانسه | استفاده از ایران برای حمله به هند و تضعیف روسیه | فرستادن هیئتهای نظامی و سیاسی، اما بدون نتیجهٔ پایدار |
اگر جای فتحعلیشاه بودی، چه میکردی؟
فرض کن تو یک دانشآموز هستی که سه تا از دوستانت از تو میخواهند در گروه آنها عضو شوی. یکی به تو قول پول میدهد، یکی وعدهٔ کمک درسی میدهد و دیگری تهدید میکند که اگر با او نیایی، نمرهات را کم میکند. فتحعلیشاه دقیقاً در چنین شرایطی بود. روسیه مثل آن دوستی بود که تهدید میکرد، انگلیس مثل دوستی که قول پول میداد و فرانسه مثل دوستی که میگفت من به تو تجهیزات خوب میدهم.
اما شاه نمیتوانست به همه پاسخ مثبت بدهد. او گاهی با فرانسه همپیمان میشد، گاهی با انگلیس و گاهی با روسیه مدارا میکرد. این تغییر تصمیمها مانند این میماند که تو امروز با یک گروه دوست شوی و فردا با گروه دیگر. نتیجه این شد که هیچ کدام از سه کشور به ایران اعتماد نکردند و در نهایت روسیه با قدرت نظامی خود، بخشهای بزرگی از کشور را گرفت.
شاید بهتر بود شاه مانند یک مدیر مدرسه عمل میکرد که با همهٔ دانشآموزان به یک اندازه رفتار میکند و اجازه نمیدهد کسی بر دیگری برتری پیدا کند. اما فتحعلیشاه و وزیرانش تجربهٔ کافی برای مدیریت این سه قدرت بزرگ را نداشتند و همین موضوع به قیمت از دست رفتن سرزمینهای ایران تمام شد.
سه پرسش و پاسخ دربارهٔ روزگار فتحعلیشاه
پرسش ۱: چرا فتحعلیشاه نتوانست جلوی روسها را بگیرد؟
پاسخ: چون ارتش ایران در آن زمان از نظر فنی و سازمانی از ارتش روسیه ضعیفتر بود. روسها تفنگهای جدید و توپهای پیشرفته داشتند، در حالی که سربازان ایرانی بیشتر با شمشیر و نیزه میجنگیدند. همچنین شاه تصور میکرد که با وعده و وعید میتواند روسها را آرام کند، اما آنها به دنبال خاک بیشتری بودند.
پرسش ۲: انگلستان و فرانسه واقعاً به فکر ایران بودند؟
پاسخ: نه، آنها فقط به فکر منافع خودشان بودند. انگلستان نمیخواست روسیه به هند نزدیک شود و فرانسه میخواست روسیه را تضعیف کند. ایران برای آنها مانند یک مهره در صفحهٔ شطرنج بود. وقتی منافعشان تأمین میشد، از ایران دست میکشیدند. این رفتار مثل یک همکلاسی است که فقط وقتی با تو دوست میشود که از تو کاری بکشد.
پرسش ۳: مهمترین رویداد دورهٔ فتحعلیشاه چه بود؟
پاسخ: مهمترین رویداد، امضای عهدنامهٔ گلستان و سپس عهدنامهٔ ترکمانچای با روسیه بود. در این عهدنامهها، ایران مجبور شد سرزمینهای وسیعی را به روسیه واگذار کند و غرامت سنگینی بپردازد. این شکست برای مردم ایران بسیار گران تمام شد و نشان داد که نبودن یک برنامهٔ روشن برای روابط با کشورهای خارجی چقدر خطرناک است.
نکتهٔ پایانی: فتحعلیشاه در حالی پادشاه بود که ایران میان سه قدرت بزرگ گرفتار شده بود. او و درباریانش نتوانستند تعادل درستی بین این سه کشور برقرار کنند و همین ناتوانی باعث عقبنشینی ایران در برابر روسیه شد. از این دوره میتوانیم بیاموزیم که وقتی چند رقیب قدرتمند دور هم جمع میشوند، بهترین راه این است که هوشمندانه با همهٔ آنها رفتار کنیم و اجازه ندهیم کسی از ما سوءاستفاده کند. امروز هم در زندگی روزمره، وقتی با چند انتخاب یا چند دوست روبهرو میشویم، باید با دقت فکر کنیم و تصمیمهای پایدار بگیریم تا بعداً پشیمان نشویم.