گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

قریش: قبیله قدرتمند مکه که بسیاری از بزرگان آن با دعوت پیامبر مخالفت کردند

بروزرسانی شده در: 13:53 1405/04/5 مشاهده: 17     دسته بندی: کپسول آموزشی

قریش؛ قبیله‌ای که در برابر پیامبر ایستاد

نگاهی به ریشه‌های مخالفت بزرگان مکه با دعوت اسلام
چکیده: قریش نام قبیلهٔ بزرگی بود که در شهر مکه زندگی می‌کردند و از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بودند. این قبیله، کعبه را در اختیار داشت و از راه تجارت و میهمانداری زائران، ثروت و قدرت زیادی به دست آورده بود. هنگامی که حضرت محمد (ص) مردم را به پرستش خدای یگانه و ترک بت‌پرستی دعوت کرد، بیشتر سران قریش با او مخالفت کردند. دلیل این مخالفت، ترس از دست دادن جایگاه و منافع اقتصادی بود. در این مقاله با دلایل این مخالفت، نمونه‌هایی از زندگی روزمره و پاسخ به چند پرسش چالشی آشنا می‌شوید.

جایگاه قریش در مکه و ریشه‌های مخالفت

قریش یکی از معروف‌ترین و نیرومندترین قبیله‌های عرب بود که در قلب شبه‌جزیرهٔ عربستان، یعنی شهر مکه، زندگی می‌کرد. آنان به دو دلیل اصلی از سایر قبایل متمایز بودند: نخست اینکه کعبه، خانهٔ مقدس و مهم اعراب، در قلمرو آنان قرار داشت و دوم اینکه تجارت و کاروان‌های بازرگانی را در دست داشتند. هر ساله قبیله‌های بسیار برای زیارت کعبه به مکه می‌آمدند و این حضور، فرصتی عالی برای قریش بود تا کالاهای خود را بفروشند و سود کلانی به دست آورند. به همین دلیل، قریشیان به ثروت و نفوذ زیادی رسیده بودند.

وقتی پیامبر اسلام، دعوت خود را آشکار کرد و از مردم خواست که فقط خدای یکتا را بپرستند و از بت‌ها دست بردارند، بسیاری از سران قریش به شدت ناراحت شدند. آنان نگران بودند که اگر مردم از بت‌پرستی دست بکشند، دیگر به کعبه نمی‌آیند و بازار تجارت آنان کساد می‌شود. همچنین ریاست و آقایی آنان بر سایر قبایل، به دلیل همین جایگاه مذهبی بود؛ بنابراین مخالفت آنان با پیامبر، بیشتر ریشه در مسائل اقتصادی و اجتماعی داشت تا مسائل اعتقادی.

از میان بزرگان قریش، افرادی مانند ابوجهل، ابولهب (که عموی پیامبر بود) و ولید بن مغیره از سرسخت‌ترین مخالفان به شمار می‌رفتند. آنان نه تنها خود دعوت پیامبر را نمی‌پذیرفتند، بلکه دیگران را نیز از پذیرش آن بازمی‌داشتند. گاهی پیامبر را مسخره می‌کردند و گاهی با آزار و شکنجه، مسلمانان تازه‌وارد را از ادامهٔ راه بازمی‌داشتند. این رفتارها نشان می‌دهد که آنان تا چه اندازه به حفظ وضع موجود وابسته بودند.

نکته قریش برای اینکه پیامبر را از دعوت خود منصرف کند، پیشنهادهای جذابی مانند مال و حکومت به او داد، اما پیامبر با مهربانی و استواری پاسخ داد که هدفش تنها هدایت مردم است، نه ثروت و قدرت.

مخالفت قریش؛ مانند چه چیزهایی در زندگی امروز؟

برای درک بهتر موضوع، می‌توانیم مخالفت قریش را با برخی از موقعیت‌های روزمره‌ی خود مقایسه کنیم. فرض کنید در مدرسه، رسم و سنتی قدیمی وجود دارد که دانش‌آموزان هر روز باید با یک لباس خاص به مدرسه بیایند. حالا یک دانش‌آموز جدید پیشنهاد می‌دهد که این رسم تغییر کند و همه آزاد باشند لباس دلخواه خود را بپوشند. اگر شما یکی از دانش‌آموزانی باشید که فروشندهٔ آن لباس خاص هستید یا از این رسم سود می‌برید، طبیعی است که با این پیشنهاد مخالفت کنید، حتی اگر پیشنهاد منطقی باشد.

