عبیدالله بن زیاد: حاکم کوفه از سوی یزید که با ایجاد ترس، مردم را از یاری امام حسین (ع) بازداشت
عبیدالله بن زیاد کیست و چگونه به قدرت رسید؟
عبیدالله پسر زیاد بود که پدرش زیاد بن ابیسفیان، از فرماندهان معروف اموی به شمار میرفت. پس از مرگ معاویه و روی کار آمدن یزید، عبیدالله به دلیل وفاداریاش به خاندان اموی، به عنوان والی کوفه منصوب شد. او مردی سختگیر، بیرحم و بسیار جاهطلب بود که برای رسیدن به اهدافش از هیچ روشی فروگذار نمیکرد. کوفه در آن زمان شهری بود که بسیاری از مردم آن به خاندان پیامبر (ص) علاقه داشتند و نامههای زیادی به امام حسین (ع) نوشته و ایشان را به کوفه دعوت کرده بودند. اما وقتی عبیدالله بن زیاد به کوفه آمد، با تمام توان تلاش کرد تا این فضا را تغییر دهد.
او میدانست که مردم کوفه دو دل هستند و ممکن است زیر فشارها از تصمیم خود برگردند، بنابراین از همان روز اول، با سخنرانیهای تند، تهدید به مجازات و اعدام مخالفان، فضایی از وحشت ایجاد کرد. ابنزیاد به خوبی فهمیده بود که اگر بتواند مردم را بترساند، دیگر کسی جرأت همراهی با امام حسین (ع) را نخواهد داشت.
روشهای ترسناک ابنزیاد برای کنترل کوفه
عبیدالله بن زیاد برای ایجاد رعب و وحشت در کوفه، از چند ابزار مهم استفاده کرد که هر کدام به نوبهٔ خود تأثیر عمیقی بر روحیهٔ مردم گذاشت. نخستین و مهمترین روش او، تهدید مستقیم بود. او در سخنرانیهایش آشکارا به مردم میگفت که هر کس حتی کوچکترین همدردی با امام حسین (ع) داشته باشد، به شدت مجازات خواهد شد و اموالش مصادره میگردد. دومین روش، گماردن جاسوس در سطح شهر بود تا هرگونه خبر یا حرکت مخالف را به او گزارش دهند. مردم به خوبی میدانستند که ممکن است همسایه یا دوستشان جاسوس ابنزیاد باشد، بنابراین از بیان هرگونه نظر مخالف خودداری میکردند.
سومین و مؤثرترین روش او، اعدام و زندانی کردن چهرههای شاخص طرفدار اهل بیت (ع) بود. برای نمونه، او مسلم بن عقیل را که از سوی امام حسین (ع) برای بررسی اوضاع کوفه آمده بود، دستگیر کرد و به طرز فجیعی به شهادت رساند. این اقدام هشداری بود برای همه که حتی نزدیکان امام نیز در امان نیستند. پس از این واقعه، فضای کوفه چنان سنگین و ترسناک شد که بسیاری از کسانی که قبلاً نامه نوشته بودند و به امام وعدهٔ یاری داده بودند، از ترس جان خود، از هرگونه اقدامی خودداری کردند.
| اقدام ابنزیاد | نتیجهٔ آن در کوفه |
|---|---|
| تهدید به مجازات و مصادرهٔ اموال | ترس مردم از دست دادن جان و مال خود |
| گماردن جاسوس در سطح شهر | شک و بیاعتمادی میان مردم و سکوت اجباری |
| اعدام مسلم بن عقیل و یارانش | شکستن روحیهٔ طرفداران و ایجاد وحشت عمومی |
| جلوگیری از خروج مردم از کوفه | انزوای شهر و قطع ارتباط با کاروان امام |
این موضوع چه شباهتی به زندگی امروز ما دارد؟
شاید برایتان جالب باشد که بدانید این نوع رفتار، تنها مختص به تاریخ نیست. در زندگی روزمرهٔ خود ما نیز نمونههایی از این فشارها و ترسها دیده میشود. مثلاً فرض کنید در مدرسه، یک دانشآموز قدرتمند و زورگو تصمیم میگیرد که همه را از دوستی با یک نفر خاص منع کند. او با تهدید، شایعهپراکنی و ایجاد جوّ ترس، باعث میشود که دیگران جرأت نکنند با آن فرد حرف بزنند یا به او کمک کنند. حتی اگر دوستان آن فرد در دل بخواهند به او کمک کنند، به خاطر ترس از زورگو، سکوت میکنند و او را تنها میگذارند. درست مثل مردم کوفه که بسیاری از آنها دلشان میخواست به امام حسین (ع) بپیوندند، اما از عبیدالله بن زیاد میترسیدند. این مثال نشان میدهد که ترس چگونه میتواند تصمیمهای درست را از انسان بگیرد و او را به کاری که دوست ندارد، وادار کند.
سه پرسش چالشی دربارهٔ نقش ابنزیاد
چرا مردم کوفه با وجود اینکه امام حسین (ع) را دوست داشتند، از او حمایت نکردند؟
پاسخ: چون عبیدالله بن زیاد با ایجاد ترس و وحشت، ارادهٔ آنها را فلج کرده بود. مردم کوفه مانند دانشآموزی هستند که میخواهد از دوستش دفاع کند، اما از تنبیه معلم سختگیر یا گروهی از همکلاسیهای زورگو میترسد و در نتیجه سکوت میکند. ترس از مرگ و مجازات، مهمترین دلیلی بود که مردم کوفه را از یاری امام بازداشت.
آیا میتوان گفت عبیدالله بن زیاد عامل اصلی شهادت امام حسین (ع) بود؟
پاسخ: ابنزیاد یکی از عوامل اصلی بود، اما نه تنها عامل. او با بستن درهای کوفه به روی امام و جلوگیری از تشکیل سپاه یاریکننده، زمینهساز اصلی واقعهٔ عاشورا شد. البته یزید نیز دستور کلی را صادر کرده بود، اما ابنزیاد با تدبیرهای وحشیانهاش، این نقشه را به مرحلهٔ اجرا رساند. او مانند یک مدیر اجرایی است که دستورهای مدیر بالادست را با شدت و خشونت بیشتری پیاده میکند.
آیا فقط ترس باعث شد مردم کوفه از امام حسین (ع) دست بکشند؟
پاسخ: ترس نقش اصلی را داشت، اما عوامل دیگری مانند دنیاپرستی، ترس از دست دادن موقعیت اجتماعی و نفوذ وعدههای مالی ابنزیاد نیز بیتأثیر نبود. برخی از سران کوفه که منافع شخصیشان در خطر بود، با ابنزیاد همکاری کردند تا جایگاه خود را حفظ کنند. این درست مثل وضعیتی است که بعضی از دانشآموزان برای اینکه مورد پسند گروه قدرتمند کلاس باشند، از حق دوست خود میگذرند.
نکتهٔ پایانی: عبیدالله بن زیاد با استفاده از روشهای ترسناک و ایجاد فضای وحشت، موفق شد مردم کوفه را از یاری امام حسین (ع) باز دارد. این موضوع نشان میدهد که ترس چگونه میتواند تصمیمگیری درست را مختل کند و انسان را به کاری که برخلاف وجدانش است، وادار سازد. از سوی دیگر، ایستادگی امام حسین (ع) در برابر این فضای خفقانآمیز، درس بزرگی برای همهٔ ما دارد که نباید در برابر زور و تهدید، تسلیم شویم و باید از حق خود و دیگران دفاع کنیم.