جامعالتواریخ و مسجد جامع ورامین
جامعالتواریخ و مسجد جامع ورامین؛ دو گنجینهٔ تاریخی
تاریخ خواجه رشیدالدین فضلالله، وزیر دانشمند ایلخانان، کتاب جامعالتواریخ را در سدهٔ هفتم هجری قمری نوشت. این کتاب مانند یک دایرةالمعارف تاریخی است که در آن، تاریخ اقوام مختلف از جمله مغولان، ترکان، چینیان و ایرانیان گردآوری شده است. او برای نگارش این کتاب، از منابع گوناگون و حتی از گفتوگو با آگاهان و بزرگان هر قوم استفاده کرد. مسجد جامع ورامین نیز در همین دورهٔ تاریخی و به دستور یکی از وزیران ایلخانی ساخته شد. این مسجد با ایوان بلند، کاشیکاریهای معرّق و گچبریهای زیبا، یکی از شاهکارهای معماری ایرانی-اسلامی به شمار میرود.
ارتباط میان این دو اثر، در توجه به فرهنگ و هنر ایرانی در دورهٔ ایلخانی خلاصه میشود. درست همانگونه که امروز یک دانشآموز، هم به کتابهای درسی خود (مانند جامعالتواریخ) و هم به مدرسهای که در آن درس میخواند (مانند مسجد جامع) اهمیت میدهد، در آن دوره نیز نگارش تاریخ و ساخت بناهای بزرگ، نشانهی شکوه و عظمت یک حکومت بود.
| موضوع مقایسه | جامعالتواریخ | مسجد جامع ورامین |
|---|---|---|
| نوع اثر | کتاب تاریخی | بنای معماری |
| سازنده | خواجه رشیدالدین فضلالله | یکی از وزیران ایلخانی |
| هدف | ثبت تاریخ اقوام و حکومتها | محل عبادت و نمایش هنر معماری |
| ویژگی برجسته | استفاده از منابع متعدد و گروهی از نویسندگان | ایوان بلند و کاشیکاریهای معرّق |
چگونه این اثر تاریخی با زندگی روزمرهٔ ما پیوند دارد؟
شاید در نگاه اول، کتابی مانند جامعالتواریخ یا یک مسجد قدیمی، ارتباط چندانی با زندگی روزمرهٔ یک دانشآموز نداشته باشد. اما اگر کمی دقت کنیم، متوجه میشویم که این آثار مانند یک مدرسهٔ قدیمی یا یک کتابخانهٔ بزرگ هستند. برای مثال، وقتی شما برای انجام یک تحقیق، از چند کتاب و وبسایت کمک میگیرید، درست مانند خواجه رشیدالدین عمل کردهاید که از منابع گوناگون برای نگارش کتابش استفاده میکرد. همچنین، مسجد جامع ورامین با گنبد آجری و ایوان رفیع خود، یادآور مسجد محلهتان یا حتی سالن ورزشی مدرسه است که محل گردهمایی مردم است. این بناها به ما میآموزند که چگونه میتوان از مصالح ساده مانند آجر و گچ، شاهکارهای ماندگار خلق کرد. علاوه بر این، مطالعهٔ تاریخ اقوام و حکومتها در جامعالتواریخ، به ما کمک میکند تا ریشههای فرهنگی خود را بهتر بشناسیم و به هویت ایرانی خود افتخار کنیم. درست مثل زمانی که دربارهٔ جشنهای باستانی یا غذاهای سنتی از پدر و مادر خود سؤال میپرسیم.
پرسش و پاسخهای چالشی
پرسش: چرا خواجه رشیدالدین باید تاریخ اقوام دیگر مانند مغولان را در کتاب خود مینوشت؟ مگر او ایرانی نبود؟
پاسخ: خواجه رشیدالدین وزیر حکومت ایلخانی بود که مغولان بر آن حکومت میکردند. او برای اینکه بتواند بهتر حکومت کند و میان اقوام مختلف صلح برقرار سازد، باید فرهنگ و تاریخ آنان را میشناخت. امروز نیز اگر شما وارد یک گروه دوستی جدید شوید، برای اینکه ارتباط بهتری داشته باشید، سعی میکنید دربارهٔ علایق و فرهنگ آنها بدانید. این کار، هوش اجتماعی نام دارد.
پرسش: آیا مسجد جامع ورامین فقط یک مسجد معمولی بوده است؟
پاسخ: خیر، مسجد جامع در آن زمان، فقط جایگاه نماز نبود. بلکه مانند یک پایگاه فرهنگی و اجتماعی عمل میکرد. مردم در آنجا گرد هم میآمدند، از اخبار باخبر میشدند و حتی گاهی کلاسهای درس و جلسات قضاوت در آن برگزار میشد. این مسجد، نقش یک «مرکز محله» را داشت؛ درست مانند کانون فرهنگی یا کتابخانهٔ امروزی که در بسیاری از شهرها وجود دارد.
پرسش: با وجود گذشت صدها سال، چرا هنوز این کتاب و مسجد برای ما مهم هستند؟
پاسخ: این آثار مانند یک دوربین یا دفتر خاطرات قدیمی هستند که اطلاعات ارزشمندی از گذشته در خود دارند. جامعالتواریخ به ما میگوید که مردم آن زمان چگونه زندگی میکردند، چه میخوردند، چگونه حکومت میکردند و چه جنگها و صلحهایی رخ داده است. مسجد جامع ورامین نیز نشان میدهد که هنر و معماری در آن روزگار به چه درجهای از زیبایی و دانش رسیده بود. از این اطلاعات برای شناخت بهتر خود و آیندهمان استفاده میکنیم.