استعمار؛ سلطهای برای بهرهبرداری
استعمار چه گونههایی دارد؟
استعمار تنها یک شکل نیست. گاهی کشور زورگو با لشگرکشی و اشغال نظامی، کشور دیگر را میگیرد و مردم را زیر فشار میگذارد. این همان استعمار نظامی است. گونهٔ دیگر، استعمار اقتصادی نام دارد؛ یعنی کشور قدرتمند، اقتصاد کشور ضعیفتر را در دست میگیرد؛ مثلاً کارخانههای آن را میخرد، محصولات ارزان به آن میفروشد و مواد خام آن را با قیمت کم میخرد. گونهٔ سوم، استعمار سیاسی است که در آن، کشور زورگو، دولت کشور دیگر را وادار میکند که هر دستوری را که او میدهد، اجرا کند و اجازهٔ تصمیمگیری مستقل به آن نمیدهد.
| گونهٔ استعمار | ویژگی اصلی | نمونهٔ ساده |
|---|---|---|
| نظامی | اشغال با نیروی مسلح | مانند سربازان خارجی در خیابانهای شهر |
| اقتصادی | چیرگی بر بازار و منابع | مثل خرید زمینهای کشاورزی با قیمت ناچیز |
| سیاسی | دخالت در تصمیمگیریها | مانند تحمیل قوانین به دولت آن کشور |
استعمار در زندگی روزمرهٔ ما
شاید فکر کنید استعمار ربطی به زندگی شما ندارد، اما اگر دقت کنید، نمونههای کوچک آن را همهجا میبینید. مثلاً فرض کنید در مدرسه، یک گروه از دانشآموزان قدرتمند، مسئولیت پذیرایی از مهمانان را به دست میگیرند و به دیگران اجازه نمیدهند در این کار شرکت کنند؛ آنها حتی تنقلات بهتر را برای خود برمیدارند و به دیگران نمیدهند. این یک نمونهٔ کوچک از سلطهگری است. یا در محله، اگر یک فروشندهٔ بزرگ، همهٔ مغازههای کوچک را بخرد و تصمیم بگیرد که جنسها را با چه قیمتی بفروشد، دیگر مغازهداران نمیتوانند برای خودشان تصمیم بگیرند. استعمار در مقیاس بزرگتر، دقیقاً همین گونه است؛ اما میان کشورها. وقتی یک کشور، منابع آب، نفت یا معادن کشور دیگر را میگیرد و مردم آن کشور از درآمد آن بیبهره میمانند، یعنی استعمار اقتصادی رخ داده است.
نمونهٔ دیگر، اجبار به یادگیری زبان یا فرهنگ کشور استعمارگر است. در برخی مدارس، دانشآموزان مجبور میشدند به زبان کشور اشغالگر درس بخوانند و حتی نام خود را به آن زبان تغییر دهند. این یعنی استعمار فرهنگی که یکی از بدترین گونههاست، چون هویت یک ملت را نشانه میگیرد.
پرسشهای چالشی دربارهٔ استعمار
پاسخ نه، لزوماً این گونه نیست. بسیاری از کشورها با قراردادهای اقتصادی یا وامهای سنگین، کشورهای دیگر را به خود وابسته میکنند؛ بدون آنکه حتی یک سرباز وارد آن کشور شود. پس استعمار لزوماً جنگ نیست؛ گاهی با پول و سیاست هم پیش میرود.
پاسخ بله، نمونههای بسیاری وجود دارد. مردم هند با رهبری مهاتما گاندی، از راه مقاومت منفی (یعنی نافرمانی مدنی) توانستند انگلیس را از کشور خود بیرون کنند. همچنین مردم الجزایر با مبارزهٔ مسلحانه، استقلال خود را از فرانسه به دست آوردند. بنابراین مقاومت همیشه ممکن است.
پاسخ بله، اما بیشتر به شکل اقتصادی و سیاسی است. بعضی از کشورها با تصاحب شرکتهای بزرگ و کنترل قیمت مواد اولیه، عملاً بر کشورهای دیگر سلطه دارند. به این گونه، استعمار نوین میگویند. با این تفاوت که دیگر خبری از پرچمهای نظامی در خیابانها نیست؛ اما وابستگی اقتصادی همچنان باقی است.
به یاد داشته باشیم:
استعمار یک پدیدهٔ تاریخی نیست که فقط در کتابها خوانده شود. هنوز هم شکلهای تازهای از آن در جهان دیده میشود. شناخت این مفهوم به ما کمک میکند تا استقلال و هویت خود را ارزشمند بدانیم و اجازه ندهیم هیچ قدرتی، چه با زور و چه با حیله، بر سرنوشت ما چیره شود. همهٔ ما میتوانیم با آگاهی، مشارکت در جامعه و انتخابهای درست، مانع از سلطهگری شویم. همانطور که در مدرسه، وقتی گروهی میخواهد همهکاره باشد، با همکاری و ایستادگی میتوانیم عدالت را برقرار کنیم، در جامعهٔ بزرگتر نیز مردم با اتحاد و آگاهی میتوانند در برابر هر گونه استعمار بایستند و استقلال خود را حفظ کنند.