قومگرایی اموی و قیامهای ضد اموی
نابرابری در سایهٔ خلافت
وقتی بنیامیه بر سر کار آمدند، برخی از کارگزاران آنها، مردم را به دو دستهٔ عرب و غیرعرب تقسیم میکردند. برای نمونه، به غیرعربها (که به آنها «موالی» میگفتند) اجازهٔ شرکت در برخی جایگاههای مهم داده نمیشد یا حقوق کمتری دریافت میکردند. این رفتار، مانند این است که در یک کلاس درس، معلم فقط به دانشآموزانی که از یک محلهٔ خاص هستند، نمرهٔ خوب بدهد و بقیه را نادیده بگیرد. در حالی که در اسلام، همانطور که در قرآن آمده، بهترین مردم، پرهیزکارترین آنهاست، نه عربترین یا ثروتمندترین آنها. این سیاست، خلاف عدالت بود و خشم بسیاری را برانگیخت.
امویان برای تثبیت قدرت خود، شاعران و نویسندگانی را تشویق میکردند که اشعاری در برتری عرب بسرایند. آنها حتی گاهی در سخنرانیهای خود، غیرعربها را تحقیر میکردند. این کار، مانند این میماند که یک تیم ورزشی، بازیکنان تیم دیگر را بیاستعداد بخواند، فقط به خاطر اینکه از شهر دیگری هستند. چنین رفتاری، نه تنها با روحیهٔ برادری اسلامی سازگار نبود، بلکه باعث شد گروههای مختلفی از مردم، از جمله ایرانیان و موالی، دست به اعتراض و قیام بزنند.
| دیدگاه | ملاک برتری | نتیجه |
|---|---|---|
| حکومت اموی | نژاد و قومیت (عرب بودن) | ایجاد تبعیض و نارضایتی |
| آموزهٔ اسلامی | تقوا و پرهیزکاری | برابری و عدالت |
نمونهای از زندگی مدرسهای خودمان
فرض کنید در مدرسه، مدیر تصمیم بگیرد که فقط دانشآموزانی که زبان مادریشان فارسی است، میتوانند عضو شورای دانشآموزی شوند. طبیعی است که بقیهٔ دانشآموزان ناراحت میشوند و ممکن است اعتراض کنند. قیامهای ضد اموی هم دقیقاً به همین دلیل شکل گرفت. مردم میدیدند که لیاقت و شایستگی آنها نادیده گرفته میشود و به جای تقوا، نسب و قبیله ملاک قرار میگیرد.
یکی از معروفترین قیامها، قیام ابومسلم خراسانی بود که با شعار «دعوت به کتاب خدا و سنت پیامبر» و مخالفت با ظلم امویان شکل گرفت. یا قیام امام حسین (علیهالسلام) که اگرچه ابعاد گستردهتری داشت، اما بخشی از آن، اعتراض به حاکمیت ناعادلانهای بود که ارزشهای الهی را کنار میگذاشت. این قیامها مانند یک آزمون بزرگ بودند که نشان دادند مردم، نابرابری را نمیپذیرند و برای عدالت خواهی، جان خود را به خطر میاندازند.
چند پرسش و پاسخ چالشی
پاسخ: آنها میخواستند با این کار، قدرت خود را در میان قبایل عرب محکم کنند و از حمایت آنها برخوردار شوند. مانند این است که یک کاپیتان تیم، فقط به دوستان صمیمی خود بازی بدهد تا محبوبیتش در تیم حفظ شود، حتی اگر به ضرر تیم تمام شود.
پاسخ: نه، اما سیاست کلی حکومت بر این پایه بود. برخی از والیان اموی با غیرعربها خوب رفتار میکردند، اما قوانین اصلی، نابرابری را تشویق میکرد. مثل این است که در یک مدرسه، بیشتر معلمان به یک گروه خاص توجه بیشتری دارند، هرچند یک یا دو معلم عادل باشند.
پاسخ: خیر، اما زمینه را برای حکومتهای بعدی مانند عباسیان فراهم کردند که تا حدی به این مسئله توجه بیشتری نشان دادند. مهمتر از آن، این قیامها پیام روشنی برای همهٔ تاریخ داشت که هیچ قوم و نژادی بر دیگری برتری ندارد و تقوا، تنها معیار ارزشمندی است.
نکتهٔ پایانی: حکومت اموی با وجود پیشرفتهایی که داشت، به دلیل تبعیض نژادی، نتوانست محبوبیت واقعی در میان همهٔ مسلمانان به دست آورد. قیامهای ضد اموی به ما یادآوری میکنند که عدالت و تقوا، سنگ بنای یک جامعهٔ اسلامی است و هرگونه برتریجویی نژادی، نه تنها در اسلام رد شده، بلکه سرانجامش شکست و نارضایتی است. ما امروز نیز باید مراقب باشیم که هیچکس را به خاطر زبان، رنگ یا قومیتش تحقیر نکنیم، همانطور که پیامبر اسلام در حجهالوداع فرمودند که هیچ عربی را بر عجمی برتری نیست، مگر به تقوا.