رحلت پیامبر و آغاز دورهٔ تازه در تاریخ اسلام
روزهای پایانی در مدینه
پیامبر اسلام در سال دهم هجری، پس از بازگشت از حجهالوداع (آخرین حج)، بیمار شدند. بیماری ایشان حدود دو هفته طول کشید و در این مدت، با وجود ضعف شدید، همچنان به مسلمانان توصیه میکردند که به نماز اهمیت دهند و با یکدیگر مهربان باشند. در روزهای پایانی، پیامبر به اصحاب خود فرمودند که اگر کسی از ایشان طلبی دارد، بیاید و طلب خود را بگیرد تا هنگام دیدار خداوند، بدهکاری نداشته باشد. این رفتار نشان میدهد که پیامبر میخواستند مسلمانان را برای روزهای پس از خود آماده کنند.
در روز دوشنبه، بیست و هشتم صفر سال یازدهم هجری، حضرت محمد در خانهٔ همسر خود، عایشه، در مدینه از دنیا رفتند. خبر درگذشت پیامبر، مانند زلزلهای در مدینه پیچید. بسیاری از مردم باور نمیکردند که پیامبر از دنیا رفته باشد. یکی از نزدیکترین یاران پیامبر، عمر بن خطاب، حتی تهدید کرد که هر کسی بگوید پیامبر مرده است، او را مجازات خواهد کرد. اما ابوبکر، که از سفر خارج از مدینه بازگشته بود، با دیدن پیکر پیامبر، سخنی معروف گفت: «هر کس محمد را میپرستید، بداند که محمد مرده است؛ و هر کس خدا را میپرستد، بداند که خدا زنده است و هرگز نمیمیرد.» این سخن آرامش را به مردم بازگرداند.
جانشینی پیامبر؛ چالشی مانند انتخاب ناخدای کشتی
انتخاب جانشین برای پیامبر، مانند این است که ناخدای یک کشتی بزرگ ناگهان از دنیا برود و خدمه باید سریعاً تصمیم بگیرند که چه کسی سکان هدایت را به دست گیرد. در آن زمان، دو گروه اصلی در جامعهٔ اسلامی وجود داشتند: مهاجران (کسانی که از مکه به مدینه هجرت کرده بودند) و انصار (اهالی مدینه که از پیامبر و مهاجران حمایت کرده بودند). انصار معتقد بودند که چون آنها پیامبر را در شهر خود پذیرفته و یاری کردهاند، جانشین باید از میان آنها باشد. اما مهاجران استدلال میکردند که آنان پیشتر از دیگران اسلام آوردهاند و با پیامبر از مکه به مدینه آمدهاند، بنابراین سزاوارترند.
داستان انتخاب خلیفه در سقیفه
در حالی که جمعی از مسلمانان مشغول آمادهسازی پیکر پیامبر برای دفن بودند، گروهی از انصار در مکانی به نام «سقیفهٔ بنی ساعده» گرد هم آمدند تا دربارهٔ جانشین تصمیم بگیرند. وقتی خبر به مهاجران رسید، ابوبکر، عمر و ابوعبیده جراح به آنجا رفتند. در آنجا گفتگوهای زیادی درگرفت. سرانجام، ابوبکر با سخنانی، مهاجران را برتر از انصار معرفی کرد و پیشنهاد داد که اگر انصار قبول کنند، یکی از آن دو گروه به عنوان خلیفه انتخاب شود. در پایان، پس از بحث بسیار، ابوبکر به عنوان نخستین خلیفه مسلمانان انتخاب شد. بسیاری از انصار و همچنین حضرت علی و بنیهاشم، در این بیعت شرکت نکردند و معتقد بودند که انتخاب باید با نظر همهٔ مسلمانان باشد.
بسیاری از مورخان معتقدند که پیامبر در موارد مختلف، مانند غدیر خم، علی را به عنوان وصی خود معرفی کردند، اما به دلیل شرایط زمانه، این موضوع به صورت رسمی و کتبی ثبت نشد. برخی نیز بر این باورند که پیامبر خواستند مسلمانان خود در مورد رهبری آینده تصمیم بگیرند تا نشان دهد که حکومت در اسلام، مبتنی بر انتخاب مردم است.
خیر. گروهی از صحابه، مانند حضرت علی، فاطمه زهرا، و بنیهاشم، با این انتخاب مخالفت کردند. آنها معتقد بودند که جانشین پیامبر باید از خاندان او باشد. این اختلاف، بعدها به ایجاد دو شاخهٔ بزرگ در اسلام یعنی شیعه و سنی انجامید.
فرض کنید در یک تیم ورزشی، کاپیتان تیم ناگهان بیمار میشود و تیم باید سریعاً کاپیتان جدیدی انتخاب کند. گاهی اعضای تیم با هم اختلاف پیدا میکنند و این اختلاف میتواند روی هماهنگی تیم تأثیر بگذارد. انتخاب جانشین پیامبر هم دقیقاً چنین چالشی بود؛ اما تأثیر آن نه فقط روی یک تیم، بلکه روی کل جامعهٔ مسلمانان و حتی تاریخ جهان گذاشت.
رحلت پیامبر در بیست و هشتم صفر سال یازدهم هجری، در حالی رخ داد که جامعهٔ مسلمانان برای ادامهٔ راه، نیازمند رهبری قوی بود. انتخاب ابوبکر در سقیفه، اگرچه مورد قبول همه نبود، اما تا حد زیادی از فروپاشی جامعهٔ نوپای اسلامی جلوگیری کرد. این رویداد نشان میدهد که چگونه یک تصمیم تاریخی میتواند برای قرنها بر سرنوشت یک جامعه تأثیر بگذارد. امروزه، مسلمانان جهان با الهام از سیرهٔ پیامبر و تلاش برای وحدت، سعی میکنند از اختلافات گذشته درس بگیرند و راهی برای همزیستی مسالمتآمیز بیابند.