جانشینان اسکندر
سه سردار بزرگ و سهم آنان از امپراتوری
هنگامی که اسکندر در جوانی درگذشت، او هیچ فرزند بزرگی نداشت که بتواند جای او را بگیرد. بنابراین سرداران نیرومندش، که هر کدام مانند کاپیتان یک تیم ورزشی بودند، تصمیم گرفتند سرزمینهای فتحشده را میان خود تقسیم کنند. سه تن از این سرداران از همه مشهورتر شدند. یکی از آنان بطلمیوس بود که مصر را برای خود انتخاب کرد، چون میخواست در کنار رود نیل زندگی کند. دیگری سلوکوس بود که سرزمینهای وسیع شرقی، از سوریه تا هند، را به دست آورد. سومین نفر آنتیگونوس نام داشت که بر بخشهایی از یونان و آسیای کوچک فرمانروایی کرد. این سه سردار، هر کدام مانند سه برادر بزرگ که اتاقهای یک خانه را بین خود تقسیم میکنند، امپراتوری را میان خود بخش کردند.
| نام سردار | سرزمین زیر فرمان | یکی از کارهای مهم |
|---|---|---|
| بطلمیوس | مصر | بنای کتابخانهٔ بزرگ اسکندریه |
| سلوکوس | از سوریه تا هند | بنیانگذاری شهرهای جدید در شرق |
| آنتیگونوس | بخشهایی از یونان و آسیای کوچک | تلاش برای یکپارچه کردن دوبارهٔ امپراتوری |
این تقسیم مانند چه چیزی در زندگی ماست؟
فرض کنید شما و دوستانتان یک جعبهٔ بزرگ مداد رنگی دارید که متعلق به همه است. اگر یک دوست ناگهانی از گروه جدا شود، بقیه باید مدادها را بین خود تقسیم کنند. یکی مدادهای آبی را برمیدارد، دیگری مدادهای قرمز را و سومی مدادهای سبز را. این دقیقاً کاری است که سرداران اسکندر انجام دادند. اما مشکل اینجاست که هر کدام فکر میکردند سهم دیگری بهتر است! به همین دلیل، میان جانشینان جنگهای زیادی رخ داد. این جنگها مانند دعوای بچهها بر سر یک اسباببازی نبود، بلکه جنگهای بزرگ و خونینی بودند که سالها طول کشیدند. در نهایت، هر سردار خاندانی پایهگذاری کرد که نسلها بر آن سرزمین حکومت کردند.
پرسشهای چالشی
اسکندر جانشین مشخصی از خود به جای نگذاشته بود. پسر او هنوز به دنیا نیامده بود و برادرش نیز توانایی فرمانروایی نداشت. بنابراین سرداران قدرتمند هر کدام ادعای فرمانروایی کردند و ترجیح دادند سرزمینی را برای خود بگیرند تا اینکه زیر دست دیگری باشند. این مانند وقتی است که در یک گروه، هیچ کس را به عنوان رهبر انتخاب نکنند و هر کسی بخواهد خودش رهبر شود.
برای مردم عادی، این تقسیمبندی خوب نبود، زیرا جنگهای فراوانی میان جانشینان رخ داد. شهرها ویران شدند و کشاورزی آسیب دید. اما از طرف دیگر، هر یک از این فرمانروایان سعی کردند سرزمین خود را آباد کنند. برای نمونه، بطلمیوس در مصر کتابخانهای ساخت که سالها مرکز دانش بود. بنابراین، مانند هر تغییر بزرگی، هم خوبی داشت و هم بدی.
سلسلهٔ بطلمیوس در مصر تا زمان رومیان دوام آورد و آخرین فرمانروای آن، کلئوپاترا، بود. سلسلهٔ سلوکیان در شرق، کمکم قدرت خود را از دست داد و سرزمینهایش توسط ایرانیان و رومیان گرفته شد. آنتیگونوس نیز پس از مدتی شکست خورد. اما همهٔ این سلسلهها، فرهنگ یونانی را با فرهنگ محلی درآمیختند و دوران جدیدی را آغاز کردند.