استعمار؛ وقتی کشورهای قدرتمند بر سرزمینهای دیگر چیره میشوند
استعمار چیست و چگونه آغاز شد؟
استعمار یعنی یک کشور نیرومند، سرزمین دیگری را تصرف کند و بر مردم، منابع و ثروتهای آن جا چیره شود. کشور استعمارگر معمولاً با لشکرکشی، امضای قراردادهای نابرابر یا حتی با فریب، کنترل منطقه را به دست میگرفت. هدف اصلی استعمار، بهرهبرداری از منابعی مانند نفت، طلا، الماس، چوب جنگلها و نیز استفاده از نیروی کار ارزان یا بردگان بود. استعمارگران همچنین بازارهای تازهای برای فروش کالاهای خود میخواستند. این پدیده از سدهٔ پانزدهم میلادی با سفرهای دریایی اروپاییها به قارههای دیگر شدت گرفت و تا اواسط سدهٔ بیستم میلادی ادامه یافت.
برای نمونه، کشورهای اروپایی مانند پرتغال، اسپانیا، انگلستان و فرانسه، بخشهای بزرگی از آفریقا، آسیا و آمریکا را به مستعمره تبدیل کردند. آنها مرزهای جدیدی کشیدند، زبان و فرهنگ خود را تحمیل کردند و اقتصاد منطقه را به سود خود تغییر دادند. مردم بومی اغلب مجبور به کار در مزارع، معادن یا کارخانههایی میشدند که برای کشور استعمارگر سودآوری داشت.
تأثیر استعمار بر زندگی مردم و منابع
استعمار تأثیرهای بسیار گستردهای بر سرزمینهای تحت سلطه داشت. از یک سو، منابع طبیعی مانند معادن زغالسنگ، مس، نفت و جنگلهای انبوه به سرعت استخراج و به کشورهای استعمارگر فرستاده میشد. از سوی دیگر، مردم بومی اغلب از حقوق اولیه خود محروم میشدند؛ زبان، دین و آداب آنها سرکوب میگردید و به جای آن، فرهنگ استعمارگر ترویج مییافت. بسیاری از کودکان بومی به جای رفتن به مدرسه، مجبور به کار در مزارع یا معادن بودند.
برای درک بهتر، مانند این است که در مدرسه، گروهی از دانشآموزان قدرتمند، تمام وسایل نقاشی و کتابهای دیگران را بردارند و آنها را مجبور کنند برای خودشان نقاشی بکشند یا تکالیفشان را انجام دهند. در این حالت، آن گروه از امکانات دیگران سود میبرد، اما به آنها اجازهٔ پیشرفت نمیدهد. این دقیقاً همان کاری بود که کشورهای استعمارگر با مستعمرههای خود میکردند.
| ویژگیها | کشور استعمارگر | سرزمین مستعمره |
|---|---|---|
| دسترسی به منابع | واردات منابع از مستعمره | صادرات منابع به استعمارگر |
| نیروی کار | کارگران ماهر و مدیران | کارگران اجباری و کمدستمزد |
| فرهنگ و زبان | زبان و فرهنگ غالب | تحمیل زبان و فرهنگ بیگانه |
| ثروت و اقتصاد | رشد اقتصادی و صنعتی | فقر و وابستگی اقتصادی |
سه پرسش چالشی دربارهٔ استعمار
کشورهای استعمارگر به منابع ارزان، نیروی کار فراوان و بازار جدید برای فروش کالاهای خود نیاز داشتند. آنها میخواستند مواد اولیه را با قیمت کم از مستعمره بگیرند، کالاهای ساختهشده را با سود بالا به آن جا بفروشند و ثروت کشور خود را افزایش دهند. همچنین، برخی کشورها برای نشان دادن قدرت خود به رقبا، به گسترش قلمرو علاقه داشتند.
بله، در بیشتر موارد سود اصلی به استعمارگر میرسید، اما در بعضی مستعمرهها، راهسازی، ساخت بیمارستان و مدرسه نیز انجام شد. البته این کارها معمولاً برای راحتتر کردن بهرهبرداری یا تحت کنترل داشتن مردم بود، نه برای آبادانی واقعی. پس از استقلال، بسیاری از کشورهای مستعمره با مشکلاتی مانند مرزهای تحمیلی، فقر و نبود صنایع پیشرفته دستوپنجه نرم میکردند.
امروزه استعمار به شکل کلاسیک (تصرف نظامی) کمتر دیده میشود، اما شکل جدیدی به نام «استعمار اقتصادی» یا «نئواستعمار» وجود دارد. در این شکل، کشورهای قدرتمند با کنترل بازار، وامهای سنگین، سرمایهگذاری در معادن و رسانهها، بر کشورهای فقیرتر سلطه دارند. برای نمونه، شرکتهای بزرگ بینالمللی ممکن است معادن یک کشور را تصاحب کنند و بخش عمدهٔ سود را به خارج ببرند، در حالی که مردم محلی سهم ناچیزی میبرند.