زندگی در گذشتۀ دور
خوراک، پوشاک و سرپناه در روزگاران کهن
انسانهای نخستین برای تهیۀ خوراک، به شکار حیوانات و گردآوری میوهها و ریشههای خوردنی روی میآوردند. آنها هنوز کشاورزی نمیدانستند، بنابراین هر روز باید به دنبال غذا میگشتند. برای پوشاک، از پوست حیواناتی که شکار میکردند، استفاده میکردند. این پوستها را با سنگ تیز میبریدند و با تکههای استخوان یا خارهای بزرگ به هم وصل میکردند. سرپناه آنها نیز غارها یا کلبههایی از شاخه و برگ درختان بود. در مناطق سردسیر، پوست حیوانات را روی چوبها میکشیدند تا گرمتر بمانند.
ابزارهای این انسانها بسیار ابتدایی بود. آنها از سنگهای تیز برای بریدن، از چوب برای کندن زمین و از استخوان برای ساختن سوزن و نیزه استفاده میکردند. هر ابزاری را خودشان میساختند و اگر یک ابزار میشکست، باید دوباره از اول آن را درست میکردند. این کار زمان و انرژی زیادی میگرفت، اما برای زنده ماندن چارهای جز این نداشتند.
مقایسۀ زندگی امروز و دیروز
برای اینکه بهتر تفاوت را درک کنی، به این مثال توجه کن: امروز برای خوردن یک غذای گرم، کافی است اجاق گاز را روشن کنی و قابلمه را روی آن بگذاری. اما انسانِ نخستین برای پختن غذا، باید ابتدا آتش درست میکرد. او با دو سنگ آتشزنه یا با مالیدن چوب به چوب، جرقه ایجاد میکرد و آن را با برگ خشک بزرگ میکرد. این کار ممکن بود نیم ساعت یا بیشتر طول بکشد. همچنین امروز برای رفتن به مدرسه، سوار اتوبوس یا دوچرخه میشوی، اما کودکان آن روزگار برای کمک به خانواده، کیلومترها راه را پیاده طی میکردند تا آب یا هیزم بیاورند.
یکی دیگر از تفاوتهای بزرگ، در ارتباطات است. امروز با یک گوشی تلفن میتوانی با دوستت در آن سوی شهر حرف بزنی، اما در گذشته، انسانها برای خبر دادن به هم، از دود یا کوبیدن بر روی تنۀ درخت استفاده میکردند. یا برای شمارش، از گره زدن بر روی طناب یا خطکشیدن روی دیوار غار کمک میگرفتند. این روشها بسیار کند و نادرست بودند، اما برای آن دوران، بهترین راه ممکن به شمار میرفتند.
| نیاز روزانه | در گذشته | در امروز |
|---|---|---|
| آمادهسازی غذا | آتش با سنگ و چوب، کباب کردن گوشت روی آتش | اجاق گاز، مایکروویو، قابلمه و ماهیتابه |
| پوشاک | پوست حیوانات، دوخت با سوزن استخوانی | لباسهای نخی و پشمی، چرخ خیاطی |
| نوشتن و پیامرسانی | نقاشی روی دیوار غار، گره بر طناب | قلم و کاغذ، تلفن و رایانه |
چالشهای مفهومی
پرسش: چرا انسانهای نخستین نمیتوانستند در یک جا بمانند و خانه بسازند؟
پاسخ: چون آنها هنوز کشاورزی نمیدانستند و برای پیدا کردن غذا باید مدام به دنبال حیوانات و میوههای تازه میگشتند. به همین دلیل، زندگی کوچروی داشتند و هر چند وقت یک بار جا به جا میشدند.
پرسش: آیا انسانهای آن زمان با هم حرف میزدند؟ زبانشان چگونه بود؟
پاسخ: بله، آنها با یکدیگر حرف میزدند، اما زبانشان بسیار سادهتر از امروز بود. از صداهای کوتاه، اشاره با دست و حتی حالت چهره برای رساندن منظور خود استفاده میکردند. کمکم با گذشت زمان، زبان پیچیدهتر شد و کلمات بیشتری پدید آمد.
پرسش: چگونه انسانها توانستند از عهدهٔ سرما و گرما بر بیایند؟
پاسخ: در سرما، پوست حیوانات را روی دوش میانداختند و در غارها پناه میگرفتند. در گرما نیز زیر سایۀ درختان استراحت میکردند و بیشتر فعالیتهایشان را هنگام صبح یا غروب انجام میدادند تا گرمای شدید اذیتشان نکند. همچنین آتش به آنها کمک میکرد تا شبهای سرد را راحتتر بگذرانند.
زندگی در گذشتههای دور، بسیار سختتر از امروز بود، اما انسانها با هوش و تلاش خود توانستند بر مشکلات غلبه کنند. آنها کمکم کشاورزی را آموختند، حیوانات را اهلی کردند و ابزارهای بهتری ساختند. امروز ما از دستاوردهای آنها بهره میبریم. اگر به وسایل سادهشان نگاه کنیم، میفهمیم که چقدر خلاق و پرتلاش بودهاند. شاید روزی تو نیز با ایدههای خود، زندگی را برای دیگران آسانتر کنی.
یادآوریهمۀ ما وارث تلاش انسانهایی هستیم که هزاران سال پیش، اولین گامها را برای ساختن تمدن برداشتند.