دقیقاً همین اتفاق برای قریش افتاد. آنان از وضع موجود سود زیادی می‌بردند و هر تغییری، حتی اگر درست بود، برایشان تهدید محسوب می‌شد. یا مثلاً تصور کنید در حیاط خانه، گروهی از همسایه‌ها هر روز عصر دور هم جمع می‌شوند و بازی می‌کنند. یک روز یکی از همسایه‌ها می‌گوید که این بازی وقت زیادی تلف می‌کند و بهتر است به جای آن درس بخوانیم. ممکن است برخی از همسایه‌ها که از این جمع‌ها خوششان می‌آید، با او مخالفت کنند، نه به این دلیل که درس خواندن بد است، بلکه به خاطر عادت و منفعتی که از این دورهمی دارند. قریش نیز به خاطر عادت به بت‌پرستی و منافع مادی‌اش، با پیامبر مخالفت کرد.

این مخالفت‌ها گاهی آنقدر شدید می‌شد که قریشیان، پیامبر و یارانش را تحریم اقتصادی می‌کردند و آنان را در دره‌ای محاصره می‌نمودند تا از غذا و آب محروم شوند. این کار نشان می‌دهد که آنان تا کجا برای حفظ قدرت خود پیش می‌رفتند، درست مثل کسی که برای برنده شدن در یک بازی، از هر وسیله‌ای حتی ناجوانمردانه استفاده کند.

رفتار و نگرش سران قریش پیامبر و مسلمانان
نگاه به تغییر تغییر را تهدید می‌دانستند تغییر را فرصتی برای اصلاح می‌دانستند
هدف اصلی حفظ ثروت و قدرت هدایت مردم به سوی خیر و حقیقت
واکنش به مخالفان آزار و شکنجه و تحریم صبوری، بردباری و ادامهٔ دعوت

پرسش‌های چالشی دربارهٔ قریش

پرسش ۱: آیا همهٔ افراد قبیلهٔ قریش با پیامبر مخالف بودند؟

خیر، همهٔ قریشیان مخالف نبودند. افرادی مانند حضرت خدیجه (همسر پیامبر)، ابوبکر صدیق و علی بن ابی‌طالب که همگی از قبیلهٔ قریش بودند، زودتر از دیگران به پیامبر ایمان آوردند. اما بیشتر سران و بزرگان قبیله که قدرت و ثروت داشتند، مخالفت کردند زیرا تغییر را به ضرر خود می‌دیدند.

پرسش ۲: چرا پیامبر با وجود مخالفت قریش، از دعوت خود دست نکشید؟

زیرا پیامبر مأموریت الهی داشت و هدفش فقط رضایت خدا و نجات مردم از گمراهی بود. او می‌دانست که اگر به خاطر تهدید یا پیشنهادهای مالی دست از دعوت بردارد، به رسالت خود خیانت کرده است. برای او، هدایت مردم از هر ثروت و قدرتی ارزشمندتر بود، درست مانند معلمی که به خاطر علاقه به یاد دادن دانش، از سختی‌ها نمی‌هراسد.

پرسش ۳: آیا مخالفت قریش با دعوت پیامبر، پایانی هم داشت؟

بله، پس از سال‌ها مبارزه و تلاش، سرانجام پیامبر با یاران خود به شهر مدینه هجرت کردند و در آنجا حکومت اسلامی را تشکیل دادند. چند سال بعد، مسلمانان بر مکه پیروز شدند و بیشتر قریشیان با مشاهدهٔ قدرت و اخلاق نیکوی مسلمانان، اسلام را پذیرفتند. این نشان می‌دهد که حق و حقیقت، سرانجام پیروز می‌شود، هرچند در ابتدا با مخالفت‌های شدید روبه‌رو شود.

نکتهٔ پایانی

مخالفت بزرگان قریش با پیامبر اسلام، نمونۀ روشنی از این واقعیت است که انسان‌ها گاهی به خاطر عادت، منفعت شخصی یا ترس از تغییر، با حق و حقیقت مقابله می‌کنند. اما تاریخ نشان داده که هیچ قدرتی نمی‌تواند در برابر نور حقیقت و ایستادگی انسان‌های پاک‌دل، دوام آورد. شناخت این داستان به ما می‌آموزد که در زندگی، نباید فقط به خاطر ترس از تغییر یا از دست دادن منافع، از پذیرش حق و انجام کار درست سر باز بزنیم. همچنین به ما یادآوری می‌کند که همواره باید با دقت و انصاف، دعوت‌های جدید را بسنجیم و از تعصب بیجا پرهیز کنیم، چراکه ممکن است راهی جدید، بهتر از راه‌های قدیمی باشد.