اسماعیلیان ایران؛ دژهای کوهستانی و پایان کار با هلاکوخان
اسماعیلیان که بودند و چگونه قدرتی یافتند؟
اسماعیلیان شاخهای از شیعیان بودند که پس از مرگ جعفر صادق (پیشوای ششم شیعیان)، به امامت فرزند او اسماعیل باور داشتند. به همین دلیل به «اسماعیلیه» شهرت یافتند. آنان در سدههای چهارم و پنجم هجری، با تبلیغ میان مردم و استفاده از پنهانکاری و سازماندهی مخفی، توانستند پیروان بسیاری در ایران و دیگر سرزمینهای اسلامی پیدا کنند. نقطهٔ اوج قدرت آنان در ایران، دورهٔ تسلط بر قلعهٔ الموت بود. این قلعه در منطقهٔ البرز مرکزی قرار داشت و به دلیل استحکام طبیعی و موقعیت کوهستانی، به دژ امنی برای اسماعیلیان تبدیل شد. آنان با بهرهگیری از کشاورزی، جمعآوری مالیات و راهزنی کاروانهای تجاری، هزینهٔ زندگی و دفاع از قلعهها را تأمین میکردند. فرماندهان اسماعیلی که به «داعی» معروف بودند، با ارسال نامه و فرستادن مبلغان، مردم مناطق دورافتاده را به خود جذب میکردند.
چرا اسماعیلیان در قلعههای کوهستانی زندگی میکردند؟
زندگی در کوهستان برای اسماعیلیان یک راهبرد هوشمندانه بود. قلعههای کوهستانی به آنان امکان میداد تا از حملات سپاهیان بزرگ در امان بمانند. همانطور که در زندگی روزمره، گاهی برای محافظت از وسایل باارزش خود، آن را در جای بلند و دور از دسترس قرار میدهیم، اسماعیلیان نیز با ساخت دژهای بلند، از خود در برابر دشمنان دفاع میکردند. این قلعهها مانند یک اتاق امن در خانه بودند؛ جایی که کسی به راحتی نمیتوانست وارد شود. از مهمترین قلعههای آنان میتوان به الموت، میموندژ، لمبسر و گردکوه اشاره کرد. این قلعهها دارای برجهای دیدهبانی، انبارهای بزرگ آذوقه و تونلهای مخفی برای فرار بودند. اسماعیلیان همچنین با احداث قنات و آبانبار، نیاز آبی خود را در زمان محاصره برطرف میکردند. این تدابیر، آنان را برای سالها در برابر حملات مقاوم نگه داشته بود.
| نام قلعه | موقعیت | ویژگی مهم |
|---|---|---|
| الموت | البرز مرکزی | مرکز فرماندهی و کتابخانهٔ بزرگ |
| میموندژ | شمال قزوین | آخرین پناهگاه اسماعیلیان |
| گردکوه | نزدیک دامغان | بلندترین قلعه با دید وسیع |
چالشهای مفهومی دربارهٔ اسماعیلیان و هلاکوخان
چرا هلاکوخان به سراغ اسماعیلیان آمد؟
هلاکوخان که از سوی برادر بزرگ خود، منگوقاآن، مأموریت یافته بود تا سرزمینهای غربی را به تصرف درآورد، اسماعیلیان را سدی در برابر توسعهٔ حکومت مغول میدید. همچنین برخی از گزارشها نشان میدهد که اسماعیلیان با ارسال فدائیان، جان برخی از فرماندهان مغول را تهدید کرده بودند. بنابراین هلاکوخان تصمیم گرفت پیش از هر کار دیگری، این گروه را نابود کند تا مسیر لشکرکشی به بغداد را هموار سازد.
چگونه هلاکوخان توانست قلعههای مستحکم را فتح کند؟
مغولان از تکنیکهای پیشرفتهٔ جنگی مانند منجنیقهای بزرگ و نیروهای زبدهٔ تیرانداز استفاده میکردند. آنان همچنین با قطع راههای تدارکاتی، اسماعیلیان را در تنگنا قرار میدادند. محاصرهٔ طولانی و کمبود آذوقه، بسیاری از قلعهها را تسلیم کرد. هلاکوخان علاوه بر قدرت نظامی، از سیاست ترغیب و تهدید نیز بهره برد و به فرماندهان دژها اماننامه میداد تا مقاومت را بشکنند. آخرین قلعه، یعنی میموندژ، در سال ۶۵۴ هجری قمری سقوط کرد و حکومت اسماعیلیان در ایران برای همیشه برچیده شد.
آیا اسماعیلیان کاملاً نابود شدند؟
هر چند حکومت و قلعههای اسماعیلیان نابود شد، اما گروههایی از آنان همچنان به صورت پنهان در مناطق دورافتاده به زندگی ادامه دادند. امروزه نیز پیروان این مذهب در کشورهایی مانند هند، پاکستان، تاجیکستان و افغانستان حضور دارند. در ایران نیز بازماندگان آنان با نام «موحدان» یا «اهل حق» شناخته میشوند، هر چند باورهایشان در طول زمان دگرگون شده است. بنابراین میتوان گفت که نابودی سیاسی آنان، به معنای نابودی کامل فرهنگی و مذهبیشان نبود.
آنچه باید به خاطر بسپارید:
اسماعیلیان ایران با بهرهگیری از دژهای کوهستانی، برای سالیان طولانی در برابر حکومتهای وقت مقاومت کردند. آنان با سازماندهی هوشمندانه و باورهای ویژهٔ خود، توانستند هویتی مستقل بیافرینند. سرانجام هلاکوخان، با لشکر عظیم مغول و به کارگیری شیوههای جنگی نوین، این حکومت را از میان برداشت. اما میراث آنان در قالب گروههای اسماعیلی همچنان در جهان اسلام باقی مانده است. مطالعهٔ سرگذشت اسماعیلیان به ما نشان میدهد که چگونه عقیده، جغرافیا و قدرت نظامی میتوانند سرنوشت یک جامعه را رقم بزنند.